ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - مقدمه
نشانههاى ظهور
محمدرضا جباران
مقدمه
يكى از موضوعاتى كه از ديرباز ذهن بشر را به خود مشغول داشته اعتقاد به مصلح كل است. اينكه زندگى اجتماعى در اين جهان با تمام ظلم ها، ستم ها و نابرابرى ها؛ با تمام بهره دهى ها و بهره كشى ها؛ با تمام تفاوت هاى نابحق بين طبقات اجتماعى سرانجام خوبى خواهد داشت؛ و در نهايت كسى پيدا خواهد شد كه به تمام اين نابرابرى ها و ظلم هاپايان دهد و حق هر كسى را به او بدهد، و تمام آحاد جامعه در سايه حكومت عادلانه او با آسايش خاطر زندگى كنند و از رنج ستم و برترى طلبى و زياده خواهى طبقات خاص آسوده باشند، تمام قوا و نيروهاى انسانى به جاى اينكه صرف درگيريهاى ناشى از تجاوزات و تعارضات برخواسته از فزون خواهى ها شود در راه رشد و شكوفايى استعدادهاى انسان و هموار كردن راه كمال او به كار گرفته شود؛ از جمله مسائلى است كه اعتقاد به آن همزمان با پيدايش اولين اجتماعات بشرى پيدا شد، و هر مكتب و مرامى به تناسب تعاليم خود طرحى از اين زندگى مطلوب ارائه و شخصى را به عنوان مصلح معرفى كرده است.
تا آنجا كه ستون موجود اديان مختلف نشان مى دهد اسلام روشن ترين طرح از اصلاح نهائى جهان را ارائه كرده است. در اين طرح شخص مصلح شناخته شده، با اصل و نسب معلوم، داراى يارانى با تعداد معلوم، با برنامه اى مدون و مشخص مى باشد.
اكنون طبق اخبار صحيح و مستند ما مى دانيم نام آن بزرگ مصلح چيست، پدرش كيست، مادرش كيست و اجدادش را به ترتيب تا جد سى و يكم[١] مى شناسيم، و درباره اكثر آنها اطلاعات دقيقى در دست داريم كه تمام گفته ها و كرده هاى مهم و بسيارى از امور جزئى زندگى ايشان را از زمان تولد تا لحظه وفات منعكس نموده است.
ما مى دانيم او در چه سالى، چه ماهى و چه روزى متولد شده؛ چند سال به صورت عادى زندگى كرده، در چه سالى غايب شده و با چه كسانى در ارتباط بوده است.
تنها نكته اى كه در اين طرح تا حدودى مبهم مانده و به طور دقيق مشخص نشده زمان ظهور مصلح است؛ البته اين ابهام اگر با كليت طرح سنجيده شود از نقاط قوت و كمال آن به حساب مى آيد. زيرا ممكن است قصور ذاتى يك عضو از يك مجموعه لازمه كمال محموعه باشد. آرى عدم اطلاع دقيق از زمان ظهور هر چند به خودى خود نقص و نارسايى است ولى در مقايسه با طرح جامع اصلاح نهايى امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است.
توضيح اينكه: اعتقاد به ظهور مصلح داراى دو اثر متفاوت در دو قطب اجتماع بشرى است؛ از طرفى موجب نشاط و زنده شدن روح اميد در قطب محروم و ستمديده جامعه مى شود و از طرفى مايه هراس و وحشت طبقه ستمگر و بهره كش مى باشد. اعتقاد به ظهور مصلح در