پندهاى رسول اعظم به عبد الله ابن مسعود - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٢ - ٢ - صبر در مشكلات
كانَ هؤُلآءِ مِمَّنْ خُلِقَتْ الْارْضُ لَهُمْ وَ بِهِمْ يُمْطَرُونَ وَ يُنْصَرُونَ وَ عَلي امامُهُمْ وَ شَهِدَوا عَلي فاطِمَةَ ٣ [١]. وقتى ابن مسعود بر جنازه ابوذر نماز خواند و او را به خاك سپرد، خليفه سوم او را احضار نمود واز او باز خواست كرد كه چرا بر ابوذر كه مورد خشم من است نمازخواندى و او را دفن كردى و براى اين خاطر او را چهل تازيانه زد. [٢]
از مفاخر ابن مسعود است كه وقتى حضرت فاطمه زهرا ٣ از دنيا رفت و به شهادت رسيد از جمله اشخاص انگشت شمارى بود كه على ٧ به او اجازه داد تا بر جنازه دختر پيغمبر حاضر شده و نماز بخواند و عاقبت ابن مسعود بر اثر ضربات لگدى كه توسط خليفه سوم متحمل شده بود، در سن شصت و چند سالگى از دنيا رحلت كرد.
اين حديث در جلد سوم وافى باب مواعظ رسول الله ٦ صفحه ٥٧ الحديث الثانى مذكور است.
٢- صبر در مشكلات
فَقَدْ رَوَاها عَبدُ الله ابْنِ مَسعُود قالَ دَخَلتُ انَا وَخَمسَةُ (رَهطٍ) مِن اصحابِنا يَوماً عَلي رَسُولِ اللهِ وَ قَدْ اصابَتْنَا مُجاعَةً شَديدةً وَ لَم يَكُن ذُقْنا مُنذُ اربَعَة اشهُر الّا الْماءَ وَ الَّلبَن وَ وَرقَ الشَّجَر.
عبد الله بن مسعود مى گويد: روزى من و پنج نفر (يا گروه) ديگر از اصحاب به محضر مبارك رسول الله ٦ رسيديم درحالى كه گرسنگى شديدى بر ما حاكم شده بود و مدت چهار ماه جز آب و شير و برگ درخت چيز ديگر نخورده بوديم.
[١]. سفينة البحارج ٢ صفحهى ١٣٩.
[٢]. كشف البيان صفحه ٤٧.