ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - وظيفه انسان منتظر، پاك بودن است
است در مورد آنها بداء رخ بدهد.
در احوالات حاجى اشرفى مازندارانى آمده است كه ايشان، هم مجتهد عالىمقامى بودند، و هم از نظر معنوى خيلى مقام بالايى داشتند. دكترى مىگويد، من به مازندران رفتم، به اشتياق زيارت ايشان، چون تعريفشان را خيلى شنيده بودم و در آنجا، دو سه روزى كه با ايشان بودم، ايشان را فوق آنچه كه شنيده بودم، يافتم. اين خيلى مهم است. معمولًا افراد عكس اين هستند. يك مقدار كه با كسى رفت و آمد و سفر مىكنند، چيزهايى از آن شخص مىبينند كه از او دور مىشوند. خدا رحمت كند آيت الله شهيد مدنى را، اين شخصيت معنوى، مىفرمودند: من به هر كس نزديك شدم، دور شدم، جز حضرت امام (ره) كه هر چه به ايشان نزديك شدم، نزديكتر شدم. اينهايى كه گوهرند، اينچنين هستند. وقتى انسان نزديك مىشود مىبيند يك چيزهايى دارد كه كسانى كه دورند، اطلاعى ندارند؛ اگر بدانند هيچ فاصلهاى از او نمىگيرند. اين دكتر هم همينطور بوده است. مىگويد، وقتى من دو سه روزى با حاجى از نزديك رفت و آمد كردم، ديدم عجب گوهرى است. فوق آن چيزى است كه شنيده بودم. بعد از اين چند روز مىخواستم از مازندران بروم مشهد، زيارت كنم و باز بياييم خدمت ايشان. خدمتشان كه رفتم ايشان يك نامهاى به من دادند و گفتند وقتى رفتى زيارت، اين نامه را در ضريح بيانداز و جوابش را روزى كه مىخواهى برگردى، بگير و بياور. خيلى تعجب كردم، ايشان با اين اطمينان مىگويند جواب را بگير و بياور. بالاخره نامه را گرفتم، رفتم مشهد، آنجا نامه را در ضريح انداختم. روز آخر كه مىخواستم برگردم. در فكر بودم كه جواب آقا را چطور برگردم و بدهم؟ يك وقت مكاشفهاى براى من پيش آمد، در آن مكاشفه، ديدم هيچ كس داخل حرم نيست، امام هشتم (ع) را ديدم، حضرت جواب حاجى اشرفى را در يك بيت شعر خواندند، و فرمودند، در جواب حاجى اشرفى به او اين را بگو:
|
آيينه شو جمال پرى طلعتان طلب |
جاروب كن تو خانه و پس ميهمان طلب |