ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - ناگفته هاى تاريخ جنگ هاى صليبى
كينهتوزى در پاپها، امپراطورها و كلًا اميران اروپا عليه شرق اسلامى- كه نسبتاً مردمى در رفاه بودند- به علاوه، شكست فاحش مسيحيان و امپراطور روم شرقى از سلاجقه- در جنگ معروف ١٤٣٦- كه باعث همسايگى آنان با يكديگر شد. (علت ظاهرى جنگ نيز، مسئله درخواست كمك امپراطورى رم شرقى از پاپ بود كه طى نامهاى اظهار داشت: شما به ما كمك كنيد، اگر ما نباشيم شما هم نخواهيد بود، كلًا مسيحيت زير سؤال خواهد رفت و سلاجقه ترك و متعصب مسلمانان همين روزهاست كه به ما حمله كنند.) اين نامه را براى پاپ واتيكان مىآورند. اين پاپ و پاپ قبل از وى- گرى گورى هفتم- هر دو از خاندانهاى يهودى بودند و حقيقتاً رگههاى صهيونيستى داشتند و توسعهطلبى در خونشان بود. اگرچه خيلى جاها مىگويند سخنان اروان دوم موجب شروع جنگهاى صليبى بود، ولى در حقيقت اين گرگورى هفتم بود كه پدر جنگهاى صليبى تلقى مىشود.
بنابراين به طور خلاصه، جنگهاى صليبى در اواخر قرن يازدهم- اواخر قرن پنجم هجرى- رخ داد، و انگيزههاى ظاهرى آن، دفاع از قلمرو مسيحيت، و حمايت از مسيحيان موجود در بيتالمقدس- كه به ادعاى آنان تحت فشار و شكنجه تركهاى سلجوقى مسلمان قرار داشتد، و رهايى قبر مقدس از چنگال اتراك مسلمان وحشى (در سخنرانىهايشان اين واژه را به كار مىبردند) بود. اما بعدها تنها چيزى را كه مىبينيم مطرح نيست، همان آزادى قدس و آزاد كردن مسيحيان است. چون اساساً مسيحيان در فشار نبودند. آنها خيلى هم در امنيت بودند و با مسلمانها زندگى بسيار راحتى داشتند. بعدها مشخص مىشود كه اصلًا قدس براى صليبىها موضوعيت نداشته و مىبينيم كه حتى حاضر مىشوند قدس را بدهند و جاى ديگرى را بگيرند. در مورد انگيزه اصلى آغاز حملات صحبت خواهيم كرد. به هر حال اوضاع اروپا- از نظر اقتصادى- خشكسالى، قحطى، بيمارى شديدى كه به راه افتاده و حالت اپيدمى پيدا كرده بود و ... رقتبار بود. براى رهايى از اين وضعيت تنها راه لشكركشى به سمت شرق بود تا شايد خودشان را زير پوشش دين نجات دهند.
جنگ در انگلستان چه سيرى داشت؟
جنگهاى صليبى اصطلاحى، به لحاظ زمانى، دويست سال را در بر مىگيرد (١٠٩٥ تا ١٢٩٥ م)، ولى عملًا قبل و بعد از آن هم بوده است. شروع جنگها با سخنرانى آتشين پاپ، در اكتبر ١٠٩٥ در كليسايى در اطراف رم انجام گرفت، و بعد هم كه آن سخنرانى نتيجه نداد، پاپ سخنرانى ديگرى را در فرانسه انجام داد.
