ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - ٥ ديدن يا ديده شدن، كداميك؟
براى روشنتر اين مطلب، توجه شما را به سختى از بيانات حضرت آيتالله جوادى آملى جلب مىكنيم.
ايشان در اين زمينه مىفرمايد:
در زمان پيامبر (ص)- كه مقامش بالاتر از همه ائمه است- كم نبودند كسانى كه وجود مبارك حضرت را مىديدند، اما خداى سبحان درباره آنها در قرآن فرمود:
وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ.[١]
آنها را مىبينى كه به تو نگاه مىكنند ولى تو را نمىبينند.
اهل نظرند ولى اهل بصيرت نيستند. اگر ما سعى كنيم وجود مبارك امام زمان (ع) ما را ببيند، هنر است.
در قرآن كريم آمده است: خدا كه به كلّ شىء بصير است روز قيامت به يك عده نگاه نمىكند: «وَلا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ».[٢] آن نگاه تشريفى را نسبت به عدهاى اعمال نمىكند. اگر ما واقعاً در مسير صحيح حركت كنيم، حضرت ما را مىبيند، و ديدن و نظر تشريفى ايشان براى ما شرف است وگرنه ديدن فيزيكى خيلى كارساز نيست. همچنان كه خيلىها پيامبر اكرم (ص)، اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) را مىديدند، ولى بصيرت نداشتند. ديدنهاى تشريفى مهم است، نه نگاه صورى، البته گاهى همان نگاه صورى هم پديد مىآيد و انسان وجود حضرت را از نزديك زيارت مىكند و فيضى مىبرد و مشكل او هم به بركت حضرت از طرف ذات اقدس اله حل مىشود. اما مهم همان ديدن از روى بصيرت است.[٣]
براى تكميل اين مطلب خوب است كه اشارهاى داشتهباشيم به پاسخ روحانى وارسته و پارسا مرحوم حجتالاسلام و المسلمين شيخ محمدتقى بهلول (ره).[٤]
ايشان در پاسخ به اين پرسش كه: «چه وقت مىشود به حضور آقام امام زمان، ارواحنافداه، مشرف شد؟» مىفرمايد:
با تقوا باشيد؛ وقتى كه بين شما و حضرت (ع) سنخيت باشد.
سپس مىفرمايد:
ديدن امام زمان، روحىفداه، مهم نيست، مهم اين است كه او ما را ببيند، خيلىها هم على (ع) را ديدند اما دشمن او شدند. اگر كارى كرديم كه نظر آنها را جلب كنيم، آن ارزش دارد.[٥]
با اميد به آنكه از اين پس، همه ما با دقت و وسواس بيشترى از موضوع ملاقات و تشرفات صحبت كنيم و مردم ما نيز با حساسيت بيشترى با كتابها و نشرياتى كه به طرح افراطى اين موضوع مىپردازند، برخورد كنند.
پىنوشتها:
[١]. شيخ طوسى، كتاب الغيبة، ص ٢٤٣- ٢٤٢.
[٢]. براى مطالعه بيشتر در اين زمينه ر. ك: هادى دانشور، «تشرفات بين نفى و اثبات»، موعود، سال اول، شماره ١، ٣ و ٥، فروردين تا دى ١٣٧٦.
[٣]. ر. ك: آيتالله جوادى آملى، «اين ماييم كه غايبيم» (متن سخنرانى)، موعود، سال نهم، شماره ٤٨، آبان ١٣٨٣.
[٤]. همان.
[٥]. اين سخن هرگز به معناى نفى فضيلت تشرف خدمت حضرت صاحبالامر (ص) و ملاقات ايشان نيست؛ چرا كه اگر ديدار آن حضرت فضيلت نداشت هرگز به ما سفارش نمىكردند كه در هر بامداد و به هنگام تجدد عهد با امام عصر (ع) با خداى خود نجوا كنيد كه: «أللّهم أرنى الطلعة الرشيدة»؛ بار خدايا آن چهره زيباى رشيد را به من بنماى. بلكه اين سخن ناظر به ديدگاههايى است كه ملاقات با امام زمان (ع) و تلاش براى رسيدن به آنرا به عنوان اصلىترين وظيفه منتظران مطرح مىكند.
[٦]. افق حوزه (هفته نامه خبرى حوزههاى علميه)، سال چهارم، شماره ٤٤، ٢٨ شهريور ١٣٨٤.
[٧]. آيتالله جوادى، آملى، همان.
[٨]. محمدبن يعقوب كلينى، الكافى، ج ١، ص ٣٧١، ح ٣.
[٩]. شيخ طوسى، همان، ص ٢٧٦.
[١٠]. محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج ٥٢، ص ١٢٦، ح ١٨.
[١١]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٩٨.
[١٢]. سوره آلعمران (٣)، آيه ٧٧.
[١٣]. توصيهها، پرسشها و پاسخها در محضر حضرت آيتالله جوادى آملى، تدوين نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاهها، ج ١، ص ٧٣- ٧٤.
[١٤]. مقام معظم رهبرى درباره شخصيت اين مرد بزرگوار مىفرمايد: «نود سال از يك قرن عمر خود را به خدمت به مردم و عبادت خداوند گذرانيد. زهد و وارستگى او، تحرك و تلاش بىوقفه پيكر نحيف او، ذهن روشن و فعال او، حافظه بىنظير او، دهان هميشه صائم او، غذا و لباس و منش فقيرانه او، شجاعت و فصاحت و ويژگىهاى اخلاقى برجسته او، از اين مؤمن صادق، انسانى استثنايى ساخته بود». افق حوزه (هفتهنامه خبرى حوزههاى علميه)، شماره ٤١، دوشنبه ١٧ مرداد ١٣٨٢.
[١٥]. عباس موسوى مطلق، ملكوتى خاكنشين.