پندهاى رسول اعظم به عبد الله ابن مسعود - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٠٠ - ٣١ - دلبستگى به دنيا
لِقاءَ خَليلهِ آيا ديده اى كه دوستى از ديدار دوستش ناراحت شود پس بيا نزد من.
على ٧ در هنگام شهادت فرمود: فُزْتُ وَ رَبِّ الكَعْبَةِ اين فرمايش بيان گر اين است كه على ٧ رستگارى خودش را در لقاء الله ديد.
٣١- دلبستگى به دنيا
يَابْنَ مَسعُود لا تَغْرِسِ الاشْجارَ وَ لا تَجرِي الْانهارَ وَ لا تُزَخْرِفِ البُنْيانَ وَ لا تَتَّخِذِ الْحيطانَ وَ الْبُسْتانَ فَانَّ اللهَ تَعالى يَقُولُ ﴿الْهيكُمُ التَّكاثُرُ﴾ [١]. اى ابن مسعود اين گونه نباشد كه در دنيا هميشه به دنبال درختكارى و باغ و بستان و جارى كردن نهرها و بنا كردن ساختمانهاى زيبا باشى و از آخرت غفلت ورزى. حضرت رسول مىخواهند دنيا دارى را نهى كنند يعنى طورى نباشيد كه دائما نسبت به امور دنيوى همت كنيد آن گاه قيامت را فراموش نماييد والا اين روايت هيچ گونه منافاتى با روايات درختكارى كه بسيار هم فضيلت دارد، ندارد.
اگر كسى درخت بكارد كه خدمتى به مردم كند كه آنها از منافع درختان و سايه آن استفاده كنند چقدر ارزش دارد و خود اين كار از امور دنيايى نيست. روايت است كه شخصى به امام ٧ عرض كرد: آيا داشتن پول زياد جزء امور دنيايى است آن حضرت فرمودند: پول زياد را براى چه مىخواهيد؟ عرض كرد: براى اين كه كارهاى عام المنفعه
[١]. سوره تكاثر آيه ١.