پندهاى رسول اعظم به عبد الله ابن مسعود
(١)
شناسنامه کتاب
٢ ص
(٢)
فهرست مطالب
٥ ص
(٣)
مقدمه
٩ ص
(٤)
1 - شرح حال عبدالله بن مسعود
١١ ص
(٥)
2 - صبر در مشكلات
١٢ ص
(٦)
3 - ثواب صابرين
١٤ ص
(٧)
4 - علائم صابرين
١٧ ص
(٨)
5 - علامت زهد
٢٠ ص
(٩)
6 - نحوه مواجهه با فقر
٢٤ ص
(١٠)
7 - دنيا براى كافران است
٢٦ ص
(١١)
8 - علامت شوق به بهشت
٣١ ص
(١٢)
9 - هلاكت دنياپرستان
٣٦ ص
(١٣)
10 - آگاهى از حالات برخى پيغمبران
٣٧ ص
(١٤)
11 - بينش پيغمبران
٤٢ ص
(١٥)
12 - ساكنين جهنم و بهشت
٥١ ص
(١٦)
13 - مردم آخرالزمان
٥٢ ص
(١٧)
14 - دنياپرستان
٥٥ ص
(١٨)
15 - نحوه رفتار با بيدين
٦٢ ص
(١٩)
16 - علائم دنياپرستان
٦٥ ص
(٢٠)
17 - علماى آخرالزمان
٦٦ ص
(٢١)
18 - اثر علم بيعمل
٧٤ ص
(٢٢)
19 - اثر يادگيرى قرآن و علم بيعمل
٧٦ ص
(٢٣)
20 - دوستان شايسته
٧٩ ص
(٢٤)
21 - مردمان دنياپرست
٨١ ص
(٢٥)
22 - ترس از خدا
٨٥ ص
(٢٦)
23 - رها كردن كارهاى بيهوده
٨٨ ص
(٢٧)
24 - رها نكردن اطاعت
٨٩ ص
(٢٨)
25 - دورى از دنيا
٩١ ص
(٢٩)
26 - دورى از غرور
٩٣ ص
(٣٠)
27 - تفكر در آيات قرآن
٩٥ ص
(٣١)
28 - اجتناب از گناهان
٩٦ ص
(٣٢)
29 - دورى از غضب
٩٨ ص
(٣٣)
30 - آرزوى كوتاه
٩٨ ص
(٣٤)
31 - دلبستگى به دنيا
١٠٠ ص
(٣٥)
32 - مردم آخرالزمان
١٠١ ص
(٣٦)
33 - رباخوارى و اثرات آن
١٠٢ ص
(٣٧)
34 - زندگى سخت با ترك ياد خدا
١٠٤ ص
(٣٨)
35 - تمسخر مؤمنين
١٠٥ ص
(٣٩)
36 - مستى گناه
١٠٧ ص
(٤٠)
37 - دنيا ملعون است
١٠٨ ص
(٤١)
38 - اخلاص در عمل
١١١ ص
(٤٢)
39 - رها كردن نعمتهاى دنيا
١١٢ ص
(٤٣)
40 - هدف در اعمال
١١٣ ص
(٤٤)
41 - ستايش مردم
١١٥ ص
(٤٥)
42 - زياد كردن عمل خوب
١١٥ ص
(٤٦)
43 - تأخير در توبه
١١٧ ص
(٤٧)
44 - تكيه به دنيا زدن
١٢٠ ص
(٤٨)
45 - عبرت گرفتن از گذشتگان
١٢٠ ص
(٤٩)
46 - تقوا در همه حال
١٢٢ ص
(٥٠)
47 - دشمنى با شيطان
١٢٣ ص
(٥١)
48 - محاسبه نفس
١٣١ ص
(٥٢)
49 - صحبت بدون علم
١٣٢ ص
(٥٣)
50 - غصه روزى خوردن
١٣٥ ص
(٥٤)
51 - تجارت آخرت
١٤٠ ص
(٥٥)
53 - اثر ذكر خدا
١٤١ ص
(٥٦)
53 - دوست داشتن صلحاء
١٤٣ ص
(٥٧)
54 - شرك به خدا
١٤٥ ص
(٥٨)
55 - با اولياء بودن
١٤٧ ص
(٥٩)
56 - وقار داشتن
١٤٨ ص
(٦٠)
57 - دورى از گناهان
١٥٥ ص
(٦١)
58 - حفظ زبان
١٥٨ ص
(٦٢)
59 - مراقبت از باطن
١٦٠ ص
(٦٣)
60 - ياد قيامت
١٦٢ ص
(٦٤)
61 - ترس از خدا در همه حال
١٦٣ ص
(٦٥)
62 – انصاف
١٦٤ ص
(٦٦)
63 - خشوع بيهوده
١٦٥ ص
(٦٧)
64 - سختگيرى با مردم
١٦٦ ص
(٦٨)
65 - راستگويى و احسان
١٦٧ ص

پندهاى رسول اعظم به عبد الله ابن مسعود - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٨٢ - ٢١ - مردمان دنياپرست

القَوّامُونَ بِالقِسْطِ شُهداءُ لِلّهِ وَ لَوْ عَلى انْفُسِكُم اوِ الوالِدَيْنِ وَ الاقْرَبين اى ابن مسعود اين‌ها معروف خدا را منكر و منكر او را معروف مى‌ديدند. واقعا اگر كسى به اين حد برسد كه معروف در نزد او قبيح شود، مثلا نماز اول وقت خواندن پيش او زشت باشد يا زشتيها را خوب بداند آيا راهى ديگر براى رسيدن به سعادت دارد.

﴿انَّ النَّفْسَ لَامّارَةُ بِالسُّوءِ﴾ [١] نفس اماره، انسان را به بديها وادار مى كند. بدى‌ها را در چشم آدم خوب جلوه مى‌دهد تا جايى كه او را هلاك سازد به هر جهت اگر كسى به اين مرز برسد قلبش مهر مى‌خورد و واى بر حال كسى كه پرونده اش مهر بخورد و بايگانى شود ديگر هدايت نمى شود و راه نجات نخواهد داشت. بعد حضرت فرمود: در ميان اين‌ها شاهد به حق نيست يعنى شهادت به حق نمى دهند و اقامه قسط نمى كنند. عدالت در نزد اين‌ها معنا ندارد و شايد از حق كشى لذت هم ببرند طورى هستند كه خودشان را بر عليه خودشان شاهد مى‌گيرند يعنى خودشان بر گناهانشان گواه مى‌شوند.

يَابْنَ مَسعُود يَتَفاضَلُونَ بِاحْسابِهِم وَ امْوالِهِم اين‌ها كسانى هستند كه وقتى دور هم مى‌نشستند نسبت به هم برترى مى‌جستند و به وسيله حسب، نسب و مال با هم مفاضله مى‌كردند. چون در آخرت براى خود نصيبى نمى بينند در اين دنيا مفاخره مى‌كنند و تكاثر اموال را به رخ هم مى‌كشند و حال آن كه اين دنيا جاى فخر و مباهات نيست زيرا معتقديم قيامت هست و بناست همه چيز در آن جا روشن شود. هيچگاه در اين دنيا نگوييد من پسر كى هستم و چقدر مال دارم زيرا


[١]. سوره يوسف آيه ٥٣.