ماهنامه موعود
(١)
شماره پنجاه و هشتم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
شكايت كجا بريم؟
٢ ص
(٤)
از ميان خبرها
٤ ص
(٥)
آموزش نوجوانان شيعى در مؤسّسات اهل سنت
٤ ص
(٦)
تفكر شيعى يك تفكر پويا منطبق با شرايط زندگى انسان هاى امروز آينده جهان
٤ ص
(٧)
توصيه سازمان ملل به كشورهاى عربى در الگو قرار دادن امام على (ع) در حكومت دارى
٤ ص
(٨)
سپاه عمر زرقاوى در پاكسازى شيعيان عراقى
٤ ص
(٩)
حادثه پل ائمه در عراق، طرحى سه جانبه عليه محبان اهل بيت
٥ ص
(١٠)
گزارش هاى ضد شيعى اردن در سازمان ملل
٥ ص
(١١)
موج شيعه گرايى در ميان جوانان سنى اردن
٥ ص
(١٢)
مهدويت از ديدگاه علامه طباطبايى
٦ ص
(١٣)
امامت و خاتميت
١٤ ص
(١٤)
بررسى گروه هاى مذهبى غير متداول و نوظهور در جهان غرب قسمت دوم
١٦ ص
(١٥)
رابطه تمدن سكولار غرب و گروه هاى ياد شده
١٦ ص
(١٦)
مخالفت شديد عليه اين گروه ها
١٧ ص
(١٧)
تاريخ پنهان و ناگفته آمريكا
٢٠ ص
(١٨)
ورود ماسومانى گرى توسط يهوديان به آمريكا
٢٠ ص
(١٩)
رژيم اسراييل داد كليساهاى آمريكايى را هم درآورد!
٢٤ ص
(٢٠)
معرفى كتاب
٢٥ ص
(٢١)
بررسى تأثير لابى صهيونيستى در انتخابات آمريكا
٢٦ ص
(٢٢)
الف) يهود ثروتمندترين اقليت جهان
٢٦ ص
(٢٣)
ب) يهود قدرت انتخاباتى سازمان يافته
٢٧ ص
(٢٤)
ج) توان يهود در سازماندهى و شكل گيرى
٢٧ ص
(٢٥)
د) حضور اطلاعاتى- تبليغاتى و علمى قدرتمند
٢٧ ص
(٢٦)
ه) اتحاد مسيحيت صهيونيستى
٢٨ ص
(٢٧)
دست شيطان
٢٩ ص
(٢٨)
1 امكان يا عدم امكان تشرف
٣٠ ص
(٢٩)
2 انواع و اقسام تشرفات
٣١ ص
(٣٠)
3 خطرات دامن زدن به موضوع تشرفات
٣٢ ص
(٣١)
4 محوريت يا عدم محوريت تشرف
٣٣ ص
(٣٢)
5 ديدن يا ديده شدن، كداميك؟
٣٣ ص
(٣٣)
جمكرانى ديگر
٣٥ ص
(٣٤)
شعر و ادب
٣٦ ص
(٣٥)
بحر گٌهَر
٣٦ ص
(٣٦)
بهار حضور
٣٦ ص
(٣٧)
ستايش
٣٦ ص
(٣٨)
باغ سبز غزل
٣٧ ص
(٣٩)
خورشيد زخم خورده
٣٧ ص
(٤٠)
دلالت
٣٧ ص
(٤١)
جمع خاتميت و امامت و مهدويت
٣٨ ص
(٤٢)
الف) خاتميت و امامت
٣٨ ص
(٤٣)
ب) امامت و غيبت
٤١ ص
(٤٤)
شاه راه بى قرارها
٤٤ ص
(٤٥)
آيا همه نشانه هاى ظهور اتفاق مى افتند؟
٤٦ ص
(٤٦)
مسئله بداء و علم خداوند
٤٦ ص
(٤٧)
نشانه هاى ظهور
٤٧ ص
(٤٨)
حادثه ظهور، ناگهانى خواهد بود
٤٨ ص
(٤٩)
وظيفه انسان منتظر، پاك بودن است
٤٨ ص
(٥٠)
معجزات امام زمان (عج) قسمت سوم
٥٠ ص
(٥١)
برآمدن آرزوى زيارت حضرت
٥٠ ص
(٥٢)
كلام حكمت آميز حضرت در گهواره
٥١ ص
(٥٣)
ارجاع مال شخصى از سوى حضرت
٥١ ص
(٥٤)
پرسش شما، پاسخ موعود
٥٢ ص
(٥٥)
نخست ديدگاه موافقان
٥٢ ص
(٥٦)
ناقلان حكايت
٥٣ ص
(٥٧)
دوم ديدگاه مخالفان
٥٣ ص
(٥٨)
اقامت گاه هاى امام زمان (ع)
٥٤ ص
(٥٩)
1 سرزمين هاى دور دست
٥٥ ص
(٦٠)
2 مدينه طيبه
٥٥ ص
(٦١)
3 دشت حجاز
٥٥ ص
(٦٢)
4 كوه رَضوى
٥٥ ص
(٦٣)
5 كرعه
٥٥ ص
(٦٤)
6 جابلقا و جابلسا
٥٥ ص
(٦٥)
7 بلد مهدى (ع)
٥٥ ص
(٦٦)
8 بيت الحمد
٥٥ ص
(٦٧)
مهدى موعود (ع) نيازى جارى در سرشت انسانى
٥٦ ص
(٦٨)
تصوير نياز به امام زمان (ع) در تمدن موجود
٥٦ ص
(٦٩)
تصوير نياز به امام زمان (ع) در متون دينى
٥٧ ص
(٧٠)
هوشمندى شيعه در انتخاب و اعتقاد به امام موعود (ع)
٥٧ ص
(٧١)
كسى آرام مى آيد
٥٩ ص
(٧٢)
شباهت هاى امام عصر (ع) و پيامبران الهى قسمت سوم
٦٠ ص
(٧٣)
شباهت به حضرت اسحاق (ع)
٦١ ص
(٧٤)
شباهت به حضرت لوط (ع)
٦١ ص
(٧٥)
شباهت به حضرت يعقوب (ع)
٦١ ص
(٧٦)
شباهت به حضرت يوسف (ع)
٦١ ص
(٧٧)
شباهت به حضرت خضر (ع)
٦٢ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣

