ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - در سايه هاى غدير
است. و اين چنين دوستى و فداكارى درخور ملامت نيست. زيرا بايد باصراحت اذعان نمود كه اين دانشمند بزرگوار و متتبع در عين محبت سرشار و شيفتگى كه سراسر وجود او را فرا گرفته. از عصبيت و هواى نفسانى بدور است.
او دانشمندى است كه نتيجه دانش اندوزى خود را در راه محبت بى منتهائى كه بعلى (ع) و پيروان او دارد بكار بسته و در عين حال عواطف نفسانى خود را تحت نظام علم و درستى و آراستگى بحث هاى مستدل و حساس و متين خود از ياوه و سركشى بازداشته و اين چنين پايدارى در وادى محبت است كه درخور ملامت نيست.
آنكس درخور ملامت است كه علاقه و محبت بشخص يا چيزى او را از مسير حق و راستى منحرف سازد و اسير دلخواه و عصبيت باطل گردد؛ و استاد بزرگوار ما (امينى) از اين صفت منزه و مبرا است زيرا تمام كوشش او در راه كشف حقيقت و بر افكندن نقاب از چهره مقصود است.
ما در نخستين جزء «الغدير» مشاهده مى كنيم كه مؤلف بزرگوار راويان اين حديث را از طبقه پيغمبر ص بترتيب حروف تهجى نام برده كه تعداد آنها به يكصد و ده تن بالغ گرديده و همه از بزرگان صحابه پيغمبرند.
اين گروه از راويان را از ابى هريره آغاز نموده و به ابى مرازم يعلى بن مرة ابن وهب ثقفى پايان داده است.
مؤلف بزرگوار در اين رشته مطلب تنها بذكر نام راويان اكتفا نكرده. بلكه كتب و مداركى را نيز كه راويان مذكور حديث غدير را ذكر نموده اند. آنهم با تعيين خصوصيات هريك از كتب مذكور و تصريح بذكر شماره صفحات آن بيان داشته و باين كيفيت «الغدير» در نظر خواننده آن بمانند دريائى بى كران نمايان مى شود كه كتب معتبره در آن چون سيل خروشان جلوه گر است.
مانند: اسد الغابه- الاصابه- تهذيب التهذيب- تاريخ خطيب بغدادى- تهذيب الكمال- تاريخ خلفاء سيوطى- البداية و النهايه ابن كثير- نخب المناقب- مسند احمد بن حنبل- سنن ابن ماجه- و ده ها كتب حديث و تفسير و تاريخ كه بموجب آنها صحابه پيغمبر ص داستان غدير را روايت نموده اند.
مؤلف بزرگوار و ارجمند بعد از ذكر تابعين پرداخته سپس ديگر دانشمادان و ائمه حديث و تاريخ و تفسير را با رعايت ترتيب عصر و زمان هر يك و حتى باذكر تاريخ وفات آنان در هر قرنى پس از قرنى نام برده و اين گروه را از ابن دينا رجمحى آغاز و براويان عصر حاضر پايان داده است.
نكته جالب آنكه: داستان غديرخم از اين جهت كه از فرط شهرت از جمله حقايق مسلمه و غير قابل ترديد شناخته شده محلى براى جدل باقى نگذارده و بحد اجماع امت اسلامى از اهل سنت و شيعه رسيده است تا آنجا كه مطرح انظار صحابه و تبابعين و مورد احتياج و مبادله سوگند (مناشده) قرار گرفته است.