ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - هوشمندى شيعه در انتخاب و اعتقاد به امام موعود (ع)
را برگزيده است. حكومتى مطلوب و شامل، براساس گسترش تعقل و انضباط باطنى انسان.
به اين دو روايت بنگريد:
وضع الله يده على رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به أخلاقهم (أحلامهم).
از بركات موعود (ع) در جامعه عصر ظهور آن است كه دست با بركت و پرمهرش را بر سرهاى بندگان گذاشته، عقول را متمركز ساخته و در نتيجه اخلاق و انضباط باطنى به كمال مىرسد.[١]
و اين نبوغ فكر و رشد روحى به گسترش حاكميتى جامع و مقبول مىانجامد.
پيامبر اكرم (ص) مىفرمايند:
خلفا و جانشينان بعد از من دوازده نفرند كه اول آنان على و آخرينشان مهدى مىباشد. وى (مهدى) زمين را با نور خدايى روشن نموده و حاكميت او در تمام كره زمين در شرق و غرب گسترش خواهد يافت.[٢]
اين است، آن آب گوارا براى لبهاى تشنه و بغضهاى در گلو شكسته. در تفسير ماء معين (آب گوارا) تأويلى ديگر نيز آمده است. امام باقر (ع) فرمودند:
اين آيه درباره امامى كه قيام به عدل الهى مىكند نازل شده و مىگويد: اگر امام شما پنهان گردد و نمىدانيد كجاست؟ چه كسى براى شما امامى مىفرستد كه اخبار آسمانها و زمين و حلال و حرام خدا را براى شما شرح دهد.
سپس فرمود:
به خدا سوگند تأويل اين آيه نيامده و سرانجام خواهد آمد.[٣]
آرى، در عصر تشتت آراء و عقول كه به نام عقل و عقلا نيت، انسان و انسانيت قربانى مىشود، و از هويت خويش تهى مىگردد، كار آن گرامى، تمركز عقل آدمى و جهتيابى آن به قله رشد و عصر اخلاق و آرامش روح خواهد بود. زيرا ابزار آن يعنى تفكر سترگ اسلام و هيمنه حضور مسلط و قادر آنرا داراست. چنانكه آقاى روژه دو ياسكينه با ژرفبينى و هدايت الهى دريافته است:
«اسلام، دين حقيقت است و معناى وضع بشرى را به انسان باز مىگرداند. اين وضع فقط در ارتباط با مطلق تبيين مىشود و ناسخ پوچى و بيهودگى نيست. انگارانه دنياى جديد است. اسلام، آدمى را با خويشتن خود و با خلقت آشتى مىدهد و بنابراين مؤثرترين داروى عصر ماست.[٤]
مهدى موعود (ع) احياگر و گسترش دهنده اسلام بر پهنه زمين و بازگرداننده همه بشريت به سوى قرآن و سنت است.[٥]
پىنوشتها:
[١]. دوپاسكيه، روژه، اسلام و بحران عصر ما، ترجمه حسن حبيبى، صص ١٨- ١٧.
[٢]. همان، ص ٣٧.
[٣]. همتى، محسن، امام زمان (ع) و ايرانيان، ص ١٠.
[٤]. سوره ملك (٦٧)، آيه ٣٠.
[٥]. محدث قمى، مفاتيح الجنان، دعاى ندبه.
[٦]. تعبيرى از دكتر على شريعتى در كتاب امت و امامت.
[٧]. محدث قمى، همان، زيارت عاشوراء.
[٨]. جمعى از نويسندگان، تفسير نمونه، ج ١٣، ص ٣٦٢.
[٩]. الكينى، محمد بن يعقوب، اصول كافى، ج ٥، ص ٢٥.
[١٠]. صافى گلپايگانى، لطفالله، منتخبالأثر، صص ٢٩٦- ٢٩٢؛ نيز ر. ك: ينابيع الموّدة، ص ٤٤٧.
[١١]. همان.
[١٢]. جمعى از نويسندگان، همان، ج ٢٤، به نقل از تفسير نورالثقلين، ج ٥، ص ٣٨٧.
[١٣]. دوپاسكيه، روژه، همان، ص ٣١.