داد تا آن‌را شناخت، سپس دوباره آن را به جاى خود بازگرداند.[١]

حضرت قائم (ع) نيز، خداوند عمرش را طولانى قرار داده. بلكه از بعضى روايات استفاده مى‌شود كه حكمت اين‌كه عمر خضر (ع) طولانى شده اين است كه دليلى بر طول عمر قائم (ع) باشد. حضرت امام صادق (ع) در روايتى طولانى فرموده‌اند:

و اما بنده صالح خضر (ع) را خداوند عمر طولانى عنايت فرمود، نه به خاطر نبوتى كه برايش تقدير كرده باشد يا كتابى بر او نازل فرمايد و نه آيينى كه شرايع ديگر را نسخ نمايد، و نه براى امامتى كه بندگان خود را به اقتداى به او ملزم سازد و نه اطاعتى كه بر او فرض فرمايد، بلكه چون در علم خداوند تبارك و تعالى گذشته بود كه عمر قائم (ع) در دوران غيبت طولانى خواهد شد تا آنجا كه بندگان او باور نكنند و آن عمر طولانى را انكار نمايند، خداوند عمر بنده صالح (خضر) را بدون سبب طولانى ساخت مگر به علت استدلال به وسيله آن بر عمر قائم (ع) و تا اينكه دليل و برهان معاندين را قطع نمايد كه مردم را برخداوند حجتى نباشد.[٢]

امام رضا (ع) نيز فرمودند:

خضر (ع) از آب حيات آشاميده پس او زنده است و نمى‌ميرد تا در صور دميده شود و البته او نزد ما مى‌آيد و بر ما سلام مى‌كند، صدايش شنيده مى‌شود ولى خودش ديده نمى‌گردد، و او هرجا كه نامش در ميان آيد حاضر مى‌شود، پس هركه از شما او را ياد كرد بر او سلام كند، او هر سال در مراسم حج حاضر است، تمام مناسك را انجام مى‌دهد و در عرفه توقف مى‌كند، و بر دعاى مؤمين آمين مى‌گويد: و خداوند وحشت قائم ما را در هنگام غيبتش به او به انس مبدل مى‌سازد، و تنهاييش را به وسيله او برطرف مى‌نمايد.[٣]

