ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - در سايه هاى غدير
ملاحظه نمائيد: مثلا شرح حال و بيان هويت- كميت- از شعراى غدير در قرن دوم اسلامى در جلد دوم «الغدير» بالغ بر سى صفحه از اين كتاب را اشغال نموده كه مى توان آنرا يك مجموعه ادبى مستقل بنام (كميت) بحساب آورد.
همچنين در مورد سيد حميرى شاعر شهير ديگر شصت صفحه از همان مجلد مشتمل شرح حال او است و ضمن آن خصوصيات اين شاعر بطورى مورد بررسى قرار گرفته كه او را در قرن مزبور در ميان اقرانش ممتازشان مى دهيد، و نيز شرح حال ابن رومى در جلد سوم ضمن بيست و شش صفحه درج گرديده، بقيه شعرا و ادبا در هر قرن نيز بدين منوال قياس شود.
اين بسط كلام در شرح احوال شعرا شگفتى ندارد بلكه منتهاى شگفتى در نيروى شگرف و طاقت فرساى اين مؤلف بزرگوار است كه در مطالعه دوران زندگى و خصوصيات هريك از اين شعرا بكار برده!! چه آنكه تنها در مورد ابن رومى و تنظيم شرح حال و زندگى او، اين دانشمند بى نظير، بدهها كتب قديم و جديد مراجعه و حتى نوادر مطالب و تطورات گوناگون هريك را از مصادرى استخراج نموده كه بسيارى از ارباب دانش و اهل تتبع بر آن مصادر وقوف نداشته اند:
بالاخره بايد اذعان نمود كه حتى يك كتاب از كتبى كه شامل ذكر نام و نشانى ابن رومى و متضمن بيان حالات او از زشت و زيبا و نيك و بد بوده از نظر نافذ و دست تتبع تواناى او دور و مستور نمانده حتى مقاله استاد عباس محمود عقاد مندرج در مجله «الهدى» منطبعه در عراق كه متضمن قسمتى مربوط بشاعر نامبرده بوده مورد بررسى مؤلف بزرگوار (الغدير) واقع شده و ما با توجه باين مقدار از تتبع و احاطه مؤلف «الغدير» است كه بطور محقق و با ايمان كامل بايد اقرار و اذعان كنيم كه اين پايه و مرتبه از تسلط و احاطه براى كسب ميسر نيست. جز آنكه نيروى خاصى با موهبت مخصوص از طرف خداوند توانا باو اعطا شده باشد مه تا اين اندازه برموز و دقايق هر امر واقف و مطلع گردد. بسى عبرت انگيز است!!!
مثلا در مورد ابى تمام شاعر كه در جلد دوم «الغدير» شرح حال او درج گرديده نام بيست و هفت تن از افراد مشهور كه بر ديوان حماسه او شرح نوشته اند ذكر شده كه از ابوعبدالله محمدبن قاسم شروع و بمرحوم شيخ سيد بن على مرتضى كه از رجال علم و ادب زمان ما بوده منتهى مى شود. و در مورد ذكر مؤلفين اخبار مربوط بابى تمام مذكور دهها از مؤلفين را نام مى برد كه از ابوالفضل احمد ابى طاهر (در قرن سوم هجرى ميزيسته) شروع و بدكتر عمر فروخ كه از نويسندگان زمان ما است منتهى مى گردد.
تا اينجا كه درباره «الغدير» بيان گرديد نتيجه يك بررسى اجمالى است كه با شتاب و در عين گرفتارى بمشاغل و حوادث زمان توانسته ام بدان دست يابم و امعان نظز بيشتر و دقت در تمام محتويات آن و اظهار نظر درباره آن برايم مقدور نبوده و استاد بزرگوار، عبدالحسين امينى سزاوار است كه دوست سنى مصرى خود را در قبال اين قصور و عجز مورد عفو و اغماض قرار دهند و بر نارسائى او خورده گيرى ننمايند و از خداى متعال مسئلت مى نمايم كه از اين چشمه زلال «الغدير» يك صفاى معنوى بين اهل سنت و شيعه از طريق برادرى اسلامى پديد آورد تا با وحدت و يگانگى بتوانند يك امت متحد و يك بناى استوار و زوال ناپذير براى زندگى توام با آزادى و شرف تشكيل دهند و روز افزون عزت اسلاميان و ارجمندى مقام آنان در جهان تامين گردد و خداى متعال آن دانشمند بزرگوار را در اين راه مقدس توفيق عنايت فرمايد.
پى نوشتها
[١]- شماره صفحات جلد اول در چاپ نخست ٣٦٥ است ولى چاپ دوم بالغ بر ٤١٠ صحفه مى باشد.
[٢]- تا تاريخ تنظيم اين مقاله چنين بوده ولى اكنون جلد يازدهم آن نيز منتشر شده و مجلات بعدى آن نيز در دست تهيه است.
[٣]- اين شمار صفحه مربوط به چاپ اول است و در چاپ دوم ص ٢٩٤ است.