ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - ٣ به اشغال درآوردن مناطق مختلف
مىدرد و كودكان را در ديگ[١] مىجوشاند.
امام باقر (ع) او را بدترين مردم توصيف كرد و مىفرمايد:
اگر سفيانى را ببينى، او بدترين مردمان است او سرخروى، با موهاى بور است و هرگز خدا را عبادت نكرده است.[٢]
٣. به اشغال درآوردن مناطق مختلف
روايتهاى تاريخى حاكى از آن است كه سفيانى از كشورهاى مسيحى روم [اروپا] مىآيد و صليب به گردن دارد، از «بشر بن غالب» روايت شده كه گفته است:
سفيانى با پيروزى از كشورهاى غربى مىآيد و صليب بر گردن دارد.[٣]
جنگش را از مناطق پنجگانهاى كه روايتها به آن اشاره شده، آغاز مىكند. مناطق پنجگانه عبارتند از «دمشق»، «اردن»، «حمص»، «حلب» و «قنسرين» و به بيان ديگر او جنگ خود را از سرزمين شام آغاز مىكند و بر آن چيره مىشود سپس از آنجا به عراق و حجاز مىرود. برخى روايات تأكيد كردهاند كه او با برخى شخصيتها مانند «اصهب» و «ابقع» مىجنگد و شايد اين نامها، كنايه از شخصيتهاى بزرگ اقوام اين مناطق باشد. امام باقر (ع) مىفرمايد:
سفيانى با ابقع مىجنگد و او و افرادش را به قتل مىرساند، سپس اصهب را مىكشد و مقصد بعدى او، عراق است. او سپاهش را از قرقيسيا عبور مىدهد و آنها در آنجا به جنگ مىپردازند و سفيانى سپاه ديگرى به كوفه روانه مىكند.[٤]
«قرقيسيا» شهر كوچكى است كه در تلاقى «رود خابور» به رود فرات قرار دارد و در آنجا رود خابور به رود فرات مىريزد. اين منطقه ميان سه كشور «عراق»، «تركيه» و «سوريه» قرار دارد.
روايتها حاكى از وقوع چندين جنگ ميان تركها و سپاه سفيانى و ميان سفيانى و ديگر سپاهها است. اين جنگها بر سر گنجى واقع در رود فرات است كه آن را كوهى از طلا و به قولى نقره دانستهاند و لازم به ذكر است كه هيچ يك از طرفين جنگ به خاطر مشغول شدن به كارهاى ديگر نمىتوانند آن گنج را به دست آورند. ممكن است مراد از اين گنج ثروت اين منطقه اعمّ از وفور آب و منابع طبيعى آن باشد و البتّه خداوند آگاهتر از همه به امور است.
چيزى كه وجود اين احتمال را بيشتر مىكند نرسيدن هيچ يك از طرفهاى درگير به اين گنج است زيرا در آن زمان اين منطقه، منطقه جنگى بدون آرامش و استقرار است و اين مانع آن مىشود كه گنج آن نمايان شود.
سفيانى وارد كوفه مىشود و به جنگ و كشتار مىپردازد. روايتها از مردى به نام «شيصبانى» نام مىبرند كه در كوفه با سفيانى مىجنگد. جابر جعفى مىگويد:
از امام باقر (ع) در مورد سفيانى پرسيدم فرمود:
قبل از سفيانى شيصبانى از كوفه بيرون مىآيد، همچنان كه آب از زمين مىجوشد، او هم خروج مىكند.[٥]
اين فاسق پس از استقرار پيدا كردن، همانند ديگر متكبّران ستم پيشه كه طمعشان پايانناپذير نيست، سپاهش را به حجاز گسيل مىدارد و بنابر برخى احاديث، سپاه او وارد مدينه مىشود و به غارت و ويرانى و چپاول مىپردازد. در برخى روايتها چنين نقل شده است كه سفيانى سپاهى را به مدينه مىفرستد و دستور قتل هاشميان، حتّى زنان آبستن آنها مىدهد ....[٦]
سپس او سپاهش را به مكّه اعزام مىكند و آن نشانه وعده داده شده، يعنى فرو رفتن در زمين [خسف بيداء] اتّفاق مىافتد. در اين هنگام قدرت سفيانى شروع به افول مىكند تا اينكه امام زمان (عج) ظهور مىكند و جنگهاى وعده داده شده به رهبرى او و يارى پيروانش از يمن و خراسان و عراق و ديگران آغاز مىشود. اين جنگها به رهبرى كسى است كه وعده پيروزى و چيرگى بر دشمنان به او داده شده است. سپاه سفيانى به تدريج از مناطق اشغالى، شكست خورده و عقبنشينى مىكند.
سپس آن نبرد بزرگ ميان سپاه امام و سپاه سفيانى به نام جنگ فتح قدس آغاز مىشود. سپاه سفيانى از درون شروع به نابودى و متلاشى شدن مىكند و خود سفيانى نيز پس از چندين جنگ در شام و قدس به دست سپاه امام كشته مىشود و به اين ترتيب جنبش امام، عصر نوينى را آغاز مىكند.
پىنوشتها:
١. شرح نهج البلاغه، ج ٧، ص ٥٩.
٢. كنز العمال، ج ١١، ص ١١٦.
٣. فيض الغدير شرح الجامع الصغير، ج ١، ص ٤٩٢.
٤. النعمانى، الغيبة، ص ٣٠٠.
٥. همان، ص ٣٠١.
٦. همان، ص ٣٠١.
٧. همان، ص ٣٧١.
٨. الطوسى، الغيبة، ص ٤٣٥.
٩. الكافى، ج ٨، ص ٢٧٤.
[١٠]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٠٥.
[١١]. همان، ج ٥٣، ٢١٣.
[١٢]. كتاب سليم بن قيس الهلالى، ص ٣٠٩.
[١٣]. عصر الظهور، ص ١٠٦، به نقل از محفوظ ابن هماد، ص ٧٥.
[١٤]. الطوسى، الغيبة، ص ٢٧٠
[١٥]. بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٢٠٨.
[١٦]. النعمانى، كتاب الغيبة، ص ٣٠٠.
[١٧]. الشيخ الصدوق، معانى الاخبار، ص ٣٤٦.
[١٨]. الطوسى، الغيبة، ص ٤٠٥.
[١٩]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٢٢.
[٢٠]. الفتن الابن حماد، ص ٧٦.
[٢١]. همان، ص ٢٨٥.
[٢٢]. النعمانى، الغيبة، ص ٣٠٦.
[٢٣]. الطوسى، كتاب الغيبة، ص ٢٧٨.
[٢٤]. النعمانى، الغيبة، ص ٢٨٠.
[٢٥]. همان، ص ٣٠٢.
[٢٦]. الفتن، ابن حماد، ص ٢٠١.