ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - پاسخ به برداشت ها
هلاك مىشوند و آنان كه تسليم باشند نجات مىيابند».[١]
وقتى امام در پاسخ از وقت ظهور؛ چنين مىفرمايد معنايش اين است كه وقتى نزد خداست شما تسليم باشيد اما اگر بخواهيم با اقدام خويش آنرا جلو بيندازيد از مصداق عجله و موجب هلاكت است!
ج- تجارب تاريخى ناموفق اين رسوب را متراكمتر كرده است. غير از تجارب ادّعاى مهدويت يا توقيت كه رسوا شده است، برخى جنبشها و قيامها، زمينه ساز ظهور معرفى شدهاند كه هرگز به سرانجام ظهور نرسيدهاند. نهضت سربداران يا حكومت صفويه نمونه نزديك به ماست. حجم اين جنبشها از زمان معاصر معصومين (ع) تاكنون به حدى است كه ديگر حافظه تاريخى شيعيان نسبت به مشابه اينها شرطى شده و به سختى بتوان از دولت زمينهساز و مانند آن سخن گفت.
به اينگونه برداشتها از روايات مىتوان دو جواب نقضى و حلى داد:
پاسخ به برداشتها
١. پاسخ نقضى: اين برداشت كه زمينهسازى و داشتن استراتژى براى مواجهه با ظهور، با ناگهانى بودن ظهورنمىسازد يا از مصاديق عجله براى ظهور است، لااقل با دو دسته از روايات نقض مىشود:
الف- رواياتى كه به تهيه و آمادگى براى ظهور
فرا مىخواند از جمله:
امام صادق (ع) فرمود: «هر يك از شما بايد براى خروج حضرت قائم (ع) عدّه فراهم كند ولو يك تير؛ خداى تعالى هر گاه بداند كسى چنين نيتى دارد اميد آن است كه عمرش را طولانى كند تا حضرت را درك كند».[٢]
امام كاظم (ع) فرمود: «هر كس اسبى را نگه دارد در حالى كه متوقّع امر ماست و به سبب آن دشمنان ما را خشمگين سازد، در حالى كه او منسوب به ماست خداوند روزىاش را فراخ گرداند، و به او شرح صدر عطا كند و او را به آرزويش برساند و در رسيدن به خواستههايش يارى كند».[٣]
ب- رواياتى كه دعا براى تعجيل فرج را دستور مىدهد:
امام حسن عسكرى (ع) فرمود: «به خداسوگند، او غيبتى خواهد داشت كه در آن تنها كسانى از هلاكت نجات مىيابند كه خداوند آنها را به قول به امامتش ثابت قدم داشته و در دعا براى تعجيل فرجش موفق كرده است».[٤]
امام عصر (ع) در توقيعى خطاب به اسحاق بن يعقوب فرمود: «براى تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه فرج شما همان است».[٥] پس بايد تعجيل فرج مورد مطالبه شيعه باشد. واضح است امر دعا، به محال تعلق نگرفته و بايد فرج قابل جلو آمدن باشد تا دعا مفيد واقع شود. احاديث «بداء» به خوبى اين را اثبات مىنمايد؛ از جمله امام صادق (ع) فرمود: «دعا ردّ قضا مىكند در حالى كه از آسمان نازل شده و محكم و قطعى هم شده باشد».[٦] «دعا كننده بدون عمل نيز مثل تيرانداز بىكمان است».[٧] مىبينيم دعا براى تعجيل فرج، لازمهاش تلاش براى تعجيل فرج است و اين تلاش چيزى جز آمادگى و زمينهسازى كه در روايات دسته اول گذشت نيست.
٢. پاسخ حلى: روايات از يك سو بيان مىكند: ظهور مثل قيامت ناگهانى رخ مىدهد پس غافلگير كننده است و از سوى ديگر ما را مكلف به آمادگى،
زمنيه سازى و دارا بودن استراتژى مىطلبد. اين دو دسته روايت هيچ تعارضى با هم ندارند و به خوبى قابل جمعاند. چنانكه بارها تأكيد شد، مختصات زمانى ظهور قابل كشف نيست و استراتژىها نيز مربوط به آن نمىباشد. ناگهانى بودن، مقابل توقيت است و حال اينكه محصول استراتژى ما هرگز توقيت نمىباشد. توقيت در روايات دو پيامد تربيتى منفى دارد كه با ناگهانى قرار دادن ظهور رفع شده است. آن دو اثر عبارتند از:
الف- اگر بداء تأخيرى رخ دهد، موجب سستى ايمانها مىشود. فضيل بن يسار از امام باقر (ع) نقل مىكند كه، در پاسخ به اين پرسش كه آيا براى اين امر (قيام قائم) وقت (مشخص) وجود دارد، سه بار فرمود: «كسانى كه وقت گذارند دروغ مىگويند». پس فرمود: «زمانى كه موسى (ع) قومش را براى رفتن به ميقات پروردگارش ترك كرد به آنها وعده داد كه تا سى روز ديگر برمىگردد اما زمانى كه خداوند ده روز ديگر بر آن افزود قومش گفتند موسى (ع) خلاف وعده كرده پس كردند آنچه كردند».[٨]
ب- اگر توقيت، وقت دورى براى ظهور باشد عمل مناسب از منتظران سر نمىزند. امام كاظم (ع) فرمود: «اگر به ما گفته شود اين امر (ظهورقائم) تا دويست يا سيصد سال ديگر واقع نمىشود، دلها سخت مىشد و بيشتر مردم از اسلام برمىگشتند اما گفتهاند: اين امر چه با شتاب پيش مىآيد و چه نزديك است! تا دلهاى مردم الفت گيرد و فرج نزديك گردد».[٩]
مشخص نبودن وقت و ناگهانى بودن به دليل الفت قلبهاى مردم و نزديك شدن فرج ياد شده است يعنى داراى كاركردى سازنده و فعال كه نزديك كردن فرج است و اين