ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - نتيجه سخن
نيست [كه] ولى شما و صاحب اختيار شما خداست و رسول خدا و كسانى كه ايمان آوردهاند و آنها كسانى هستند كه نماز را به پا مىدارند و زكات را مىدهند در حالى كه در ركوع هستند.»
در اين آيه مباركه خداوند متعال، ولايت را بالذات به خود اختصاص داده و پس از آن براى پيغمبر خود و پس از آن براى مؤمنينى كه نماز گذارنده و زكاتدهندهاند در حالتى كه ركوعكنندهاند.
«ولى» در اين آيه به معنى صاحب اختيار و متصرف در امور است، نه به معناى دوست و دوست دارنده و دوست داشته شده و مراد از «مؤمنين» در اين آيه به اتفاق جميع مسلمين از اهل حل و عقد- از شيعه و سنى- وجود مبارك اميرالمؤمنين (ع) مىباشد.
دليل سوم: در آيه ١٠٧ سوره انبيا آمده است: «وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ؛ يعنى ما نفرستاديم تو را مگر براى اينكه رحمت باشى بر تمام عوالم.» چنانچه بنابر روايت شيخ طوسى (ره) در كتاب مصباح و بنابر آنچه سيدبن طاووس (ره) در كتاب اقبال در خطبه عيد غدير از اميرالمؤمنين (ع) درباره اوصاف خاتم الانبيا (ص) نموده است، آن حضرت (ع) فرموده: «خداى تعالى او را براى خود خالص قرار داد در قديم بر ساير امتها، و قائم مقام خود گردانيد در اداى اوامر الهيه و انجام كارها در تمام عوالم وجود».[١]
جمله «او را قائم مقام خود در تمام عوالم وجود گردانيد.» تصريح بر دارا بودن ولايت كليه توسط آن حضرت مىنمايد و دليل دارا بودن خلافت و نيابت آن وجود مقدس براى انجام دادن امور از سوى خداوند مىباشد.
در تفسير مجمعالبيان و تعدادى از تفاسير ديگر روايت شده كه چون جبرئيل آيه: «ما نفرستاديم تو را مگر براى اينكه رحمت باشى بر تمام عوالم» را براى پيغمبر (ص) آورد، حضرت به او فرمود: «آيا از اين رحمت به تو چيزى رسيده؟» گفت: آرى من از عاقبت امر خود مىترسيدم، پس به ميمنت تو امنيت يافتم زيرا كه خدا بر من ثنا گفت به گفته خود كه فرمود: «ذِيقُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ؛ صاحب توانايى نزد صاحب عرش با منزلت است.»[٢] و[٣]
دليل چهارم: فرمايش رسول خدا (ص) است كه در كتب شيعه اهل سنت روايت شده و از متواترات اخبار است كه فرموده: «من كنت مولاه فعلى مولاه؛ هر كه را من بر او ولايت دارم و اولى به تصرف در امور او هستم پس على بر او ولايت دارد و اولى به تصرف است در امور او.»
علامه امينى (ره) در جلد اول كتاب الغدير پس از بيان مبسوط معانى كلمه «مولى»، چهارده قرينه از كتب بزرگان علماى اهل سنت ارائه نموده، كه «مولى» در حديث شريف غدير به معناى ولى امر و اولى به تصرف و صاحب اختيار در امور عامه است.
دليل پنجم: جمله: «الخاتم لاسبق و الفاتح لا استقبل»[٤] است كه در عدهاى از زيارات حضرت رسول اكرم (ص) وارد شده؛ يعنى آن جناب ختمكننده (باب ولايت كليه مطلقه) است زيرا كه آن حضرت اولين كسى است كه خداوند خلعت ولايت كليه را بر او پوشانيده و افتتاح باب ولايت مطلقه، توسط آن جناب شده است. زيرا مقام ولايت كليه الهيه منحصر است در چهارده نفر كه خود آن حضرت و اوصياى او و فاطمه زهرا (س) باشند. و فقط ايشان داراى شرايط ولايت مطلقهاند و ولايت جزئيه همه انبيا و اولياء فرع بر ولايت كليه ايشان است.
در جلد ششم بحارالانوار در «باب فضايل و خصايص آن حضرت» قسمتى از خطبه اميرالمؤمنين (ع) نقل شده كه از جمله فقرات آن اين است كه فرموده:
[بار خدايا!] قرار ده درودهاى پيوسته باشرافت و بركتهاى زياد شوندهات را بر محمد- بنده و فرستادهات- كه ختمكننده وحى و پيغمبرى، و گشاينده درهاى بسته ولايت كليه الهيه، و آشكاركننده حق ثابت به راستى است.[٥]
اين جمله نيز دليلى است كه آن جناب داراى ولايت كليه است و افتتاح باب ولايت كليه با ايشان شده [است.]
نتيجه سخن
مختار و برگزيده خدا براى ولايت و رياست و فرمان فرمايى بر ممكنات و تصرف در محيط عالم امكان براى