ماهنامه موعود
(١)
شماره نودم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
موعود 90
٢ ص
(٤)
شعر و ادب
٤ ص
(٥)
دنيا به نام حضرت خاتم جلا گرفت
٤ ص
(٦)
خورشيد گل كرد
٤ ص
(٧)
انتظار كافى نيست
٤ ص
(٨)
تيتر جهانى
٥ ص
(٩)
در اشراق ترنم ها
٥ ص
(١٠)
هنوز منتظرم !
٥ ص
(١١)
از ميان خبرها
٦ ص
(١٢)
اعتراف به بهائيت خروج از اسلام است
٦ ص
(١٣)
طالبان جايگزين نظام حاكم در پاكستان!
٦ ص
(١٤)
محاصره شيعيان پاكستانى 9 ماهه شد
٦ ص
(١٥)
فريب ماهوارهاى دختران ايرانى براى انتقال به دبى و اروپا
٦ ص
(١٦)
رواج تبليغ مسيحيت در ايران
٦ ص
(١٧)
بسته شدن حوزه علميه بانوان شيعه در قطيف عربستان
٧ ص
(١٨)
اسلام خطرناك تر از رسوايى اخلاقى
٧ ص
(١٩)
اسرائيل و تكرار نقشه اشغال در كردستان عراق
٧ ص
(٢٠)
شيعه ستيزى در پارلمان مراكش
٧ ص
(٢١)
موعود در ترازوى نقد بزرگان (از ميان مراجع و علماء على مقام)
٨ ص
(٢٢)
لايق توجه
١١ ص
(٢٣)
ماه شعبان
١٤ ص
(٢٤)
اهميّت شب نيمه شعبان
١٥ ص
(٢٥)
شكر نعمت امام
١٦ ص
(٢٦)
1 نعمت بودن امام (ع) از بُعد تكوينى
١٦ ص
(٢٧)
2 نعمت بودن امام (ع) از بُعد تشريعى
١٨ ص
(٢٨)
علويان در مجلس خلفاء
٢٠ ص
(٢٩)
اوضاع سياسى جامعه در شامگاه و بامداد ولادت حضرت مهدى (عج)
٢٠ ص
(٣٠)
حكمت اوّل غيبت
٢١ ص
(٣١)
خطر امنيّت جانى امام از سوى دستگاه هاى حكومتى
٢١ ص
(٣٢)
پيمان با امام زمان (ع)
٢٥ ص
(٣٣)
آداب انتظار، اخلاق منتظر
٢٦ ص
(٣٤)
1 ورع و رعايت محاسن اخلاقى
٢٦ ص
(٣٥)
8 گرفتن معارف دين از دين شناسان امين
٢٧ ص
(٣٦)
9 آمادگى نظامى
٢٧ ص
(٣٧)
10 تقيّه
٢٧ ص
(٣٨)
11 دعا
٢٨ ص
(٣٩)
12 مراجعه به كتب دانشمندان امين
٢٨ ص
(٤٠)
13 همكارى بين شيعيان و حديث شناسى
٢٨ ص
(٤١)
14 مسئوليت پذيرى نسبت به شيعيان
٢٨ ص
(٤٢)
اولين خطبه
٢٩ ص
(٤٣)
بازار مدعيان را ما داغ كرده ايم
٣٠ ص
(٤٤)
چرا امام (ع) بايد بيايد
٣٣ ص
(٤٥)
مأموريتى از جانب امام
٣٦ ص
(٤٦)
سال هاى آغازين
٣٦ ص
(٤٧)
شعله عشق امام (ع)
٣٦ ص
(٤٨)
آشنايى با سيد كريم پينه دوز
٣٧ ص
(٤٩)
ادامه تحصيل در قم و مشهد
٣٧ ص
(٥٠)
عنايت ويژه امام (ع)
٣٧ ص
(٥١)
نخستين مأموريت امام (ع)
٣٨ ص
(٥٢)
تأسيس اولين مدارس اسلامى
٣٨ ص
(٥٣)
