ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - ٢ درك فلسفه تاريخى از ظهور
رويكرد استرتژيك به اخبار آخرالزمان
(قسمت دوم) محسن قنبريان
اشاره:
نويسنده محترم در قسمت نخست اين مقاله، درباره جهت صدور اخبار آخرالزمان و دستهبندى اينگونه اخبار و روايات، به اخبار نشانهگذار و اخبار استراتژيك سخن گفت. آنگاه به بحث از پيشنيازهاى فكرى- فرهنگى نگره استراتژيك به اينگونه روايات پرداخت؛ اوّل، جمع بين اعتقاد به تقدير علمى و عينى خداوند با زمينهسازى؛ و دومين پيشنياز را در ادامه مطلب در اين قسمت پى مىگيريم.
٢. درك فلسفه تاريخى از ظهور
يكى ديگر از شاخصههايى كه بستر فرهنگى براى زمينهسازى و خلق استراتژى درباره ظهور را فراهم مىكند، درك فلسفه تاريخى از ظهور است. در مقابل، خرق عادت ديدن اصل ظهور و خلق الساعه دانستن مختصات آن از يك سو، و هر اقدام مرتبط با ظهور را از باب عجله در ظهور محكوم به هلاكت دانستن از سوى ديگر، مانع اين گفتمان مىباشد. چنين تلقىاى محصول برداشت متجزّى و ناقص از دو دسته روايت زير است:
الف- رواياتى كه ظهور را ناگهانى معرفى مىنمايد؛ مانند اين روايتها:
به پيامبر عرض شد: اى رسول خدا (ص) آن قائم از نسل شماست، چه وقت ظهور مىكند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قيامت است «تنها خداست كه چون زمانش فرا رسد آشكارش مىسازد. فرا رسيدن آن بر آسمانيان و زمينيان پوشيده است، جز به ناگهان بر شما نيايد».[١] و[٢]
امام باقر (ع) نيز در تفسير آيه شريفه «هَلْيَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ؛[٣] آيا چشم به راه چيزى جز آن ساعتند كه ناگاه و بىخبرشان بيايد». مىفرمايد: «مراد از ساعت، ساعت قيام قائم است كه ناگهان برايشان بيايد».[٤] بغتة بودن ظهور- يعنى غافلگير شدن- با تأثير گذاشتن در آن و نقش آفرينى در آن ناسازگار است!
ب- رواياتى كه مردم را از عجله در ظهور نهى مىكند؛ مانند:
ذيل آيه «أَتىأَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ»[٥] فرمودهاند: «منظور از اين امر، امر (قائم) ماست كه همان امر خداوند عزّوجلّ مىباشد پس نبايد به سوى آن تعجيل شود».[٦]
عبدالله بن كثير مىگويد: نزد حضرت صادق (ع) بودم كه مهزم بر ايشان وارد شد و گفت: فدايت شوم، مرا درباره اين امرى كه منتظر آنيم آگاه ساز كه چه زمانى است؟ حضرت پاسخ فرمود: «اى مهزم وقت نمايان دروغ مىگويند و آنان كه عجله مىكنند