چون پادشاه ايتاليا پاپ را طرد مىكند، او اين سخنرانى را در فرانسه انجام مىدهد، و به روايتى بيش از ٣٠٠ نفر كاردينال، كشيش درجه يك، امراى مختلف و حتى شاهان را دعوت مىكند تا در آن نشست حضور پيدا كنند. اين نشست در سال ١٩٠٥ خيلى معروف است. گمان مىكنم ٢٣ اكتبر بود. در آنجا كاردينالها و پاپ جلساتى در حدود ده روز داشتند. روز آخر كه اختتاميه نشست بود، پاپ يك سخنرانى انجام داد. آنقدر هم جمعيت زياد بود كه وى بيرون كليساى معروف اروژنى سخنرانى را انجام داد. او يك سخنران معروف يهودى تبار به نام «اروان دوم» بود. در آنجا مردم مسيحى اروپا را عليه اسلام برمىانگيزاند و حساسيت دينى آنها را تحريك مىكند. معمولًا اعتقاد افراد عادى قوىتر است. بعد به آنها مىگويد بياييد تا قبر حضرت مسيح و مسيحيانى را كه آنجا تحت شكنجهاند نجات بدهيم. فريب ديگرشان هم اين بود كه گفتند، يكى از كشيشان به شرق رفته و اوضاع آنجا را رقت بار و خيلى بد ديده، كشيش بزرگ بيتالمقدس، وى را فرا خوانده و از او استمداد جسته و گفته، وقتى برگشتيد، احوال ما را شرح بدهيد و بگوييد ما را از دست مسلمانانها نجات بدهند.
او هم مىرود و با پاپ صحبت مىكند. سپس پاپ مىآيد و آن سخنرانى آتشين را انجام مىدهد و براى همه تكليف مذهبى مىدهد كه همه برويد در جنگ شركت كنيد، زيرا اين جنگ مقدس است، ارتشى هم كه در آن شركت كند، ارتش خداست و هر كه بميرد شهيد است، و اموال و زن و بچههايتان در غرب اروپا نزد ما محفوظ است. با اين سخنرانى، جنگهاى صليبى آغاز شد.
در مجموع چند بار جنگهاى صليبى رخ داده است؟
تعداد جنگهاى صليبى از نظر مورخان، مختلف است. خيلىها معتقدند هشت تا جنگ بوده (مورخان غربى)، عدهاى هم مىگويند يك جنگ بوده (ديدگاه ما) كه دويست سال ادامه يافته است. به هر حال اين حملات به ترتيب و پشت سر هم بوده. واقعيت اين است كه جنگى شروع شده و فراز و نشيبهايى داشته است؛ در مقاطعى خيلى قوى و گاهى هم ضعيفتر بوده است. اوج اين جنگها جنگ سوم است. آنها از جنوب اروپا، از غرب به سمت شرق آمدند و مناطق مختلف را قتل عام كردند، جالب اينكه صليبيان نهصد سال قبل از آنچه هلوكاست ناميده شده، آن را در لهستان عملى ساختند. آنان به دليل توحّشى كه داشتند، به منطقه يهودىنشين رفتند و همه را قتل عام كردند.
بنابراين اگر هولوكاستى وجود داشته باشد، آنجا بوده است. سپس مسيحيان و يهوديان جنوب اروپا- كه ما لهستان، چكاسلواكى و آلبانى مىگوييم- همه را قتل عام كردند تا جايى كه پادشاهان همين مناطق، جلوى اينها را گرفتند. حمله اول را دو قسمت مىكنند: يك قسمت، حمله عوام و قسمت ديگر، حمله امرا. حمله عوام اينطور شروع شد كه گفتند: آقا، چرا نشستيد، دارند ثروتها را مىبرند و هر كس زودتر برسد، سرزمين بزرگترى به دست مىآورد! اين حمله شكست فاحشى در پى داشت. اينها آمدند و خودشان را به قسطنطنيه هم رساندند. پادشاه قسطنطنيه كه منتظر آنها بود، گفت: نه. من انتظار اين تعداد افراد را نداشتم. گفتم، يك گروه كمكى به ما بدهيد كه اگر سلاجقه به ما حمله كردند، از ما حمايت كنند. (به طورى كه روايت داريم فقط صد هزار از عوام بودند. بعد كه امرا حمله كردند، تعداد را تا يك ميليون هم گفتهاند، اما رقم متعارفش تا صد هزار يا شصت هزار منطقى است).
دختر امپراطور روم خودش شاهد و ناظر بود و امرا و صليبيان به اصطلاح آزاد كننده بيتالمقدس را به بدترين وصفى توصيف مىكند. مىگويد، اينها يك مشت آدم وحشى، جاهطلب، پولپرست، اهل شهوت و ... بودند و تنها چيزى كه