ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ٢ ادعاى مهدويت
مرداب گمراهى و سرگردانى ميشوند.
نميتوان گفت كه حسّ شكست، سرخوردگى و حقارت همه مردم را فراگرفته، بلكه در ميان مسلمانان متغيّرهاى مثبتى نيز همچون وجود مژدهها و بشارتهاى نبوى درباره وجود يك نجاتبخش و خروج او در آخرالزمان، وجود دارد. اما كسانى كه افكارى بيمار دارند، تحت تأثير هوا و هوس نفسانى، از اينگونه خبرها سوءاستفاده كرده، به مقابله با حقيقت ميپردازند. اينگونه اشخاص، با ديدگاهى نادرست و مسموم با مردم رفتار ميكنند.
و اينگونه، مدعيان و فريبكاران با سوءاستفاده از شرايط، مسلمانان را كه مدتهاى مديدى آرزوى ظهور آن منجى موعود را داشتهاند ميفريبند و اينگونه شرايط را از نظر روانى براى اعلام ظهور مهديهاى دروغين آماده ميكنند. مهديهايى كه داراى هيچ يك از اوصاف واقعى نبوده و هنگام ظهورشان، هيچ يك از نشانههاى ظهور به وقوع نپيوسته است.
بدينترتيب، اشخاص نااميد و جستجوگرى كه با تمام توان در پى يافتن راه نجات هستند، براى سبك كردن بار روانى خود، به هر مهدينمايى درميآويزند تا خود را از رنجها، ناكاميها و شكستها رهايى بخشند. زيرا ذوق و شوقى كه مژده ظهور مهدى (ع) در دل برخى به وجود ميآورد، باعث شده، گمراهان دست به انجام كارهايى براى تغيير واقعيت موجود بزنند و با ايجاد واقعيتها و شرايط روانى، كه بر ذهن و فكر مسلمانان فشار وارد ميآورد، نظر مردم را به سوى خود جلب كنند و به همين دليل است كه هر از چند گاهى، ما شاهد بروز و ظهور مهديان دروغين هستيم.[١]
به دليل اينكه بسيارى از گروهها، اصول و قوانين درست اين مسئله را نميدانند و از مفاهيم اسلامى چندان آگاهى ندارند و نيز به دليل وجود برخى از انحرافات در عقايد برخى مذاهب اسلامى، كه ادعا ميكنند مهدى (ع) در آخرالزمان متولد ميشود، او از مردم عادى است، از پيش خود را نميشناسد بلكه پس از آن دوران، حقيقت شخصيت و وظايفش به او الهام ميشود، عرصه براى ادعاى مهدويت باز نگه داشته، زمينه براى چنين دعاويى فراهم ميشود و باعث ميگردد انحرافات رفتارى بيشترى پيش بيايد.
از آنجا كه دوران كنونى ما، دوران و زمان
مهدى منتظر (ع)، همان نجاتبخش بشريت بوده، هر لحظه انتظار ظهور و خروج ايشان ميرود، در سالهاى اخير در ميان اهل سنّت، افرادى پا به عرصه وجود نهادهاند كه ادعا ميكنند مهدى موعود (ع) هستند و خداوند بلندمرتبه آنها را براى نجات بشريّت از ستم و فساد برانگيخته، يا اين مأموريت را به آنها الهام كرده است، اما نتيجه همه اين موارد، بهرهبردارى آنها از اشخاص سادهلوح و اختصاص جايگاه مهدويت به خويش است. اگر هم مردم به گرد آنها جمع شوند، موجب پراكندگى و چنددستگى و وارد ساختن زخم و ضربه جديدى به پيكره امّت اسلامى ميشود.
در اين بخش، با برخى از نمونههاى مدعيان مهدويت كه به تازگى در مناطق مختلف جهان اسلام سربرآوردهاند، آشنا ميشويم. البته پيش از آن، به طور بسيار خلاصه، به ذكر برخى از ادعاهاى مهدويت در تاريخ اسلام ميپردازيم.
توطئه بر ضدّ عقيده مهدويت ابتدا، از دوران خلافت اموى آغاز شد. معاويه خود، مهدى (ع) را همان عيسى بن مريم (ع) ميدانست. او گفت: «شما گمان كردهايد كه يك پادشاه هاشمى و يك مهدى قائم از ميان شما خواهد بود. در حالى كه حقيقت اين است كه مهدى، همان عيسى بن مريم است و اين امر در دست ماست تا آن را به او برسانيم».
بسيار روشن است كه معاويه ميخواست انديشه مهدويت را در دين اسلام از ميان ببرد و آن را از ويژگيها و عقايد مسيحيت بداند، پس از آن نيز چنين ادعاهايى پيوسته وجود داشته است:
١. سبئيان امام على (ع) را مهدى ميدانستند.
٢. كيسانيه، محمد بن حنفيه و پسرش ابوهاشم عبدالله بن محمد بن حنفيه را مهدى ميدانستند.
٣. حسنيان، محمد بن عبدالله بن حسن را مهدى موعود ميدانستند.
٤. عباسيان، محمد بن عبدالله عباس را مهدى ميدانستند.
٥. ناووسيه، امام صادق (ع) را مهدى ميدانستند.
٦. اسماعيليان، اسماعيل فرزند امام صادق (ع) را مهدى ميدانستند.
٧. فطحيه، عبدالله بن أفطح و فرزندش محمد بن عبدالله افطح را مهدى ميدانستند.
٨. واقفيه، امام كاظم (ع) را امام مهدى ميدانستند.
٩. محمديه، محمد، فرزند امام هادى (ع) را مهدى ميدانستند. اينان نيز همانند اسماعيليان، معتقدند كه محمد در زمان حيات پدرش وفات نيافته بلكه اصرار دارند ايشان زنده است و از نظرها غايب شده و همان مهدى موعود است.
١٠. برخى ديگر، امام حسن عسكرى (ع) را مهدى دانسته، ميگويند: «ايشان غايب شده و از خود فرزندى به جا نگذاشته است». برخى هم جعفر فرزند امام على هادى را امام دانستهاند.
اينها به طور خلاصه، مهمترين ادعاهاى مهدويت در دورههاى