ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - فتواى مراجع تقليد عراق
شيخ صدوق- كه خداوند او را قرين رحمت خود كند- روايت كرده است:
«ابومحمد احمد بن الحسن المكتب براى ما روايت كرد و گفت: در سالى كه شيخ ابوالحسن على بن محمد السمرى (قدّس سره) در آن وفات يافت، در بغداد بودم. چند روز پيش از وفات او به ديدارش رفتم و او توقيعى را به من نشان داد كه مضمون آن چنين بود:
بسم الله الرّحمن الرّحيم
اى على بن محمد السمرى، خداوند بزرگ در مصيبت درگذشت تو پاداش برادران دينيات را افزون كند. تو تا شش روز ديگر از دنيا خواهى رفت، بنابراين كارهايت را سامان ده و به پايان بر و كسى را به عنوان جانشين پس از خود تعيين مكن، زيرا غيبت دوم [تامّ و كامل] آغاز شده است. بنابراين، پس از اين هيچ ظهورى مگر به اذن خداوند عزوجل نخواهد بود و اين ظهور نيز پس از گذشت زمان بسيار و پس از سنگدلى مردم و پس از زمانى كه زمين سرشار از ستم شود، خواهد بود. در اين زمان كسانى نزد شيعيان ما ميآيند و ادعاى مشاهده [مرا] ميكنند. آگاه باش، هر كه پيش از خروج سفيانى و صيحه، ادعاى ديدار و مشاهده مرا كند، [بسيار] دروغگو است و افترا ميبندد. لاحول و لاقوّة إلّا بالله العلى العظيم.[١]
علامه مجلسى پس از نقل اين توقيع، گفته است: شايد منظور از اين، كسانى باشند كه ادعاى مشاهده امام و نيابت از ايشان را ميكنند و ميگويند آنها همانند نايبان امام زمان (ع) اخبارى از جانب ايشان به شيعيان ميرسانند.[٢] اين نكتهاى است كه برخى از علما براى تكذيب مشاهده امام در دوران غيبت كبرا به آن استناد ميكنند و از نظر آنها هر كس ادعاى نيابت يا تبليغ از جانب امام (ع) كند، دروغگو است و تقريباً تمام علما در مورد اين مسئله اتفاق نظر دارند.
فتواى مراجع تقليد عراق
در ماه جماديالثانى سال ١٤٢٧ ق. سؤالى از مراجع عظام شيعه در مورد مدعيان ارتباط با
امام زمان (ع) شد. در آن سؤال به موارد ذيل اشاره و از آنها نظرخواهى شده بود: ١. ديدن امام مهدى (ع) ٢. اينكه برخى ادعا ميكنند رابط ميان امام مهدى (ع) و مردم هستند و نامهها و پيامهاى مردم را به ايشان ميرسانند. ٣. كسانى كه ادعا ميكنند اوامرى از جانب امام صادر شده و مردم بايد بدان عمل كنند ٤. برخى ادعا ميكنند از جانب امام (ع) تأييد شدهاند. مراجع عظام طى فتواهايى، بر كذب و نادرست بودن چنين ادعاهايى تأكيد كردند. برخى از مراجع عظام كه چنين حكمى را صادر فرمودند، عبارتند از:
١. سيد صادق شيرازى ٢. ناصر مكارم شيرازى ٣. سيد على سيستانى ٤. لطفالله صافى گلپايگانى ٥. ميرزا جواد تبريزى ٦. سيد عبدالكريم اردبيلى ٧. سيد محمد صادق روحانى