ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - محرم ترين
محرم ترين
ليلا سادات آرامى
- سيزده روز از حلول ماه رجب مىگذشت، زمزمههايى از اطراف خانه به گوش مىرسيد، گروهى از مردم در مسجدالحرام نشسته بودند و خانه كعبه را نگاه مىكردند. ماه كه دامن پر از ستارهاش را بر فراز شهر باز كرده بود نظارهگر زائرانى بود كه در اطراف كعبه به طواف مشغول بودند، گويا زمان در انتظار حادثهاى نو به سر مىبرد.
زن حال عجيبى داشت و دردهاى منقطع كه او را بيش از پيش خسته كرده بود، قلبش به تپش شديدى افتاده بود. زن در حالى كه با گوشه مقنعهاش عرقهاى روى صورتش را پاك مىكرد، آرام آرام به سمت كعبه قدم بر مىداشت، برقى در درون چشمهايش مىدرخشيد و چيزى در درونش به او نويد لحظههايى ناب و تكرارنشدنى را مىداد. او اكنون به پشت خانه خدا رسيده بود، پرده كعبه را در دست فشرد و گفت:
- «پروردگارا من ايمان دارم به تو و به همه پيمبران و كتابهايى كه از سوى تو آمده، و گفتار جدم ابراهيم خليل را تصديق دارم و به او كه اين خانه كعبه را بنا كرد، پروردگارا به حق همان كسى كه اين خانه را بنا كرد و به حق اين نوزادى كه در شكم من است كه ولادت او را بر من آسان گردان» در همين حال در مقابل چشمان مردمانى كه در مسجدالحرام نشسته بودند و بهتزده و ناباورانه واقعهاى بىنظير را نظاره مىكردند ديوار خانه شكافته شد و زن وارد آن شد و دوباره ديوار به هم پيوست. كليدداران و ديگر افراد كه اكنون در اطراف كعبه جمع شده بودند سعى در باز كردن قفل درب كردند اما تلاششان بىنتيجه بود پس فهميدند كه رازى در ميان است.
سه روز از آ ن ماجرا مىگذرد و غلغلهاى در شهر، پيچيده و هيچ كس خبرى از آن زن ندارد مردم بىصبرانه منتظرند كه چه اتفاقى خواهد افتاد. آفتاب روز چهارم از پشت كوههاى مكه سر بر آورده بود كه قسمت پشت خانه كعبه از همان جاى قبل باز شد و زن در حالى كه نوزادى در بغل داشت بيرون آمد و شكاف دوباره بسته شد و رو به مردم كرد و گفت:
- خداى تعالى مرا بر زنان پيش از خود برترى بخشيد ... من در خانه خدا رفتم و از روزى و ميوه بهشتى خوردم و چون خواستم از خانه بيرون آيم هاتفى ندا كرد كه:
«اى فاطمه نام اين مولود را «على» بگذار كه خداى على اعلى فرمايد: من نام او را از نام خود جدا كردم و به ادب خود ادب آموختم ... و واى به حال كسى كه او را دشمن داشته و نافرمانشى كند»
- فاطمه بنت اسد و فرزندش على (ع) محرمترين مهمانان، حرم الهى بودند و زمين كعبه از اينكه زادگاه مردى آسمانى بود، بر خود مىباليد.
\* برگرفته از كتاب زندگانى اميرالمؤمنين (ع) سيد هاشم رسولى محلاتى