ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - ه) اتحاد مسيحيت صهيونيستى
مهمترين شبكههاى سينمايى آمريكا مانند: «فوكس»، «پارامونت» و «يونيورسال» قابل ملاحظه است.
بجز آن، در ايالات متحده حدود ٧٥٠ روزنامه و ٦٧٠ هفته نامه چاپ مىشود كه لابى يهودى صهيونيستى در مهمترين آنها نفوذ و يا تملك آنها را در دست دارد. از جمله اين روزنامهها مىتوان به «وال استريت ژورنال»، «ديلى نيوز»، «نيويورك تايمز» و «واشنگتن پست» اشاره كرد. افزون بر اينكه در دو هفتهنامه مهم و معتبر آمريكا و جهان يعنى «تايم» و «نيوزويك» نيز نفوذ دارند.
بىشك اين دستگاههاى تبليغاتى و اطلاعاتى نفوذ بسيارى بهويژه در سيستمهاى حكومتى ليبرالى و دمكراتيك غرب دارند و از آزادىهاى بسيار موجود براى توجيه افكار عمومى و ادامه فشار و رسواسازى و انتشار فضاحتهاى كسانى كه منافعشان را برآورده نمىكنند، استفاده مىكنند و داراى تأثيرى بسزا و وحشتناك بر دولتمردان و سياستمدارانى هستند كه هميشه خواهان جلب رضايت آنان مىباشند.
غير از اين، يهود حضور علمى و فرهنگى گستردهاى دارند كه بسيار بيشتر از جمعيت ايشان است. عامه يهوديان آمريكا داراى تحصيلات دانشگاهى مىباشند و در تحقيقى كه پرفسور «روبن اشتاين» انجام داد، مشخص گرديد، از ميان هر ٥٠٠ رييس و مدير آمريكايى ٧٥ نفر آنها يهودى هستند و بالاترين ميزان اين ميانگين در ميان مديران و رؤساى مراكز و سازمانهاى تبليغاتى و اطلاعاتى مشاهده مىشود. به گونهاى كه حضور يهود در ردههاى بالاى اين سازمانها به ٨/ ٢٥ درصد مىرسد.
افزون بر اينكه از ميان ١٧٢ تن از چهرههاى بارز فرهنگى جامعه آمريكا ٧٧ تن يهودى هستند، (٤٥ درصد) اين سنت در ميان انديشمندان علوم اجتماعى بيشتر بوده و به ٥٦ درصد و در ميان دانشمندان علوم انسانى به ٦١ درصد مىرسد و تمام اين چهرهها حضورى فعال در توجيه فرهنگ و افكار عمومى و شيوههاى تدريس و آموزش دارند.
ه) اتحاد مسيحيت صهيونيستى
يهود از وجود ٧٠ درصد از مسيحيان آمريكايى كه بر آيين پروتستان بوده، و به عهد قديم يا تورات ايمان دارند و بسيارى از آنها از تأسيس رژيم صهيونيستى مطابق پيشينههاى مذهبى جمايت نموده، و اكثراً با ظهور مسيح و وقوع نبرد آرمگدون و آغاز هزاره خوشبختى مرتبطاند، استفاده مىكنند و تخمين زده مىشود، جمعيت آنها به بيش از دهها ميليون نفر برسد.
قدرت راست مسيحى و «صهيونيسم غيريهودى» در ميدان و عرصه سياست و آمريكا در سالهاى اخير به شدت افزايش پيدا كرده است؛ و پيروان آن حمايت از اسراييل را فريضهاى مذهبى و اخلاقى براى خويش تلقى مىكنند كه بهاى آن هر قدر هم سنگين باشد، بايد پرداخت شود. از جمله چهرههاى بارز اين جريان مىتوان به كشيش «پت رابرتسون» اشاره كرد كه چندين سازمان تبليغاتى تلويزيونى و راديويى را در اختيار دارد و از تمام آنها براى تبليغات صهيونيستى استفاده مىكند. وى از جمله مهمترين رهبران گروههاى فشار به سود اسراييل است. غير از آن مىتوان از كشيش «جرى فالول»، «فرانكلين گراهام» و پدرش «بيلى گراهام» نيز ياد كرد. بيلى گراهام كشيش رؤساى جمهور آمريكا از زمان ريچارد نيكسون در دهه شصت تا زمان رياست جمهورى بيل كلينتون بوده است. امّا فرانكلين پسر او، وظيفه پدرش را در قبال رييس جمهور كنونى آمريكا «جورج بوش» ادا مىنمايد.
پت رابرتسون سازمان «اتحاد مسيحى» را تأسيس كرد و توانست از طريق اين سازمان موفقيتها و پيروزىهاى گستردهاى را درون حزب جمهورىخواه آمريكا محقق نمايد. او و پيروانش در نيمه دهه ٩٠ در ١٧ ايالت به پيروزى رسيدند و در ٢٤ ايالت ديگر بر انتخابات ويژه اين حزب تأثير بهسزايى گذاشتند.
از جهت ديگر، به قدرت رسيدن راست مسيحى با به قدرت رسيدن محافظهكاران نوين درون حزب جمهورىخواه از اواخر دهه ٨٠ همراه گرديد و هر دو طرف در ساخت و شكلدهى مواضع و ديدگاههايشان برپايههاى ايدئولوژيك و ميل به رودررويى و عدم سازش و مدارا و نگاه سياه و سفيد به امور و به شمار آوردن خويش (آمريكا و اسراييل) به عنوان «نيروهاى خير» در جهان اتفاق نظر دارند، كه مىبايست به رويارويى با «محور شر» بروند كه قبلًا در اتحاد شوروى سابق نمود پيدا مىكرد، در حالىكه امروزه در «تروريسم» جهان اسلام قابل ملاحظه است.
رهبران محافظهكاران نوين موفق شدند، جايگاههاى مهمى را در ساخت و شكلدهى سياست آمريكا بهدست آورند. افرادى چون «پل ولفوويتز» و «ريچاردپرل» و «جان بولتون» از جمله اين افراد هستند. دولت آمريكا به رهبرى بوش نيز آرا و نظرات دو جريان محافظهكاران نوين و راست مذهبى را با جان و دل مىپذيرد.
بىشك با حضور اين دو جريان ديگر لابى يهودى صهيونيستى نياز چندانى به توجيه جهت تحقق اهداف و برنامههايش ندارد، چون مواضع و ديدگاههاى خود را با اين دو جريان هماهنگ مىسازد، به ويژه اگر اين مواضع و ديدگاهها در ارتباط با اسراييل و يا سياست آمريكا و خاورميانه باشد.
اين نشان مىدهد كه چرا دولت جمهورىخواه بوش بر حمايت از اسراييل تاكيد مىكند، با اينكه بوش در انتخابات رياست جمهورى آمريكا در سال ٢٠٠٠ فقط بر ٢٠ درصد آراى يهوديان آمريكا دست يافته، در حالىكه آلگور بر ٨٠ درصد آراى آنان دست پيدا كرده بود.