دومين مأموريت؛ بازسازى مسجد جمكران
٣٩ ص
(٥٤)
عنايات هميشگى حضرت (ع)
٣٩ ص
(٥٥)
ظهور امام زمان (ع)
٤٠ ص
(٥٦)
ميهمان ماه
٤٠ ص
(٥٧)
انتظار
٤١ ص
(٥٨)
فصل خورشيد
٤١ ص
(٥٩)
شيدا
٤١ ص
(٦٠)
به رنگ سپيده
٤١ ص
(٦١)
فتنه هاى آخرالزمان
٤٢ ص
(٦٢)
معناى فتنه
٤٢ ص
(٦٣)
گونه شناسى فتنه هاى آخرالزمان
٤٢ ص
(٦٤)
مصاديق فتنه ها
٤٣ ص
(٦٥)
بركات بروز فتنه ها در جامعه
٤٤ ص
(٦٦)
راه رهايى از فتنه هاى آخرالزمان
٤٥ ص
(٦٧)
تمسك به قرآن و اهل بيت (ع)
٤٥ ص
(٦٨)
خشونت در عصر ظهور
٤٧ ص
(٦٩)
1 شبيه ترين مردم به رسول خدا (ص)
٤٧ ص
(٧٠)
2 قاطعيت لازمه گسترش عدالت
٤٧ ص
(٧١)
واما آخرالزمان
٤٨ ص
(٧٢)
تشخيص و تطبيق نشانه هاى ظهور
٥٠ ص
(٧٣)
1 روشن بودن امر ظهور
٥٠ ص
(٧٤)
2 نبود ابهام در شخصيت و نشانه هاى مهدى موعود (ع)
٥١ ص
(٧٥)
3 لزوم مراجعه به فقيهان و عالمان حوزه مهدويت
٥١ ص
(٧٦)
4 ضرورت مطالعه در سرگذشت مدعيان مهدويت
٥١ ص
(٧٧)
نشانه هاى موقوف يا مشروط
٥٢ ص
(٧٨)
1 اختلاف ميان شرق و غرب
٥٢ ص
(٧٩)
2 جنگ ميان رومى ها و مسلمانان
٥٢ ص
(٨٠)
3 فتح قسطنطنيه
٥٣ ص
(٨١)
4 سرپيچى عرب ها از فرمانروايانشان
٥٣ ص
(٨٢)
5 خروج دجّال
٥٣ ص
(٨٣)
نتايج اين تقسيم بندى
٥٤ ص
(٨٤)
با يار آشنا
٥٥ ص
(٨٥)
اولين نشانه
٥٦ ص
(٨٦)
نام و نسب سفيانى
٥٦ ص
(٨٧)
اقدامات سفيانى
٥٧ ص
(٨٨)
1 كشتار علويان و شيعيان اهل بيت (ع)
٥٧ ص
(٨٩)
2 قتل علما و مخالفان و مجازات سخت زنان و كودكان
٥٧ ص
(٩٠)
3 به اشغال درآوردن مناطق مختلف
٥٨ ص
(٩١)
شرفيابى مردمى از قم
٥٩ ص
(٩٢)
نشانه هاى پايان
٦٠ ص
(٩٣)
آمريكايى ها، روزانه 10 ساعت با رسانه ها
٦٠ ص
(٩٤)
ارتباط اعتياد به تلويزيون و افسردگى كودكى
٦٠ ص
(٩٥)
افسردگى اينترنتى، بيمارى جديد
٦٠ ص
(٩٦)
افزايش 50 درصدى سكته قلبى بر اثر آلودگى صوتى
٦٠ ص
(٩٧)
سوءتغذيه 300 ميليون كودك در جهان
٦٠ ص
(٩٨)
هر ثانيه يك نفر اقدام به خودكشى مى كند
٦١ ص
(٩٩)
از هر 6 زن يك نفر قربانى خشونت خانوادگى
٦١ ص
(١٠٠)
تجربه خشونت جنسى 223 ميليون دختر و پسر زير 18 سال
٦١ ص
(١٠١)
تشديد قاچاق انسان در اروپاى شرقى
٦١ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - بازار مدعيان را ما داغ كرده ايم

