ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ٢ نعمت بودن امام (ع) از بُعد تشريعى
طريق خود و آن جهت و سويى كه [انسانها] بايد از آن داخل شوند، قرار داده است.[١]
اگر در سيره عملى اهل بيت (ع) دقت كنيم، متوجه مىشويم كه ايشان يكى از مهمترين وظايف خود را تبيين تكليف بندگان و ارائه عالىترين و روشنترين تعاليم مسير بندگى قرار دادهاند؛ به گونهاى كه كوچكترين نكتهاى را از مسائل عقلى و احكام تعبّدى و ... فروگذار ننمودهاند. با اين بيان درك احاديث ذيل روشنتر مىگردد.
امام باقر (ع) فرمودند:
به وسيله ما خدا بندگى مىشود و به وسيله ما خدا شناخته مىشود، و به وسيله ما توحيد خداوند تحقق مىيابد.[٢]
و همچنين امام صادق (ع) فرمودند:
اگر ما نبوديم، خدا عبادت نمىشد.[٣]
در پرتو چنين معرفتى و به حكم عقل بايد امامت ايشان را بپذيريم و تسليم كامل آنها گرديم تا در مسير خداشناسى پيشروى كنيم. با اين نگاه، معرفت امام (ع) نسبت به معرفت خداى متعال طريقيت (نقش راه و وسيله) دارد.
ج) معرفت امام (ع)، نتيجه معرفة الله: تا بدينجا، بر طريقيت امام شناسى در راه خداشناسى توجه نموديم. اما ارتباط اين دو امر بدينجا خلاصه نمىشود و از جنبه ديگر نيز مىتوان به اين دو نگريست و آن موضوعيت داشتن و هدف بودن معرفت امام (ع) است.
وقتى خداى متعال را شناختيم و به لحاظ بندگى تسليم او شديم، بايد اهل بيت (ع) را نيز با آن مقام و جايگاهى كه خداى متعال بر ايشان قرار داده بشناسيم و به مقتضاى اين شناخت كه تحمّل «ولايت» آنان است، تسليم شويم. به عبارت ديگر پذيرش ولايت اهل بيت (ع)، شرط توحيد است.
ابوحمزه ثمالى به امام باقر (ع) عرض مىكند:
فدايت شوم، معرفتالله چيست؟
امام (ع) مىفرمايند:
اذعان به وجود خداى عزوجل و رسولش (ص)، پذيرش ولايت على (ع)، اقتدا به روش او و امامان هدايت (ع) و بيزارى جستن به سوى خدا از دشمنان ايشان. اين چنين خداوند عزّوجلّ شناخته مىشود.[٤]
بنابراين در فرهنگ شيعى، موحّد به كسى گفته مىشود كه اعتقاد به خداوند، پيامبر (ص) و ائمه (ع) را تواماً دارد. به عبارت ديگر، معرفت امام (ع) نه تنها شرط و لازمه معرفت خداوند است بلكه نشانه منحصر به فرد آن نيز مىباشد. با اين بيان به حديث زير توجه مىكنيم كه امام حسين (ع) در پاسخ به فردى درباره چيستى معرفتالله بيان داشتهاند:
[معرفت خداوند عبارت از:] معرفت اهل هر زمانى نسبت به امام خودشان است، كه اطاعت او بر آنان واجب است.
در حقيقت، امام حسين (ع) به فرد سؤال كننده معيارى مىدهد تا خود بتواند موحّد را از غير آن تميز دهد.
از مجموع مطالبى كه تا به حال بيان شد مىتوان درك روشنترى از حديث متواتر زير از وجود مقدس نبى اكرم (ص) داشت:
هر كسى بميرد در حالى كه امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلى از دنيا رفته است.
آرى، كسى كه به معرفت امام (ع) نرسد، همچنان در منجلاب شرك و كفر گرفتار است و نمىتوان او را ديندار ناميد. اميد است كه با عنايت حضرت بارى و توجّه خاص امام زمان (ع)، ما از اين گروه نباشيم.
پىنوشتها:
[١]. اشاره است به آيه شريفه لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ. (سوره تكاثر (١٠٢)، آيه ٨.) كه امام صادق (ع) درباره «نعمت» تصريح فرمودند: نحن اهل البيت النّعيم و الذّى أنعم الله بنا على العباد ... و هى النّعمةالتى لا تنقطع .... و الله سائلهم من حقّ النّعيم الذى انعم به عليهم و هو النبى و عترته. (تفسير نورالثقلين، ج ٥، ص ٦٦٣، ح ١٥) ما اهل بيت (ع) آن نعمتى هستيم كه خدا به سبب ما بندگان را نعمت داده است و اين نعمتى است كه منقطع نمىشود. و خداوند از حقّ اين نعمتى كه به ايشان ارزانى داشتم يعنى پيامبر و عترت ايشان از آن ها سؤال مىكند.
[٢]. سوره ابراهيم (١٤)، آيه ٢٨.
[٣]. ر. ك: علامه سيد هاشم بحرانى، تفسير البرهان، روايات ذيل آيه.
[٤]. سوره لقمان (٣١)، آيه ٢٠.
[٥]. شيخ صدوق، كمالالدين و تمام النعمة، باب ٣٥، ح ٧.
(٦). كلينى، كافى، ج ١، كتاب الحجة، باب أن الأئمه (ع) اركان الأرض، ح ١.
(٧). همان، كتاب الحجة، باب أنّ الأرض لاتخلو من الحجة، ح ١.
(٨). همان، باب أنّ الأرض كلّها للإمام، ح ١.
[٩]. همان، ح ٣.
[١٠]. همان، ح ٤.
[١١]. علامه مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج ٤٧، ص ١٠٠، ح ١٢٠.
[١٢]. محدّث قمى، مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره.
[١٣]. سوره ذاريات (٥١)، آيه ٥٦.
[١٤]. شيخ صدوق، توحيد، باب التوحيد و نفى التشبيه، ح ٢.
[١٥]. سوره بقره (٢)، آيه ١٨٩.
[١٦]. كلينى، همان، باب المعرفة الامام و الردّ إليه، ح ٩.
[١٧]. همان، باب النوادر، ح ١٠.
[١٨]. همان، ح ٥.
[١٩]. همان، باب معرفة الامام و اردّ إليه، ح ١.
(٢٠). علامه مجلسى، همان، ج ٢٣، ص ٨٣.