ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - نقش دين در سياست هيأت حاكمه در آمريكا
و توانايى ها و امكانات با هم همكارى مى كنند؟ به خصوص اين كه لابى صهيونيستى از پشتيبانى هاى مالى ... و پوشش تبليغاتى وسيعى برخوردار است و اين چيزى است كه در جهان عرب وجود ندارد و نكته اصلى بحث ما هم دراين است.
\* يك نوع حالت نااميدى در اين امر مى بينيد؟
حالت نااميدى خاصى در اين موضوع وجود دارد و آن در برخورد با آمريكا است، در اينجا اين سؤال وجود دارد كه آيا بايد اين طرح را متوقف كنيم و يا اينكه آن را كامل كنيم و اگر مى خواهيم آن را كامل كنيم، چگونه بايد اين كار انجام شود؟
\* اگر اجازه دهيد، پاسخ آن را از آقاى سماك بشنويم و ببينيم نظر ايشان در اين مورد چيست؟
آقاى دكتر سماك! سؤال هاى زيادى از شما داريم، از ميزان تأثير و نفوذ يهوديان بر رئيس جمهورى هاى آمريكا از «لينكلن» و «جانسون» گرفته تا به جورج بوش، عنصر دين چه تأثيرى در تصميم گيرى هاى اينها داشته است؟
در ابتدا بايد گفت كه ايالات متحده قدرت بزرگى در جهان است و به نفع ما نيست كه وضعيت و حالات آن را در هاله اى از ابهام قرار دهيم و به طور كلى از آن قطع اميد كنيم. در آمريكا مؤسساتى وجود دارد، به طور مشخص تر كليساهاى آمريكايى؛ پيش از آن كه در مورد مسلمانان صحبت كنيم، مسلمانان آمريكا پنج ميليون نفر جمعيت دارند، در اينجا كارى به مسلمانان نداريم. شوراى ملى كليساهاى آمريكايى، اين مجلس شورا مخالف سياست كنونى آمريكا است. اين مجلس مخالف جنبش صهيونيسم در ايالات متحده آمريكا است. اين مجلس شامل كاتوليك هايى است كه نسبت بسيار بالايى از جمعيت ايالات متحده را تشكيل مى دهند. به خصوص پس از مهاجرت گسترده كاتوليك ها از آمريكاى جنوبى و مكزيك.
\* مهاجرت آمريكاى لاتين؟
بله، همه آن ها كاتوليك هستند و كليساى كاتوليك در ايالات متحده اثرگذار و داراى نقش است. جنبش مسيحيت صهيونيستى با اين كليسا مخالف است و راه آن ها را نادرست و منحرف مى شمارد و جنگ هايى بر ضد آنها (كاتوليك هاى آمريكاى جنوبى) به راه انداخته است. آنها دست به انجام يك مجموعه كارها در اين جهت داده اند كه به آن پيروزى دوباره يا تصحيح مسيحيت مى گويند. بله آنها ضد كليساى كاتوليكى هستند. كليساى ارتدوكس آمريكايى هم كه گسترش يافته و پيوسته در حال گسترش است نيز مخالف و ضد جنبش مسيحيت صهيونيستى و مخالف سياست آمريكا است. در اين كشور كليساهاى انجيلى متعددى نيز وجود دارد و همان گونه كه اشاره شد، كليساى مشيخيه در رأس آنها است. اين كليسا موضعى اتخاذ كرده كه بسيار فراتر از موضع بسيارى از كشورهاى عربى و اسلامى است.
براى انجام اين طرح (لابى عربى) در آمريكا پايگاه هايى وجود دارد، كليساهايى كه مخالف با صهيونيست ها و سياستمداران آمريكايى، با ما همسو است. در آمريكا مؤسساتى در جامعه مدنى وجود دارد كه مى توان با آنها ارتباط برقرار كرد، اما مشكل اصلى همان گونه كه دكتر كامل وزنه فرمودند، وجود نداشتن همكارى و هميارى ميان كشورهاى عربى و اسلامى براى بهره گيرى و استفاده از امكانات موجود در ايالات متحده آمريكا است. البته اين امر هم هميشگى و دائمى نيست.
\* به نظر شما آيا اين امكان وجود دارد كه با برخى از مؤسسات مدنى و كليساهاى آمريكايى تعامل داشت و روى آنها حسابى باز كرد.
اساساً نمى شود به آمريكا با ديدى مأيوسانه نگاه كرد، جامعه آمريكايى جامعه اى باز و آزاد است.
\* اجازه بدهيد بخشى از كتاب را در مورد موضوعى كه شما به آن اشاره كرديد، قرائت كنيم: «با اين وجود در ايالات متحده عقلا و انديشمندان و متفكران و اديبان و شاعران زيادى وجود دارد كه عقيده «كيلينگ»- شاعر انگليسى كه صد سال پيش زندگى مى كرد- دارند، آن ها هم مانند اين شاعر در مورد درسى هشدار مى دهند كه پايان ندارد.»[١] درسى كه پايان ندارد، چيست؟
شباهت و نزديكى اتفاقى كه براى امپراطورى انگلستان اتفاق افتاد و دچار آن شد با اتفاق و سرنوشتى كه ممكن است براى ايالات متحده پيش بيايد. آمريكا با ديدگاه امپراطورى نوين به جهان نگاه مى كند، يعنى دشمنى و مبارزه و سركوب ديگران. زيرا ايالات متحده از اوايل قرن نوزدهم طرحى براى امپراطورى جهان مطرح ساخت، يعنى زمانى كه هاوايى و فيليپين را اشغال كرد. بنده در اين كتاب يادآور شده ام كه ايالات متحده و مردم آمريكا بر اساس طرح امپراطورى صاحب يك پيام و رسالت هستند كه بايد آن را منتشر سازند و نمود آن در نقشه اشغال هاوايى و فيليپين بود. در حال حاضر آمريكايى ها نيز با همين ديد امپراطورى به خاورميانه چشم دوخته اند و اين ديدگاه آن ها در حقيقت ادامه