پندهاى رسول اعظم به عبد الله ابن مسعود - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٢١ - ٤٥ - عبرت گرفتن از گذشتگان
مَضَوْا افراد گذشته را ياد كن، كسانى كه صاحب مقام و رياست و خانههاى ساخته شده از طلا و نقره بودند و سرمايههاى فراوان داشتند، كجا رفتند؟ اينها مايه عبرت آدمى است لكن دل عبرت گير كم است. چه بسيار ملوك ظالمى كه مردم را اذيت كردند و مال آنها را به غارت بردند و در زير خاك قرار گرفتند.
فانَّ اللهَ تَعالى يَقُولُ ﴿وَ عاداً وَ ثَمُودَ وَ اصْحابَ الرَّسِّ وَ قُرُونَا بَيْنَ ذلِكَ كَثيراً﴾ قوم صالح و اصحاب رس كجا رفتند كسانى كه آثار شومشان را از قبيل چهارشنبه سورى و سيزده به در رفتنها براى ما باقى گذاشتند و متأسفانه هنوز هم عدهاى پيرو اين سنتهاى غلط هستند و آن قدر پايبند هستند كه حاضر نيستند لحظه اى هم جدا شوند.
يَابْنَ مَسعُود انْظُرْ الي انْ تَدَعَ الذَّنْبَ سِرَّاً وَعَلانِيَةً صَغيراً وَ كَبيراً مواظب باش گناهان را از كوچك و بزرگ در پنهان و آشكار ترك كنى. انسان مىداند چه كارى خوب است و چه كارى بد است لكن هوى و هوس نمى گذارد كه راه سعادت را طى كند. نفس اماره او را تحريك مى كند كه به دنبال مال و مقام باشد.
فَانَّ اللهَ تَعالى حَيْثُ ما كُنْتَ يَراكَ وَ هُوَ مَعَكَ فَاجْتَنِبْها بدان كه هر جا هستى خدا تو را مىبيند و با توست پس از گناهان بپرهيز و خدا را ناظر و حاضر بدان. درود و رحمت خدا به ابن مسعود كه به دستورات رسول مكرم اسلام عمل كرد، وقتى زمان احتضار ابن مسعود فرا رسيد خليفهى سوم پيش او آمد و گفت: تو از اصحاب گران قدر پيغمبر ٦ هستى اگر حاجتى دارى بيان كن. عبدالله بن مسعود فرمود: حاجتى از تو ندارم، خدا هست خليفه گفت: لااقل براى دخترانت اگر