ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٢ - صلوات بر فاطمه (س)
چيزى كه او را آزرده خاطر كند، پيامبر را دل آزرده مىنمايد، و آنچه رسول خدا را بيازارد، در حقيقت خدا را اذيت كرده است ... (ابن حجر در پايان سخن چنين نتيجه مىگيرد): آنچه تاريخ گذشته به ما گوشزد مىكند اين است كه جزاى آن كس كه زهرا را بيازارد، گرفتارى در دنياست، و البته عذاب او در آخرت شديدتر خواهد بود».[١]
ناسزا گفتن به حضرت صدّيقه (س) برابر است با دشنام به پيامبر اكرم (ص) و اميرالمؤمنين (ع) و در نتيجه مساوى است با دشنام به حقّ تبارك و تعالى، چنانكه رسول خدا درباره على مىفرمايد:
«به على دشنام ندهيد؛ هر كس به او دشنام دهد در حقيقت مرا ناسزا گفته است؛ و هر كس به من دشنام دهد، همانا به خدا بدزبانى كرده است».[٢]
اين فرمايشهاى پيامبر اكرم در منقبت حضرت زهرا (س)، عيناً با همين مضامين در كتب شيعه و سنّى نقل شده است كه نشان مىدهد آن حضرت در جميع احكام و شئون ولايت با رسول خدا و اميرالمؤمنين شريك است، لذا علما چنين فتوا مىدهند كه هر كس به پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين، يا فاطمه زهرا دشنام دهد واجب القتل مىشود، و دانشمندان عامه مىفرمايند: «هم كافر است و هم واجب القتل».
صلوات بر فاطمه (س)
دليل ديگرى كه وليّة الله بودن حضرت صدّيقه (س) را اثبات مىكند، استقلال آن حضرت در موضوع صلوات فرستادن بر آن حضرت و كيفيّت زيارتش مىباشد، كه همانند صلوات بر پيامبر اكرم، اميرالمؤمنين و حسنين و زيارت آنان است؛ يعنى همانگونه كه به صلوات بر آن چهار وجود مقدّس و زيارتشان امر شده است، نسبت به حضرت زهرا نيز در اين موارد، همگان مأمور و مأجورند. فاطمه (س) كه مشمول آيه تطهير و از اهل بيت پيامبر اكرم- يعنى آل محمّد (ص) است-، كيفيّت صلوات بر او را رسول خدا به صراحت چنين بيان داشته است:
بر من صلوات بَتراء (=ناقص، دُم بريده و بريده شده) نفرستيد، سؤال شد: يا رسولالله صلوات بتراء چيست؟ فرمود: اينكه (بر من صلوات بفرستيد و) بگوييد «اللهمّ صلّ على محمّد» ولى درباره آل[٣] من ساكت باشيد. شما بايد بگوييد: «اللهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد».[٤]
صلواتى كه شامل على، فاطمه و حسنين (ع) نباشد، مقطوع و بريده است و مورد قبول خدا و رسولش نمىباشد. لذا حضرت صدّيقه زهرا هم رديف و برابر افرادى است كه جميع مسلمين با ايمان جهان- از شيعه و سنّى- هر شبانه روز در تشهّد نمازهاى پنجگانه بر او درود مىفرستند؛ و او در اين مقام، همتاى محمّد بن عبدالله، و على و حسنين (ع) است؛ و همين لزوم صلوات بر فاطمه (س) در هنگام اقامه نماز يك منقبت و فضيلت ساده نيست، بلكه نشانگر مرتبه اعلى و منصب والاى آن حضرت است كه اينچنين در جَنب صاحبان رسالت و امامت قرار گرفته است. بدون ترديد بايد فاطمه، خود وليّة الله و داراى مقام ولايت بوده باشد، تا هم رديف و همتاى اولياى خدا، مورد خضوع و مشمول صلوات و درود جميع مؤمنين جهان در هر زمان و مكان باشد.
پىنوشتها:
برگرفته از: كتاب ارزشمند فاطمه زهرا (س)، نوشته علامه محمد حسين امينى (ره).
[١]. مسند، احمد بن حنبل، ج ٤، ص ١٢٧ و ساير منابع روايى.
[٢]. همان، ج ١، ص ٧٧ و منابع ديگر.
[٣]. الصّواعق المحرقه، ص؟؟؟.
[٤]. سوره نسا (٤)، آيه ٦٩.
[٥]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٥٧.
[٦]. تفسير قمى، ج؟، صص ١٧٠ و ١٧١.
[٧]. براى مشاهدّ اسامىتعداد كثيرى از دانشمندان سنّى كه اين روايت را با اختلاف جزئى در الفاظ آورده اند، به متن و پاورقىهاى كتاب فاطمه زهرا، صص ٢٨٦ تا ٢٩٤ مراجعه بفرماييد.
[٨]. براى جلوگيرى از اطاله كلام، به صص ٢٩٦ و ٢٩٧ و ٢٩٨ كتاب فاطمه زهرا نظر بيفكنيد.
[٩]. سهيلى، ابوالقاسم، الرّوض الانف، ج ٢، ص ١٩٦.
[١٠]. سوره توبه (٩)، آيه ١٠٢.
[١١]. فيض الغدير، ج ٤، ص ٤٢١.
[١٢]. همان.
[١٣]. مستدرك، حاكم، ج ٣، ص ١٢١ و منابع ديگر.
[١٤]. در باره واژه «آل» و وجود آن در قرآن، بحث مستوفايى صورت گرفته كه به خاطر جلوگيرى از اطاله كلام از نقل آن منصرف شديم، ولى به علاقمندان توصيه مىكنيم كه حتماً به خود كتاب ص ٣٢٨ و ٣٢٩ مراجعه بفرمايند.
[١٥]. الصواعق المحرقه، ص ٢٢٥.