ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - ٣ خطرات دامن زدن به موضوع تشرفات
حضرت ممكن است به يكى از اينها دستور داده باشند و آن مشكل حل شود. در بعضى از موارد آن تمثلات نفسانى را انسان مشاهده مىكند و خيال مىكند واقعيت است. اين بخش اول كه مشهود است تمثلات نفسانى بوده، بايد از واقعيتبينى جدا شود.
در بخش دوم كه حقيقتاً كسى را مىبيند و مشكل او حل مىشود يا شفاى مرضى بوده يا گمشدهاى را به مقصد مىرساند؛ در اينجا نيز هيچ برهانى ندارد كه حضرت باشد يا شاگردى از شاگردان او. حضرت، شاگردان فراوانى دارد. اين سيصد و سيزده نفرى كه هستند، الان ممكن است افراد فراوانى باشند كه تحت تدبير آن حضرت مأموريتهايى را انجام مىدهند.
بخش سوم، آن است كه نظير مرحوم بحرالعلوم خدمت خود حضرت مىرسد. اين را هم بعضى منكر هستند، [ولى] اين هيچ استبعادى ندارد، بلكه امكان هم دارد. اما در اين بخش دو مسئله وجود دارد: ١. فرد حق ندارد بگويد من خدمت حضرت رسيدهام؛ ٢. ما حق نداريم قبول كنيم. به ما گفتهاند كه شما تكذيب كنيد، يعنى نگوييد او دروغ مىگويد، بلكه اثر عملى بار نكنيد، تكذيب، به معناى اين كه شما دروغ مىگوييد و حضرت غير قابل ديدن است، نيست.[١]
با توجه به مطالب ياد شده مىتوان گفت كه: اولًا نبايد هر عنايتى را كه از سوى امام زمان (ع) به شخصى مىشود و هر گرهگشايى را كه از سوى آن حضرت صورت مىگيرد، به حساب ملاقات يا تشرف گذاشت و ثانياً نبايد هر ادعاى تشرفى را به سادگى پذيرفت و بر گفتههاى مدعى مهر تأييد زد.
٣. خطرات دامنزدن بهموضوع تشرفات
امروزه شاهد هستيم كه گروهى از نويسندگان، سخنرانان و گردانندگان محافل و مجالس مذهبى براى جلب توجه عوام و جذب هر چه بيشتر آنها به موضوعات و مباحث مهدوى، با به فراموشى سپردن فلسفه واقعى انتظار و كاركردهاى اجتماعى آن، مردم را صرفاً به نقل خواب و رؤيا و حكايتهاى ضعيف و بىاساس مشغول داشته و با بستن باب هرگونه تعقل و تدبر در معارف مهدوى، برداشتهاى سطحى خود از روايات را ملاك تحليل و بررسى پديده ظهور قرار دادهاند.
سخنرانىها و آثار مكتوبى كه از سوى اين گروه ارائه مىشوند، مخاطبان جوان خود را از رسالت سنگينى كه در برابر حجت خدا، حضرت صاحبالامر (ع) و مسئوليت بزرگى كه در برابر اجتماع خود دارند، غافل ساخته و آنان را به اين انديشه وامىدارد كه تنها بايد در خلوت خود در جستوجوى امام غائب بود و تلاش كرد كه با به دست آوردن ادعيه، توسلات و ختوماتى راهى براى تشرف خدمت آن حضرت پيدا كرد.[٢] قطعاً اگر اين قبيل افراد به آرزوى خود دست نيابند و راهى براى ملاقات با امامشان پيدا نكنند دچار دلزدگى و نااميدى شده و شايد بهطور كلى از فرهنگ مهدوى روىگردان مىشوند.
خطر ديگرى كه اين قبيل سخنرانىها و آثار دارد اين است كه اعتقاد به امام مهدى (ع) را در نزد كسانى كه هنوز به حقايق شيعه و عمق انديشه مهدوى پى نبردهاند، اعتقادى موهوم و آميخته با خرافه جلوه مىدهد.
با توجه به اين آسيبها و خطرات است كه مراجع عظيم الشان تقليد و علماى حوزه، افراد را از دامن زدن به اين مباحث برحذر داشته و همه را دعوت به پرداختن بيشتر به مباحث اعتقادى و معارف اصيل و حقيقى دين مىكنند.
حضرت آيتالله العظمى فاضل لنكرانى در اين زمينه مىفرمايد:
بايد همه باور نماييم كه آن حجت خدا نظارهگر اعمال ماست. بايد بدانيم مهمترين مسئله مورد نظر ايشان مسائل اعتقادى و عملى است و از اين جهت لازم است هرچه بيشتر در رابطه با مسائل واقعى اسلام ساعى و كوشا باشيم و از خرافات و دروغگويى و خوابهاى بىاساس و ادعاهاى واهى پرهيز كنيم و بدانيم كه اين امور غيرواقعى، چهره اسلام و شيعه را مشوه و زبان طعن دشمنان را مىگشايد. بايد واقعيتها و معارف اصيل و حقيقى را كه دين ما مشحون از آنهاست بياموزيم.[٣]
بيان حضرت آيتالله جوادى آملى نيز در اين زمينه راهگشاست. ايشان مىفرمايد:
مىبايست پژوهشگران و محققان بسيار ژرفانديشى داشته باشيد تا آنچه را درباره وجود مبارك حضرت (ع) است از هم تفكيك كنند. بايد مدعيان رؤيت، بساطشان را جمع كنند، چون افراد به شدت به حضرت علاقهمند و ارادتمندند، اگر