ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٨ - بيدارگران
غرب و آخرالزمان
قسمت چهارم
اسماعيل شفيعى سروستانى
بيدارگران
رنهگنون (١٩٥١- ١٩١٢)
طى تمامى سالهاى قرن بيستم، برخى انديشمندان غربى با نقد غرب و تذكر درباره تاريخ غربى، به يكباره سكونت در غرب را ترك كردند. راهى سرزمينهاى شرقى شدند، اسلام آوردند و نامى اسلامى نيز بر خود گذاردند و در رد و نقد غرب، ضمن مقايسه آن با شرق، نشانههاى بحران و سرانجام آن را متذكر شدند.
«رنه گنون» فرانسوى[١] و «شوان» سوئيسى[٢] و بسيارى ديگر از اين گروهاند.
رنه گنون در بيستوهفت سالگى اسلام آورد. تمامى دوران زندگى او در ارزيابى و نقد فلسفى از تجدد و مدرنيته گذشت و با ادعاى اينكه تمدن مادى غرب رو به انحطاط و زوال پيش مىرود تمدنهاى شرقى و آسيايى را واجد رستگارى شناخت از همين رو اعلام داشت:
من پشت مىكنم به اين عنصر شيطانى، من پشت مىكنم به اين شيطان مجسم و به جاى اينكه در فرانسه زندگى كنم مىروم در «الازهر» مصر زندگى مىكنم.[٣]
به مصر مهاجرت كرد، نام خود را به «عبدالواحد يحيى» تغيير داد. و حاصل مطالعات و دريافتهايش را در قالب سه اثر مهم: بحران دنياى متجدد (١٩٢٧)، سيطره كميت و آخرالزمان[٤] (١٩٤٥) و شرق و غرب (١٩٢١) به رشته تحرير در آورد و اعلام داشت:
تنها راه رهايى از «بحران دنياى متجدد» همان بازگشت به سنت و برقرارى دوباره سلسله مراتب ارزشى سنتى در جميع شئون زندگى است.
گنون، از نظر مذهى در خانوادهاى كاتوليك به دنيا آمده بود ليكن پس از تحصيل رياضيات و مطالعات فلسفى و دينى چون گمشده خود را در مكاتب غربى نيافت به شرق و معنويت روى آورد و با گذار از آيينهاى هندى و تائويى به اسلام و عرفان رسيد، و ماحصل اين سير و سفر قريب به بيست كتاب شد.
در اين آثار، گنون ريشههاى انحراف و واژگونگى دنياى متجدد را براى عبرت ديگران تشريح و تبيين مىكند و به مبادى معنوى رمزهاى مقدس مىپردازد و تحولاتى را كه در غرب موجب جدايى پيشه و حرفه از هنر شده مىكاود. گنون از غلبه تاريخ غربى و تجدد، آن را با عنوان «سيطره كميت» ياد مىكند. و به عنوان يك انحراف بزرگ از علم سنتى آن را در مسيرى مىشناسد كه به نوعى وارونگى حقيقى مىانجامد. در فصل بيستونهم از كتاب سيطره كميت مىنويسد:
به نظر ما ضديت با سنت كه عالم جديد [غربى] به نحوى با آن «ساخته شده» است روى هم رفته نسبت به وضع بهنجار كه وضع همه تمدنهاى سنتى، صرفنظر