ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - بعثت از ديدگاه اميرمؤمنان (ع)
و آنان را در زمره خود در آوريم، پس چنان بودند كه شاعر گفته:
«به جان خودم سوگند كه بامدادان پيوسته شير خالص نوشيدى، و سرشير و خرماى بىهسته خوردى. ما اين مقام عالى را به تو داديم و تو مقامى نداشتى، ما بوديم كه پيرامون تو اسبان كوتاه مو و نيزهها فراهم ساختيم».[١]
در خطبه ٩٣ نيز در وصف سلسله پيامبران الهى مىفرمايد:
آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريفترين قرارگاه جاى داد. آنان را از اصلاب كريم به رحمهايى پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكى از آنان از جهان رخت برمىبست ديگرى براى اقامه دين خدا جاى او را مىگرفت. تا كرامت نبوت از سوى خداوند پاك نصيب محمد (ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمينها بيرون آورد؛ از درختى كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحى خود را از آن گلچين كرده بود. عترتش بهترين عترتهاست، و دودمانش نيكوترين دودمانها، و شجرهاش بهترين شجرههاست، در حرم روييده و در بستان مجد و شرف باليده است، شاخههايش بلند و ميوهاش دور از دسترس، اوست پيشواى پرهيزگاران و ديده بيناى راه يافتگان، اوست چراغ پرفروغ و شهاب درخشان و آتشزنه فروزان. سيرتش ميانهروى، آيينش رشددهنده، كلامش جداكننده حق از باطل، و داوريش قرين عدالت است.
او را در فاصلهاى از پيامبران و در دوران خطا و لغزش امتها، و در نادانى و بىخبرى گرفتار فرستاد.
خداوند بر شما رحمت آورد، بر نشانههاى آشكار عمل كنيد راه واضح و روشن است و شما را به بهشت مىخوانند. اكنون در سرايى هستيد كه در آن براى كسب رضاى خداوندى آسودگى و فرصت داريد، پروندهها گشوده است، و قلمها جارى است، و بدنها سالم، و زبانها گوياست، توبه پذيرفته، و اعمال مقبول مىگردد.[٢]
امير مؤمنان (ع) در خطبه ٩٤ به توصيف وضعيت مردمان تا پيش از برانگيخته شدن حضرت ختمى مرتبت (ص) پرداخته، مىفرمايد:
به رسالتش فرستاد. در حالى كه مردم گمراهانى حيرتزده، و در فتنه فرو افتاده بودند. هوا و هوس آنان را بر خود غوطهور، و كبر و نخوت از طريق صوابشان منحرف ساخته، جاهليت تاريك آنان را سبكسر و در كارها متزلزل و حيران نموده بود، رسولالله (ص) نصيحت و نيكخواهى را به حد اعلى رسانيد و به راهشان آورد و به حكمت و اندرز نيكو آنها را به راه خدا فراخواند.[٣]
آن حضرت در خطبه ٩٥ نيز پيامبر گرامى اسلام را چنين توصيف مىكند:
قرارگاه او بهترين قرارگاهها، و خاستگاه او شريفترين خاستگاههاست، در معادن كرامت، و مهدهاى پاكى و پاكدامنى دلهاى نيكوكاران بدو گراييد، و توجه چشمها به سوى او گرديد. خداوند با بعثت او كينهها را مدفون ساخت، و آتش خصومتها را خاموش نمود. ميان ياران را (به خاطر ايمان) بدو الفت داد، و ميان خويشاوندان (به خاطر كفر) جدايى افكند. ذليلان را عزيز كرد و عزيزان را ذليل، و حقايق را گاه به سخن آشكار نمود و گاه به خاموشى.[٤]
امام على (ع) در خطبه ١٠٨ دنياگريزى پيامبر اكرم (ص) را توصيف كرده، مىفرمايد:
دنيا را ناچيز و خرد شمرد، و بىمقدارش دانست و خوارش كرد، و دانست كه خداى تعالى دنيا را از او دور گردانيد، چون حقير بود به ديگرى ارزانيش داشت. پس به جان و دل از دنيا اعراض نمود، و خاطره آن را در وجود خود كشت، و دوست داشت زينتش در برابر چشمش نيايد تا مبادا از آن جامه فاخرى گزيند و يا به ماندن در آن اميد بندد. پيام پروردگارش را به مردم رسانيد تا آنان را بهانهاى نباشد، و امت خود را از روى نيكخواهى هشدار، و با بشارت بهشت مژده داد و دعوت فرمود، و با تهديد از آتش ترساند.
ما شجره نبوتيم، و جايگاه فرود آمدن رسالت، و محل آمد و شد ملائكه، و معادن علم، و چشمههاى حكمت. يار و عاشق ما منتظر رحمت خداوندى باشد، و دشمن و كينهتوز ما در انتظار قهر خداوند.[٥]
امير بيان، اميرمؤمنان (ع) در خطبه ٢٣٤ نهجالبلاغه كه