ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - ٥ خروج دجّال
مورد جبير بن نفير سخن گفت و افزود:
در مورد صلح از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود: روميان با شما صلح مىكنند و شما به همراه آنها به جنگ با دشمنان مىپردازيد؛ سپس پيروز مىشويد و غنيمت جمعآورى مىكنيد و صلح مىكنيد و سپس مىرويد تا اينكه به مرغزارى كه بلندى و تپّه دارد مىرسيد، سپس يكى از نصرانيان صليب را بالا مىبرد و مىگويد: صليب پيروز شد پس از آن يكى از مسلمانان خشمگين مىشود و به مقابله با او مىپردازد و آن را در هم مىشكند. در اين هنگام روميان خيانت مىكنند و براى جنگ جمع مىشوند.[١]
٣. فتح قسطنطنيه
پيامبر (ص) مىفرمايد:
قيامت برپا نمىشود مگر اينكه روميان در «اعماق» يا «دابق»[٢] فرود آيند سپس سپاهى متشكّل از نيكان روزگار از مدينه به سوى آنها مىآيد و وقتى به هم برسند، روميان مىگويند، ما و پيشينيان ما را به حال خود بگذاريد كه با آنها بجنگيم. مسلمانان مىگويند: به خدا قسم، نه نمىتوانيم شما و برادرانمان را رها كنيم و با آنها مىجنگند و يك سوم نابود مىشوند و خداوند توبهشان را قبول نمىكند و يك سوم افراد آنها كشته و بهترين شهداى خداوند مىشوند و يك سوم ديگر گرفتار نمىشوند و قسطنطنيه را فتح مىكنند.[٣]
٤. سرپيچى عربها از فرمانروايانشان
از امام صادق (ع) روايت است كه يعقوب سراج به آن حضرت عرض كرد: فرج شيعيانتان كى فرا مىرسد؟ فرمود: «پس از اختلاف عبّاسيان و پس از آنكه عربها لگام گسيخته شوند [ارزشهاى اصيل را فراموش كنند] و از فرمانروايانشان فرمانبردارى نكنند».[٤]
٥. خروج دجّال
با توجّه به اينكه احاديث وارده در مورد خروج دجّال بسيار زياد است، در نتيجه، مسلمانان بايستى آن را نشانه درست بشمارند. تقريباً همگى مسلمانان در مورد خروج دجّال اتّفاق نظر دارند، امّا در مورد ويژگىهاى او كه در اخبار مختلف به صورتهاى متفاوت آمده است، اختلاف نظرهايى ميان مسلمانان وجود دارد. البتّه اخبار مربوط به آن از جمله اخبار آحاد است و نمىتوان به آنها استناد كرد.
از پيامبر (ص) در مورد دجّال نقل شده كه ايشان فرمود:
دجّال در جور[٥] و كرمان با هشتاد هزار نفر مىآيد، آنان چهرههايى همانند سپرهايى دارند كه با شمشير بر آن ضربه زده باشند و لباس طيلسانى بر تن دارند و پاپوشهاى آنها از جنس مو است.[٦]
«انس» از پيامبر (ص) روايت مىكند: «دجّال وارد مكّه و مدينه نمىشود، مگر اينكه در هر جاى آن شهر اميرانى شمشير از نيام كشيدهاند تا بجنگند».[٧]
پيامبر (ص) امّت خود را از او بر حذر داشته و فرموده است:
هر پيامبرى كه مبعوث شد، امّت خود را از دجّال يك چشم و دروغگويى بر حذر داشت او نمىبيند ولى پروردگارتان مىبيند.[٨]
روايتها، ويژگىهاى متعدّدى براى او برشمردهاند كه به ذكر چند مورد از آن بسنده مىكنيم:
١. او كافرى است كه «ميان دو چشمش نوشته شده كه او كافر است»؛[٩]
٢. ادّعاى خداوندى مىكند و مىگويد «من پروردگارتان هستم»؛[١٠]
٣. يك چشم است «او يك چشم است و خداوند در مقابل، بيناست».[١١]
او صفات ديگرى نيز دارد كه با جمعبندى احاديث با يكديگر در تناقض است مانند كوتاهى و بلندى زمان در مدّت خروج او و نهايت آن، طول عمر يا كوتاهى آن و غيره.
در پايان بايد گفت كه نشانههاى بسيارى در كتابها آمده است مانند:
١. خسوف و كسوف نابه هنگام ماه و خورشيد؛
٢. ديده شدن صورت و سينهاى در قرص خورشيد؛
٣. صورتى كه در ماه ديده مىشود؛
٤. نمايان شدن ستاره دنبالهدار؛
٥. زياد شدن احتياجات و فقر و دشمنى مردم با يكديگر؛
٦. گرسنگى، ترس، قحطى، كشتار، وبا و ...
٧. انتشار فساد و منكرات؛
٨. اختلاف در دين؛
٩. خروج پرچمهاى سياه از خراسان؛
١٠. خراب شدن ديوار مسجد كوفه؛
١١. پديدار شدن آتش در شرق؛
١٢. بالا رفتن آمار قتل و كشتار ميان حيره و كوفه؛
١٣. پديدار شدن آتشى در كوفه.
علاوه بر اين، نشانههاى ديگرى نيز وجود دارد كه در متن احاديث آمده است ولى اغلب آن احاديث، از جمله احاديث آحاد است. البتّه بايد افزود كه حتميت تمام اين نشانهها در روايتها نيامده است، زيرا اين نشانهها تابع قانون محو و ثبوت است كه در بخشهاى گذشته در باب تفاوت ميان نشانههاى حتمى و احتمالى توقيع داده شد، بنابراين نمىتوان با وجود قراين و شواهد داخلى آن، حتميت را از آن دريافت زيرا در ثبوت بسيارى از اين قراين شكّ و شبهه وجود دارد.