ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - تأييدكنندگان اين روايات
نازل شد: «إِنَّالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»؛ پس اصحاب پيامبر (ص) وقتى على (ع) مىآمد، مىگفتند: «خير البريّه» آمد[١].
ابن مردويه از على (ع) روايت مىكند كه:
رسول خدا (ص) به من گفت: «آيا نشنيدى قول خداى متعال را كه فرمود: «إِنَّالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ» تو و شيعه تو، وعدهگاه من و وعده گاه شما حوض است؛ وقتى امتها براى حساب آورده شوند و پيشواى مسروران را دعوت كنند».[٢]
اين گونه احاديث فراوان در صحاح شش گانه اهل سنّت ذكر شدهاند و بر اين نكته تصريح دارند كه نبى اكرم (ص) نخستين كسى است كه تشيع را به پاداشت و آن را ايجاد كرد و به پيروان امام على (ع)، صفات عاليه نسبت داده، آنان را به منزلت رفيع در بهشت بشارت داد.
تأييدكنندگان اين روايات
گروهى از علما- از قدما و مؤخّران- بر اين عقيدهاند كه تشيع از زمان رسول خدا (ص) تشكيل و اعلام شد. بعضى از گفتههاى آنها به شرح زير است:
١. شيخ صدوق: ثقة الاسلام شيخ صدوق (ره) تصريح كرده است كه: «تشيع براى امام، امير المؤمنين (ع) در عهد رسول خدا (ص) بود و او شيعه را به بهشت بشارت داد».[٣]
٢. سعد قمى: وى تأكيد كرده است كه:
اوّلين گروه در اسلام شيعه است و آن گروه امام على بن ابىطالب (ع) است كه به پيروى از او و اعتقاد به امامت او معروفند[٤].
همچنين قمى تصريح كرده است كه:
در پيشاپيش شيعه، نخستين صحابه پيامبر (ص) مثل صحابى مجاهد، عمّار ياسر و انقلابى بزرگ ابوذر غفّارى و مستشار پيامبر (ص) سلمان فارسى و مقداد بن اسود بودند كه به اسم شيعه ملقّب شدند.[٥]
٣. رازى نيز تصريح كرده كه: «به اين گروه، شيعه على و ياران على (ع) مىگفتند و پيامبر (ص) درباره آنها گفته است:
بهشت مشتاق چهار نفر است: سلمان، ابوذر، مقداد و عمّار[٦].
٤. شيخ مفيد: وى اين چهار صحابى رسول خدا (ص) را اركان چهارگانه ناميده است؛ يعنى اركان اسلام[٧].
٥. امام كاشف الغطا: شيخ محمّد حسين آل كاشف الغطا گفته است: «اوّل كسى كه بذر تشيع را در سرزمين اسلام كاشت، شخص صاحب شريعت اسلامى بود؛ يعنى بذر تشيع، دوش به دوشِ بذر اسلام و پهلو به پهلو و به موازات آن قرار گرفته است»[٨].
٦. علّامه مظفّر: علّامه شيخ محمّد حسين مظفّر گفته است:
«دعوت به تشيع در روزى كه ناجى بزرگ، محمّد (ص) صدايش را به كلمه «لا اله الّا الله» بلند كرد، شروع شد و آن زمانى بود كه آيه «وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ» نازل شد و پيامبر (ص) بنى هاشم را جمع كرد و آنها را انذار داد و گفت: «كدام يك از شما مرا يارى مىكنيد تا اينكه او برادر، وارث، وصى و خليفه من در بين شما بعد از من باشد؟» احدى جواب او را نداد مگر على مرتضى (ع). رسول خدا (ص) به آنها گفت:
«اين برادر من و وزير من و وصى من و خليفه من در بين شما بعد از من است؛ از او بشنويد و او را اطاعت كنيد.» پس دعوت به تشيع ابوالحسن از سوى صاحب رسالت و همزمان با دعوت براى شهادتين بود و از آنجاست كه ابوذر از شيعيان على (ع) است».
شيخ مظفّر از محمّد كردعلى، مؤلف خطّاط شام، چنين نقل كرده است:
«گروهى از بزرگان صحابه به موالات على (ع) در زمان رسول خدا (ص) شناخته شده بودند؛ مانند سلمان فارسى كه گفت: بيعت كرديم با رسول خدا (ص) بر سفارش به مسلمانان و امامت
على بن ابىطالب (ع) و پيروى از او».
٧. سعيد خدرى: وى گفته است كه:
«مردم به پنج چيز مأمور شدند. چهار تا از آن را انجام دادند و يكى را ترك كردند و چون از چهار تا سؤال شد، گفت: نماز، زكات، روزه ماه رمضان و حجّ. گفته شد پس آن يكى چيست كه آن را ترك كردند؟ گفت: ولايت على بن ابىطالب (ع)».[٩]
معنى آنچه شيخ مظفّر ارائه كرده، اين است كه تشيع همان موالات براى امام على (ع) و اقرار براى او به ولايت عامّه بعد از نبى اكرم (ص) است و اينكه او سزاوارتر از ديگران است و در نزديكى به
رسول خدا (ص)، مقام او اوّلين است.