ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - بعثت از ديدگاه اميرمؤمنان (ع)
دانش پنهانى را برون آرند و راز هستى را در ديدگانشان بنمايند. چه از آسمانى كه فراز سر ايشان است، و چه گهوارهاى كه در زير پايشان گسترده، و چه از انواع معيشتها كه زندهشان مىدارد، و اجلهايى كه نابودشان مىكند، و بيمارىهايى كه مايه فرسودگى آنان مىگردد، و بلاهاى هولناك زمانه كه پياپى برايشان وارد مىشود، و هيچگاه خداى پاك از آفريدگان خود، پيغمبر يا كتاب يا برهان قطعى يا روشى استوار را مضايقه نفرموده، پيامبرانى كه با وجود شمار كم و داشتن دشمنان بسيار از رسالت وحى بازنماندند. گاه از ايشان پيامبرانى بودند كه اسم پيغمبر بعد از خويش را مىدانستند و يا پيغمبران پيشين آنها را مىشناختهاند. بدينگونه قرنها سپرى و روزگار طى شد و پدران رفتند و دنيا را به فرزندان خود وانهادند، تا اينكه خداى پاك محمد (ص) را براى وفاى به وعده خويش و اكمال نبوت مبعوث فرمود، در حالى كه از پيغمبران پيشين پيمان گرفته بود، و نشانههايش آشكار، و ميلادش فرخنده بود.
در آن زمان ساكنان زمين هر يك جزء مذهبى متفرق، و با خواستهايى پراكنده بودند، و به راههاى گوناگون مىرفتند: گروهى خدا را همتاى خلق دانسته، و گروهى در نام او تصرف روا مىداشتند يا به غير او مىپيوستند. پس پروردگار آنان را به وسيله آن پيامبر از گمراهى به راه راست راهبر شد، و ايشان را از جهالت رهانيد.
سپس خداوند پاك ديدار خود را براى محمد (ص) برگزيد و او را در جوار خويش شايسته ديد و تمايلش را به سوى خود رهنمون شد، و از بلاهايش رهانيد. و روحش را كريمانه به سوى خويش خواند- درود بر وى و خاندان وى باد- او نيز چون پيامبران امتهاى ديرين براى شما ميراثى گذاشت؛ زيرا كه ايشان امت خود را وانگذاردند مگر به رهنمون راهى روشن و نشانهاى معين. محمد (ص) نيز كتابى را كه از سوى پروردگارتان بر او فرود آمده بود، در ميان شما نهاد؛ كتابى كه احكام حلال و حرامش در آن بيان و واجب و مستحب و ناسخ و منسوخِ آن روشن شده بود. معلوم داشته كه چه كارهايى مباح است و كداميك واجب يا حرام. خاص و عام چيست و در آن اندرزها و مثالهاست. مطلق و مقيد و محكم و متشابه آن را آشكار ساخته.
هر مجملى را تفسير كرده و گره هر مشكلى را گشوده است. و نيز چيزهايى است كه براى دانستنش پيمان گرفته شده و چيزهايى است كه به نادانستنش رخصت داده شده. احكامى است كه در كتاب خدا به وجوب آن فرمان داده شده و در سنت، آن حكم نسخ گشته و نيز احكامى است كه در سنت به وجوب آن تأكيد شده ولى در كتاب به ترك آن اجازه داده شده و نيز اعمالى است كه زمانش فرا رسد واجب و چون زمانش منقضى گردد وجوبش از ميان رود. و در مورد امورى كه ارتكاب آن گناه، خُرد است و مستوجب آمرزش اوست و امورى كه اندك آن هم پذيرفته مىشود و هر كس اختيار دارد كه بيش از آن را نيز به جاى آورد.[١]
آن حضرت در قسمتى از خطبه ٣٣ نهجالبلاغه، بعثت پيامبر اكرم (ص) را چنين توصيف مىكند:
خداوند پاك، محمد (ص) را به پيامبرى فرستاد در حالى كه ميان عرب كسى نبود كه كتابى خوانده، يا دعوى پيامبرى كرده باشد. پس محمد (ص) آنان را رهبرى نمود، به جايى كه بايد نشانيد، و به عرصه رستگاريشان رسانيد. تا احوالشان چونان نيزههايشان استقامت پذيرفت و جاى پاى استوار كردند، و سنگهايى كه بر آن ايستاده بودند از لرزش بازماند. به خدا سوگند، كه من از افراد سپاه او بودم كه به دشمن هجوم برديم تا فرار كردند من نه ناتوانى نمودم و نه بيم به دل راه دادم. اكنون در اين راه هم كه مىروم همانند راهى است كه با فرستاده خدا (ص) رفته بودم، امروز هم باطل را برمىدرم تا چهره حق از كنار آن آشكار شود.
مرا با قريش چه كار؟ به خدا سوگند آن زمانها كه كافر بودند با ايشان جنگيدم، اكنون هم به خاطر انحرافشان با ايشان پيكار مىكنم، و همانگونه كه در زمان فرستاده خدا (ص) روياروى آنان بودم امروز نيز مقابل ايشانم. به خدا قسم قريش كينهاى از ما ندارد جز آنكه خدا ما را بر آنان برگزيد،