ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - بازار مدعيان را ما داغ كرده ايم
نمىدانيم. اگر قرائنى داشته باشيم كه او را تأييد بكند مثل اينكه از قبل او را بشناسيم و او فردى متقى باشد، مىپذيريم. اگر هم قرائنى نبود، نمىپذيريم. چون پذيرش ما نياز به دليل دارد، تا وقتى كه دليلى براى پذيرش آن پيدا كنيم. علت زياد شدن ادعا در اين ميدان، به خاطر ثمرات حاصل از بحث تشرف است؛ چون عوام مردم اصل تشرف را دليل براى امتياز و تقرّب شخص گرفتهاند. مىگويند، كسى كه تشرف پيدا كرده خيلى به خداى متعال تقرب دارد و به امام زمانش خيلى نزديك است. همين، علت افزايش ادعاهاست. ما دليلى براى اين مطلب نداريم. البته خود تشرف يك امتياز به شمار مىآيد ولى گاهى مواقع هم بنا بر مصلحت ديگرى تشرف حاصل شده است، چنانچه افرادى مسيحى و يهودى داريم كه خدمت امام (ع) رسيدهاند. اين را كه ديگر دليل تقرب نمىتوان گرفت. آن افراد خيلى از اسلام دور بودهاند و اصلًا با مسلمانهاى ديگر هم فاصله زيادى داشتهاند.
در منابع و متون و از اقوال ائمه (ع) چه سخنان و نظراتى درباره مدعيان بيان شده است؟
اصلى ترين مطلب همان روايتى است كه در نهم شعبان سال ٣٢٩ ق. از طرف امام زمان (ع)، شش روز قبل از وفات على بن محمد سمرى- چهارمين نماينده خاص- صادر شد. در آن نامه حضرت (ع) پيشبينى كردند كه بعد از وفات على بن محمد سمرى پس از شش روز، كسانى مىآيند كه ادعاى نيابت مىكنند و مىگويند ما با حضرت، به اختيار خودمان در ارتباط هستيم و جوابهاى سؤالهاى شما را مىآوريم. برخى هم نزد خودشان اين طور پيش بينى مىكردند كه با توجه به روال گذشته، بعد از درگذشت نماينده چهارم، فلانى نماينده پنجم است، چون اطلاعات كافى را كه الآن در اختيار ماست نداشتند. فكر مىكردند چهارمى كه از دنيا مىرود، همين طور پنجمى، ششمى، هفتمى و ... را حضرت جايگزين مىكنند. امام (ع) مىخواستند بفرمايند آن بحث تمام شد و وارد مرحله جديدى شديم لذا بايد به شدت آن را تكذيب مىكردند و اين را به على بن محمد سمرى با صراحت فرمودند كه من ديگر چنين نيابتى ندارم و مدعيان را تكذيب كنيد.
اما در مورد اصل ادعاى تشرف ما مطلب خاصى نداريم مگر همان دليل عقلى كلى كه اگر كسى ادعايى كرد، انسان بايد ببيند ادعاى او مطابق با واقع هست يا نه. اين مثل ديگر ادعاهاى معمولى است كه مثلًا كسى مىگويد من فلان علم را بلد هستم؛ علم جفر، طى الارض و ... ما بلافاصله رد نمىكنيم، تصديق هم نمىكنيم. قبل از هر چيز او را امتحان مىكنيم تا ببينيم قرائنى براى صدق گفتار او هست يا نه. اگر كسى آمد به شما گفت من ديشب يك خوابى ديدهام، هيچ راهى براى امتحان او نداريد كه مثلًا شخص ديگرى بگويد بله او كه داشت خواب مىديد من هم خواب او را مىديدم. در چنين مواقعى فقط و فقط بايد آن گوينده، انسان راستگويى باشد. يعنى قرائن ديگرى- غير از خود خواب- بايد صدق آن را تأييد كند. وقتى سالهاست با او ارتباط داريد و مىدانيد دروغ نمىگويد و بر رفتارش مواظبت دارد، مىپذيريد. ولى اگر كسى را نمىشناسيد، اصل بر رد كردن چنين ادعاهايى است. غير از اين، ما از ائمه دين (ع)، سخن و نظراتى اينچنين راجع به مدعيان تشرف نداريم.
راه شناسايى ادعاى غيرواقعى از ادعاى واقعى چيست؟
همان طور كه عرض كردم، راه شناسايى، ملاحظه قرائن ديگر در كنار كارهاى فرد است. اگر افرادى مثل شيخ انصارى (ره)- كه در نگاه و صحبتهايشان دقت داشتند و خيلى احتياط مىكردند و از آنكه از ايشان تعريف شود يا اينكه خودشان حالات خوب خودشان را بيان كنند به شدت فرارى بودند-، انسان از آنها مىپذيرد. ولى درباره بقيه، صرف ادعا، دليلى براى پذيرش نيست.
وظيفه ما در برخورد با مدعيان تشرّف در عصر حاضر چيست؟
راه برخورد با مدعيان هم همين است كه گفتيم. به ويژه درباره كسانى كه الآن براى خود دكان باز كردهاند. گاهى قرائنى وجود دارد كه بعضى از كسانى كه الآن مدعى شدهاند، كار خلاف مىكنند، يعنى افراد را فريب مىدهند. حتى بعضى را به گناه كشاندهاند، و غيبت كردهاند. در جلسههايشان غيبت افراد را مىكنند، عليه نظام صحبت مىكنند. تهمت مىزند يا كارهاى خلاف ديگر، حتى بعضى از آنها روابط نامشروع و جنسى داشتهاند؛ دست به بدن نامحرم مىگذاشته و از اين دست اعمال شنيع مرتكب مىشدهاند. كار خلاف وقتى به اينجا رسيد ديگر نياز نيست انسان تحقيق بكند، كار حرام، حرام است و انسان بلافاصله بايد با آنها برخورد بكند. در برخورد، هم انسانها يك وظيفه شخصى دارند كه نهى از منكر مىكنند اما گاهى آنها با نهى از منكر دست از كارشان برنمىدارند. نياز است كه با همكارى مسئولان انتظامى و قضايى اقدام كرده، با آنها برخورد شود.