ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - ٥ ديدن يا ديده شدن، كداميك؟
كسى ادعاى رؤيت كند و ظاهرالصلاح هم باشد ممكن است مقبول قرار بگيرد و اين مشكلات فراوانى دارد.[١]
با توجه به آنچه بيان شد بر همه گويندگان و نويسندگان لازم است كه به جاى دامن زدن به موضوع تشرفات و طرح حكايتهايى كه بعضاً اساس محكمى هم ندارد، تلاش خود را متوجه اصل لزوم انتظار فرج، منتظر نگهداشتن مردم و يادآورى وظايف منتظران نمايند.
٤. محوريت يا عدم محوريت تشرف
نكته ديگرى كه در اين زمينه حائز اهميت است اين است كه آيا موضوع درخواست ملاقات با امام عصر (ع) و تشرف خدمت ايشان از موضوعات محورى مباحث مهدويت است يا خير؟
با بررسى روايات مهدوى به دست مىآيد كه آنچه بيش از هر موضوع ديگرى در عصر غيبت اهميت دارد، معرفت امام عصر (ع)، منتظر بودن و عمل به شرايط انتظار و تكاليف منتظران است. تا آنجا كه به تعبير روايات حتى اصل درك زمان ظهور هم چندان موضوعيتى نداشته و مهم اين است كه شيعه منتظر در زمان غيبت امام خود را به درستى بشناسد و به وظايف خود در برابر او به خوبى عمل كند. كه در اين صورت، درست مانند كسى خواهد بود كه زمان ظهور را درك كرده و با امام خود همراه و همداستان است.
براى روشنتر شدن اين موضوع چند روايت را با هم مرور مىكنيم:
ابو بصير مىگويد به امام صادق (ع) عرض كردم:
جعلت فداك متى الفرج؟
فدايت شوم، اين گشايش كى فرا مىرسد؟
آن حضرت فرمود:
يا أبابصير و أنت ممّن يريد الدنيا؟ من عرف هذا الأمر فقد فرّج عنه لانتظاره.[٢]
اى ابابصير! آيا تو از آن گروهى كه به دنبال دنيايند؟ هر كس اين امر را بشناسد، به سبب انتظارش براى او گشايش حاصل مىشود.
امام رضا (ع) نيز در پاسخ «حسن بن جهم» كه از ايشان در مورد فرا رسيدن گشايش مىپرسد، مىفرمايد:
أولست تعلم أنّ إنتظار الفرج من الفرج؟
آيا تو نمىدانى كه چشم به راه گشايش بودن، خود [جزيى] از گشايش است؟
او در پاسخ مىگويد:
لا أدرى إلّا أن تعلّمنى.
نمىدانم، مگر اينكه شما به من بياموزيد.
آن حضرت بار ديگر مىفرمايد:
نعم، إنتظار الفرج من الفرج.[٣]
آرى، انتظار گشايش، [جزيى] از گشايش است.
براساس همين نگرش است كه در روايتهاى متعددى تأكيد شده كه براى منتظران واقعى تفاوتى ندارد كه ظهور را درك كنند يا نكنند؛ چون آنها در عصر غيبت نيز در خدمت امام زمان خويش هستند؛ چنانكه در روايتى از امام صادق (ع) مىخوانيم:
من مات منكم و هو منتظر لهذا الأمر كمن هو مع القائم فى فسطاطه ....[٤]
هر كس بميرد در حالى كه منتظر اين امر باشد همانند كسى است كه با حضرت قائم (ع) و در خيمهاش بوده باشد ....
آرى، اگر كسى در عصر غيبت مؤمنانه زندگى كند؛ از بدىها و زشتىها دورى گزيند؛ خصال شايسته را پيشه خود سازد؛ وظايف و تكاليفى را كه در صحنه حيات فردى و اجتماعى متوجه اوست، به درستى بهجا آورد و در انتظار ظهور امامش نيز باشد، خداوند متعال، فرج و گشايش واقعى را كه همان يافتن راه هدايت و رستگارى و رسيدن به سعادت و نيكبختى در دنيا و آخرت است، نصيب او مىسازد و در اين صورت است كه پيش افتادن و پس افتادن ظهور براى او هيچ تفاوتى نخواهد داشت و او در هر حال امام منتظَر خويش را درمىيابد.
از اينرو مىتوان گفت كه براى منتظران واقعى آنچه بيش از هر موضوع ديگرى اهميت دارد عمل به تكليف و وظيفه در برابر امام عصر (ع) است و موضوع ملاقات با آن حضرت براى آنان در مرتبه بعدى قرار دارد.
٥. ديدن يا ديده شدن، كداميك؟
يكى ديگر از نكاتى كه در زمينه موضوع ملاقات با امام زمان (ع) بايد به آن توجه داشت اين است كه ديدن امام زمان (ع) به خودى خود نمىتواند فضيلت باشد، بلكه آنچه فضيلت است رسيدن به قيام معرفت امام (ع) و بصيرت داشتن نسبت به جايگاه ايشان در عالم است.