نام خضر (ع) «بليا» است و برخى اسم‌هاى ديگر را گفته‌اند، علت اينكه «خضر» ناميده شده اين است كه بر چوب خشكى نمى‌نشست مگر اينكه سبز مى‌شد و نيز گفته شده كه هرگاه نماز بگذارد اطرافش سبز مى‌شود،[٤] و گفته‌اند براى اينكه او در سرزمين سفيدى بود كه به يك‌باره تكان خورد و سبز شد.

در نجم الثاقب روايت شده كه حضرت قائم (ع) به هر سرزمينى كه بگذرند، سبز و پرگياه مى‌شود و آب از آنجا مى‌جوشد، و چون از آنجا بروند آب فرو مى‌رود و زمين به حال خود برمى‌گردد.

خضر (ع)، خداوند متعال به او قدرت و نيرويى عنايت فرموده كه به هر شكلى كه بخواهد، درمى‌آيد؛ چنان‌كه امام صادق (ع) فرموده‌اند.[٥]

حضرت قائم (ع) را نيز خداوند همين قدرت را عنايت فرموده، روايات و حكاياتى كه بر اين معنى دلالت مى‌كند، بسيار است.

حضرت خضر (ع) مأمور به علم باطن بود، چنان‌كه به موسى (ع) گفت:

إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى‌ ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً.[٦]

قائم (ع) نيز مأمور به علم باطن است.

خضر (ع) وجه كارهايش آشكار نشد مگر بعداز آنكه خود فاش كرد.

حضرت قائم (ع) نيز وجه غيبتش آن‌طور كه بايد مكشوف نمى‌شود مگر بعداز ظهور.

خضر (ع) هرسال در مراسم حج شركت مى‌كند و تمام مناسك را انجام مى‌دهد.

حضرت قائم (ع) نيز هرسال در مراسم حج شركت نموده و مناسك را به‌جاى مى‌آورند. كه روايات مختلفى از معصومين (ع) بر اين امر تصريح دارد.

پى‌نوشت:

برگرفته از: مكيال المكارم در فوايد دعا براى قائم (ع).


[١]. علامه مجلسى، محمدباقر، بحارالأنوار، ج ٥٣، ص ٩.

[٢]. شيخ صدوق، محمد بن على بن حسين بن بابويه، كمال‌الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٣٤٥.

[٣]. سوره هود (١١)، آيه ٧١ و ٧٢.

[٤]. راوندى، خرائج و جرائح، ص ٧٢.

[٥]. سوره هود (١١)، آيه ٨١.

[٦]. شيخ صدوق، همان، ج ٢، ص ٤٣١.

[٧]. سوره يوسف (١٢)، آيه ٨٤.

٨. علامه مجلسى، همان، ج ١٠١، ص ٣٢٠.

[٩]. سوره يوسف (١٢)، آيه ٨٧.

[١٠]. همان، آيه ٨٨.

[١١]. شيخ صدوق، همان، ج ١، ص ٣٢٩.

[١٢]. علامه مجلسى، همان، ج ٥٢، ص ٢٨٠.

[١٣]. سوره يوسف (١٢)، آيه ٣٣.

[١٤]. شيخ صدوق، همان، ج ١، ص ٣٢٩.

[١٥]. همان، ج ١، ص ٣٢٧.

[١٦]. علامه مجلسى، همان، ج ٤٧، ص ١٣٨.

[١٧]. شيخ صدوق، همان، ج ٢، ص ٣٥٧.

[١٨]. همان، ج ٢، ص ٣٩٠.

[١٩]. همان، ج ٢، ص ٣٩١.

[٢٠]. قمى، على بن ابراهيم، تفسير، ٤٠٤.

[٢١]. سوره كهف (١٨)، آيه ٦٧.