مدعيان در پى چه هستند، آيا گروه بندى خاصى دارند؟

مى‌شود گفت عمدتاً مدعيان در پى جمع‌آورى مريد هستند؛ يعنى دنبال اينكه افرادى را حامى خودشان بكنند. گاهى سرمايه انسان سرمايه ظاهرى و مال است و ثروت جمع مى‌كند. گاه، مهم تر از آن، سرمايه دل است كه ده‌ها نفر را حامى خودش بكند. اين سرمايه ناديدنى است وليكن چون ارزش آن خيلى بيشتر است، اين افراد حامى او هستند كه افرادى را بتوانند حامى خودشان بكنند و در جاهايى از آنها استفاده بكنند. گاهى هم عرض كردم استفاده‌هاى گناه آلود از آن كرده‌اند. به عبارت ديگر مدعيان غالباً دنبال مريدپرورى هستند كه گاه در كنار آن دست به اعمال نامشروع نيز مى‌زنند و نيازهاى مادى و شهوانى خود را از اين طريق تأمين مى‌كنند.

سابقه ادعاى تشرّف از گذشته تا امروز چگونه بوده است؟

همان‌طور كه عرض كردم ادعاى تشرف، از همان زمان غيبت صغراى حضرت (ع) شروع مى‌شود و در كنار آن چهار نماينده خاصّ امام (ع) كه مأموريت داشتند، خيلى افراد ادعا كردند و نامه‌هاى متعددى از طرف امام (ع) در رد و تكذيب آن دروغگوها صادر شده است؛ حتى مواردى هست كه حضرت آنها را لعنت كرده‌اند. زمان غيبت صغراى حضرت زمان خيلى مشكلى بود، چون نماينده‌هاى حضرت بايد مخفى مى‌ماندند تا دولت آنها را دستگير و اذيت نكند، چنانچه حسين بن روح سال‌ها زندانى بود و امام زمان (ع) مصلحت نمى‌دانستند كه او را از زندان نجات بدهند و چند سالى در زندان ماند.

از طرف ديگر نماينده‌هاى حضرت بايد از خودشان معجزه هم نشان مى‌دادند كه بگويند ما با امام (ع) ارتباط داريم. لذا بين دو محذور قرار گرفته بودند. البته امام (ع) هم خيلى آنها را تأييد مى‌كردند. گاهى معجزه به دستشان جارى مى‌شد و از درون كيسه‌هايى كه مردم براى امام (ع) فرستاده بودند، خبر مى‌دادند. گاهى دستور صادر مى‌شد كه ديگر پولى از كسى به عنوان وجوهات نگيريد، پول‌ها را به فلان‌جا ارجاع دهيد. گاهى مى‌خواستند شيعه‌ها را شناسايى بكنند؛ نامه از طرف حضرت صادر مى‌شد كه بگوييد از اين مدت، نه كسى كربلا برود و نه سامرا. چون گفته بودند شيعيان را از اين طريق شناسايى و دستگير بكنيد و از آنها اطلاعات بگيريد. تا جايى كه مدتى بود شيعيان ديگر به كربلا و سامرا نمى‌رفتند. تا اينكه دستور رسيد كه برويد. آن زمان، زمان خيلى سختى بود.

در زمان غيبت كبرا يك مقدار از جهتى سختى كمتر شد چون ارتباط كمتر شد و لذا آن سودجويى‌ها كمتر بود. اما در عين حال چهار، پنج نفر ادعا كردند كه برخى را هم اعدام كردند وليكن هر چه جلوتر آمده است مثلًا در زمان خود ما برخى به يك نحوى ادعا مى‌كنند كه پذيرش عمومى داشته باشد. مثلًا كسى مى‌گويد حاجت‌هايتان را به من بگوييد تا من نزد امام (ع) ببرم. اگر يك مقدار جرئت بيشترى پيدا كند مثل محمدعلى باب كه كم‌كم گفت من خودم باب امام زمانم. يك مقدار كه گذشت، ديد مريدهاى احمقى دارد گفت من خودم امام زمانم، كم‌كم رسيد به خدا و پيغمبر و ادعاهاى بالاتر كرد. برخى سودجويى‌ها اين‌چنين است، تا زمانى كه ببينند مخاطبان و مريدانشان پذيرش دارند ادعا مى‌كنند. ما هم وظيفه داريم موارد اين‌طورى را كه بدون دليل، ادعا مى‌كند بدون تحقيق رد بكنيم و لازم نيست ببينيم آدم خوبى است يا نه تا بفهميم راست مى‌گويد يا دروغ. ما از طرف امام (ع) دليل داريم كه نائب خاص وجود ندارد لذا بايد به شدت آنها را تكذيب كرد، ما هم وظيفه داريم آنها را رد كنيم.

اما مواردى كه صرف ادعاى تشرف است يعنى فقط مى‌گويد من خدمت امام رسيدم و جريان تشرفش را نقل مى‌كند، از آنجا كه اصل تشرف امكان دارد و به تعبير مرحوم نهاوندى (ره)، بيش از هزار نفر را داريم كه خدمت امام زمان (ع) رسيده‌اند، اينها را ما در بقعه امكان مى‌گذاريم. تا وقتى كه طرف نخواهد سودجويى بكند يا ادعاهاى ديگرى بكند، بلكه تنها اصل تشرف را مى‌گويد، ممكن است باشد و ممكن است نباشد. اگر قرائن مبنى بر صحت گفتارش بود مى‌پذيريم؛ مثل مراجع و بزرگان كه زياد بوده‌اند و تشرفاتى داشته‌اند كه انسان اطمينان به صحت گفتارشان دارد.

خلاصه اينكه اگر فردى ادعاى تشرف داشت و به دنبال جمع كردن مريد، كسب شهرت، مال و منال و يا امور شهوانى و خلاف شرع بود، بدون هيچ ترديدى او را تكذيب كنيد و مطمئن باشيد كه دروغگوست ولى اگر كسى صرفاً گفت من تشرفى داشته‌ام و به دنبال آن چيزى ديگرى مطرح نكرد، شما نه او را رد و نه تأييد كنيد و بگوييد ممكن است راست بگويد؛ همين و بس.

از اينكه در اين گفت‌وگو شركت كرديد، متشكريم.