ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - مهدويت از ديدگاه علامه طباطبايى
از ٥٠٠ روايت، كه در ابواب مختلف نقل شده تجاوز كند، دچار اختلاف شدهاند.
\* اوصاف اين سه روز، يعنى قيامت، رجعت و ظهور كه در تأويل آيه ذكر شده و معناى آن به نظر علامه طباطبايى چيست؟
\* بعداً ايشان به معناى اين سه روز هم مىپردازد. آنچه كه از كلام خداى تعالى درباره قيامت و اوصاف آن به دست مىآيد، اين است كه قيامت روزى است كه هيچ سببى از اسباب و هيچ كار و شورى از خداى سبحان پوشيده نيست. روزى است كه تمام اوهام از بين مىرود و آيات خدا در كمال ظهور، ظاهر مىشود. در سراسر آيات قرآن و روايات هيچ دليلى به چشم نمىخورد كه دلالت كند بر اينكه در آن روز، عالم جسمانى به كلى از بين مىرود. بلكه بر عكس، ادلهاى كه به چشم مىخورد بر خلاف اين معنا دلالت دارد. مىفرمايد، قيامت در همان عالم انجام خواهد گرفت. چيزى كه هست اين معنا استفاده مىشود كه در آن روز بشر، يعنى اين نسلى كه خداى تبارك و تعالى از يك مرد و زن به نام آدم و همسرش پديد آورد، قبل از قيامت از روى زمين منقرض مىشود. بين عوام چنين جا افتاده كه همه چيز از بين مىرود، اما در قرآن دليلى بر اين امر نداريم. رواياتى هم داريم كه بهشت و جهنم الان هست و در گستره همين عالم هم هست. عالم از نظر ترقى و درك واقعيات عوض مىشود، و مىشود عالم آخرت. مثلًا افرادى كه از زمان حضرت آدم تا به الان مردهاند، الان در عالم برزخ هستند، عالم برزخ كجاست؟ عالم برزخ به گفته آيه در همين دنياست. عالم آخرت هم در همين دنياست. منتهى به شكل خاص ديگرى، و خلاصه مىفرمايد، بين نشئه دنيا و نشئه قيامت مزاحمت و زيادتى نيست- بر خلاف آن چيزى كه عوام فكر مىكنند، كه اين عالم يك چيزى است و عالم آخرت يك چيز ديگر- و وقتى قيامت بيايد بعضى جزئيات دنيا از بين مىرود. ولى كليت آن از بين نمىرود. همچنان كه ميان بزرخ كه هم اكنون اموات در آن عالمند با عالم دنيا مزاحمتى نيست، عالم آخرت هم با دنيا مزاحمتى ندارد. معمولًا فكر مىكنند كسى كه مرده به آن عالم رفته، يعنى به عالم ديگرى غير از اين عالم، نخير، توى همين دنياست، ولى در عالم برزخ است. چون مستور از چشمهاست اين چنين فكر مىشود كه به عالم ديگر رفته است و گرنه همين الان هم براى كسانى كه چشم برزخى آنها باز است، همان زمان كه در حيات دنيوى هستند پردهها از جلوى چشمان برداشته شده است؛ چنانكه خود پيامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) و اولياء خدا همه اينطور بودند.
حارث بن نعمان، يك روز بعد از نماز صبح خدمت رسول الله (ص) آمد. حضرت متوجه شدند كه صورت او حالت خاصى دارد. فرمودند:
كيف حالك.
[حالت چطور است؟]
فرمود: على يقينٍ.
[بر حال يقينام.]
فرمودند: و ما علامة يقينك؟
[نشانه يقينت چيست؟]
عرض كرد: يا رسولالله، گويا اهل جهنم را مىبينيم كه در آتش هستند.
اين حقيقت روز قيامت است. روزى است كه مردم براى ربالعالمين به پا مىخيزند، و همه اسرارشان آشكار مىشود و چيزى از ايشان برخدا پوشيده نمىماند. به همين جهت است كه گاهى از روز مرگ به روز قيامت تعبير مىشود، چون روز مرگ هم روزى است كه پردهها از روى اسباب براى ميت كنار مىرود. آنچه در مورد قيامت آمده، همين بود كه گذشت. هر چيز ديگرى هم ذكر شده است طبق همين چيزى است كه گذشت.
\* علامه، خصوصاً راجع به رجعت چه مىفرمايند، و آن واقعه چگونه تحقق خواهد يافت؟
\* اما روز رجعت مسير نظام دينوى متوجه به سوى روزى است كه در آن روز آيات خدا به تمام معنا ظهور و بروز پيدا مىكند. روزى كه ديگر خداى سبحان نافرمانى نمىشود:
لا يعصى الله فيه.
بلكه با خلوص، عبادت مىشود. روزى است كه بعضى از اموات كه به خوبى و يا بدى برجسته بودند، دوباره به دنيا بر مىگردند تا ميان حق و باطل حكم شود و اين معنا به ما مىفهماند كه روز رجعت، خود، يكى از مراتب روز قيامت است. هر چند كه از نظر ظهور، به روز قيامت نمىرسد. چون در روز رجعت تا اندازهاى شر و فساد امكان دارد ولى در قيامت هيچ شر و فسادى راه ندارد. اما روز ظهور حضرت مهدى (ع)، اين روز، روزى است كه حق ظاهر مىشود هر چند در آن روز نيز شر و فساد تا اندازهاى وجود دارد. بنابراين مىتوانيم چنين بگوييم كه روز ظهور مهدى (ع) هم متعلق به روز رجعت شده است. البته، اول ظهور حضرت مهدى (ع) است و بعد رجعت. و در هر دو، حق ظاهر مىشود و تا اندازهاى نيز در آن زمان وجود دارد.