ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - نتيجه سخن
حفظ نظام احسن، وجود مبارك عقل كلّ و هادى سبل و خاتم رسل محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف (ص) مىباشد. به دليل آنكه آن بزرگوار داراى خصايص و امتيازاتى است كه خداوند متعال هيچ يك از پيغمبران خود را به آن خصايص و امتيازات و آثار معرفى ننموده است.
اول، آنكه خداوند خلعت نور او را بر همه ممكنات مقدم داشته [است]. دوم، آنكه پيش از آنكه خداوند آدم ابوالبشر را بيافريند، به هزارها سال نبى بوده است به دليل روايت نبوى: «كنت نبيّاً و آدم بين الماء و الطين؛ من نبى بودم در حالى كه آدم ميان آب و گل بود.»[١] يعنى هنوز آدم آفريده نشده بود. سوم، آنكه هيچ يك از انبيا و مرسلين قبل از آن حضرت ادعاى چنين مرتبه و مقامى را نكردند.
چهارم، به اين دليل كه ايمان اوبه خدا، مقدم بر تمام مخلوقات بوده [است]. پنجم، اينكه خداوند متعال او را اول المسلمين ناميده [است]. ششم، شفاعت كبراى قيامت را مخصوص او قرار داده [است]. هفتم، لواى حمد را در قيامت اختصاص به او داده [است]. هشتم، مبنر وسيله را در قيامت خاص او قرار داده [است]. نهم، او را افضل و اشرف و اكمل تمام انبيا و مرسلين و ملائكه مقربين گردانيده [است]. دهم، خداوند عهد رسالت و ولايت او و اوصياى او را در «عالم ميثاق» از تمام انبيا و مرسلين و ملائكه مقربين گرفته [است.] يازدهم، او را قائم مقام خود در تمام عوالم قرار داده [است.] دوازدهم، او را سيد و مقتدا و پيشواى انبيا و مرسلين و ملائكه مقربين قرار داده [است.] سيزدهم، او را شاهد اعمال تمام خلايق قرار داده [است.] چهاردهم، او را با جسم ناسوتى به هفت آسمانها بالا برده و از كرسى و سدرة المنتهى گذرانيده [است.] پانزدهم، هشت بهشت عالم آخرت و درجات و انواع نعمتهاى آن را به او نشان داده و دركات هفت دوزخ را نيز به رأى العين مشاهده نموده [است.] شانزدهم، او را در تمام طبقات عالم، تا عرش اعلى سير داده و از حجابها گذرانيده و در دربار عظمت و كبريايى خود راه داده و به مقام «دَنافَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى؛ سپس نزديك و نزديكتر شد تا آنكه [فاصله او] به اندازه فاصله دو كمان يا كمتر بود.[٢]»
نشانيده و در جايى كه بين حبيب و محبوب هيچ واسطهاى نبوده، به دريافت سخنان و خطابهاى الهيه مشرف، و به گفتوشنود اسرار بىشمارى مخاطب شده [است.]
هفدهم، خداى متعال اطاعت او را اطاعت خود و معصيت او را معصيت خود و رضاى او را رضاى خود و خشم و غضب خود خوانده [است.]
هجدهم، نور مقدس او را علت ايجاد كليه موجودات قرار داده [است.] نوزدهم، اوصياى دوازدهگانه او را افضل تمام انبيا و مرسلين و ملائكه مقربين قرار داده و درفضايل و كمالات نفسانيه و امامت و ولايت كليه- به استثناى مقام نبوت و رسالت- آنها را هر يك بعد از ديگرى رديف او قرار داده [است.]
بيستم، خداوند متعال به حكم «وَرَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ[٣]» رفعت ذكر او را با ذكر خود توأم قرار داده تا در اذانها و اقامهها، نمازها و خطبهها؛ جمعهها و جماعتها هر كجا «أشهد أن لا إله إلّا الله» گفته شود دنباله آن «أشهد أنّ محمداً رسول الله» نيز گفته شود.
البته بر ارباب بصيرت پوشيده نيست كه صاحب ولايت مطلقه را امتيازاتى است برتر و بالاتر از آنچه ذكر شد و طالبان به كتب مفصلى كه درباره به اين موضوعات است، مراجعه فرمايند.
پىنوشتها:
\* برگرفته از كتاب ولايت كليه، ضمن تلخيص و ساده نمودن عبارات.
[١]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٢١.
[٢]. سوره نساء (٤)، آيه ٨٠.
[٣]. سوره نساء (٤)، آيه ٥٩.
[٤]. سوره حشر (٥٩)، آيه ٧.
[٥]. سوره آل عمران (٣)، آيه ٣١.
[٦]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٦.
[٧]. «أنا و على أبوا هذه الامّة.» تفسير صافى. ج ٤، ص ١٦، به نقل از علل الشرايع صدوق.
[٨]. النّاصبى شرّ من يهود. قيل: كيف ذلك يابن رسول الله؟ فقال إنّ اليهودى منع لطف النّبوة و هو خاصّ و النّاصبى منع لطف الإمامة و هو عامٌّ. عوالى اللئالى، ج ٤، ص ١١.
[٩]. و أسئلك بما نطق منهم من مشيتك فجعلتهم معادن لكلماتك و اركاناً لتوحيدك و آياتك و مقاماتك التّى لاتعطيل لها فى كل مكانٍ يعرفك بها من عرفك لافرق بينك و بينها إلّا أنّهم عبادك و خلقك فتقها و رتقها بيدك بدءها منك و عودها إليك، أعضادٌ و أشهادٌ و مناةٌ و أزوادٌ و حفظةٌ و روّادٌ منهم ملأت؛ مجلسى، بحارالانوار، ج ٩٨، ص ٣٩٣، ح ١، باب «اعمال مطلق ايام شهر رجب و لياليها»، اقبال، ص ٦٧٤- ٦٤٣.
[١٠]. من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتةً جاهليّةً. مجلسى، همان، ج ٣٢، ص ٣٣١، ح ٣١٧.
[١١]. «استخلصه فى القدم على سائر الامم و أقامه فى سائر عالمه مقامه فى الأداء.» مجلسى، همان، ج ٩٧، ص ١١٢، ح ٨؛ مصبح المتهجد، ص ٥٢٤.
[١٢]. «هل أصابك من هذه الرّحمة شىء؟ قال: نعم إنّى كنت أخشى عاقبة الأمر فآمنت بك لما اثنى الله على بقوله (ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ) و قد قال صلّى الله عليه و آل إنّما أنا رحمة مهداة.» سوره تكوير (٨١)، آيه ٢٠.
[١٣]. مجمع البيان، ج ٤، ص ٦٦، تفسير صافى، ج ٣، ص ٣٥٩.
[١٤]. مجلسى، همان، ج ١٠٠، ص ١٤٨، ح ١٢، باب ٢.
[١٥]. «إجعل شرائف صلواتك و نوامى بركاتك على محمد عبدك و رسولك الخاتم لما سبق و الفاتح لما انغلق و المعلن الحق بالحق». همان، ج ٢، ص ٣٧٨، ح ١٠.
[١٦]. همان، ج ١٦، ص ٤٠٢، ح ١.
[١٧]. سوره نجم (٥٣)، آيه ٨ و ٩.
[١٨]. سوره شرح (٩٤)، آيه ٤.