ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - موعود (ع) در معراج
و در آينده در ضمن نماز كه ره آورد اين معراج است، خواهند كرد.[١]
موعود (ع) در معراج
اصلىترين مشاهده پيامبر اعظم (ص) در شب معراج را بايد شهود انوار مقدسه ائمه (ع) بدانيم كه اصحاب متعددى روايت ذيل يا مشابه آن را از آن حضرت نقل كردهاند و همانطور كه خواهيم ديد در ميان دوازده امام (ع)، حضرت مهدى (ع) جايگاهى ويژه و ممتاز دارند. ضمن اين روايات نقل شده است كه رسول خدا (ص) فرمود:
همانا خداى عزوجل در آن شب كه به گردشى شبانه برده شدم (معراج) به من وحى فرمود: اى محمد چه كسى را در زمين ميان امتت به جاى خود گذاشتى؟- در حالى كه خدا خود بدان آگاهتر بود- عرض كردم: پروردگارا، برادرم را فرمود: اى محمد، على ابن ابىطالب را؟ عرض كردم: بلى اى خداى من، فرمود: اى محمد من ابتدا از مقام ربوبيت نظرى بر زمين افكندم و تو را از آن اختيار كردم. هيچ گاه يادى از من نمىشود مگر اينكه تو نيز با من ياد كرده شوى. من خود محمودم و تو محمد؛ سپس نظرى ديگر بر زمين افكندم و از آن على بن ابىطالب را برگزيدم و او را وصى تو قرار دادم، پس تو سرور پيامبران و على از نامهاى من است و «على» (مشتق آن) نام اوست. اى محمد، من، على و فاطمه و حسن و حسين و امامان را از يك نور آفريدم؛ سپس ولايت ايشان را بر فرشتگان عرضه داشتم، هر كه آن را پذيرفت از مقربين گرديد و هر كه آن را رد نمود به كافران پيوست. اى محمد، اگر بندهاى از بندگانم مرا چندان پرستش كند تا رشته حياتش از هم بگسلد و پس از آن در حالى كه منكر ولايت آنان است با من روبهرو شود، او را در آتش دوزخ خواهم افكند سپس فرمود: اى محمد، آيا مايلى آنان را ببينى؟ عرض كردم: بلى. فرمود: قدمى پيش گذار. من قدمى جلو نهادم. ناگاه ديدم على بن ابىطالب و حسن و حسين و علىبن الحسين و محمد بن على و جعفربن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على آنجا بودند و حجت قائم همانند ستارهاى درخشان در ميان آنان بود، پس عرض كردم: پروردگار من اينان چه كسانىاند؟ فرمود: اينان امامان هستند و اين يك نيز قائم است كه حلالكننده حلال من و حرامدارنده حرام من است، و از دشمنان من انتقام خواهد گرفت. اى محمد، او را دوست بدار كه من او را دوست مىدارم و هر كس را كه او را دوست بدارد نيز دوست مىدارم.[٢]
پىنوشتها:
[١]. سوره اسرا (١٧)، آيه ١.
[٢]. سوره نجم (٥٣)، آيات ١٨- ٨.
[٣]. براى مطالعه تفصيل اين روايت و ارقام مختلفى كه براى سال بعثت برشمردهاند ر. ك: مرتضى عاملى، سيد جعفر، سيرت جاودانه، ترجمه دكتر محمد سپهرى، ج ١، صص ٢٩١- ٢٩٣.
[٤]. ر. ك: سبحانى، جعفر، فروغ ابديت، ج ١، ص ٣٨٤.
[٥]. مجلسى، بحارالانوار، ج ١٨، ص ٣٨٢، به نقل از: سيماى معراج پيامبر، ص ٢٢.
[٦]. آيتاللهزاده نايينى، مهدى، معراج به روايت فيض كاشانى، صص ١٠ و ٥٠
[٧]. سبحانى، همان، ج ١، صص ٣٧٩- ٣٨١.
[٨]. طباطبايى، سيد محمدحسين، الميزان، ج ١٣، ص ٥ و ١٩.
[٩]. طبرسى، مجمعالبيان، ج ٦، ص ٣٩٥؛ به نقل از: سيماى معراج پيامبر، صص ٣٢ و ٣٣.
[١٠]. از جمله اين آثار مىتوان به كتابهايى نظير: راهيان كوى دوست نوشته آيتالله مصباح يزدى و حديث معراج، نوشته آقاى سيد محمدرضا غياثى كرمانى اشاره كرد.
[١١]. برخى از اين گزارشها را در كتاب محمد (ص) ميهمان قدسيان نوشته آقاى حسنعلى محمودى مىتوانيد مطالعه كنيد كه عناوين آنها از اين قرار است: بهشت برين و عرش، شكايت شخصى از جد چهلم خود، حرامخوارى، فرشته دعاكنننده براى مؤمنان، دو فرشته ديگر، غيبتكنندگان، خورندگان مال يتيم و رباخواران و زنان گناهكار.
[١٢]. مجلسى، همان، ج ١٨، ص ٣٢٧.
[١٣]. توضيح اين مطلب ديگر ابعاد عرفانى مربوط به معراج را مىتوانيد در جلد نهم تفسير موضوعى قرآن كريم با عنوان سيره رسول اكرم (ص) در قرآن مرور نماييد.
[١٤]. براى نمونه ر. ك: نعمانى، الغيبة، ص ١٣٣.