ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - اقامت گاه هاى امام زمان (ع)
به دنبال صاحب رساله نگشته است تا وضعيت او را مشخص كند.
به علاوه، عبارت علامه بحرانى نيز نمىرساند كه از خود آن شخص شنيده است. لذا مىگويند، چگونه امكان دارد كه بحرانى آنرا ببيند، اما مجلسى كه معاصر اوست، آنرا نبيند؟
٢. تشخيص اين فرد نامعلوم، كه مىگويد: «اين خط، عين خط طيبى است» محل ترديد و غيرقابل اعتماد است. زيرا طيبى، صد سال پيش از او فوت كرده بوده است.
٣. نسب على بن فاضل، كه در روايت، مازندرانى خوانده شده، با گفته خود او، درون نقل قول، تطابق ندارد و وى، خود را عراقى خوانده است. علاوه بر اين، او خود را درون روايت، فردى بسيار فاضل و داراى فضايل برجسته وبىنظيرى خوانده، در حالى كه هيچ يك از معاصران وى، تأييدش نكردهاند و اين نكته كه تنها بعضى از افرادى كه صدها سال، پس از وى آمدهاند، مؤيّد او هستند، و ظاهراً تنها سند آنان براى اين تأييد، با توجه به سياق كلماتشان، نوشته دست خود اوست، صحت روايتى را كه نقل كرده، غيرقابل اطمينان ساخته است.
٤. عدم ذكر نام راوى مذكور، در كتابهاى رجال عالمان برجستهاى كه معاصر وى بودهاند، مانند: علامه حلى و ابن داوود و اينكه هيچ نامى از او در اين كتابها به چشم نمىخورد، اشكال ديگرى بر اعتماد به صحت روايت است. در حالى كه اگر اين حكايت، صحيح باشد، بيان آن به گونهاى است كه طبعاً مىبايست معاصرينش را تحريك نمايد تا آنرا در زمره دلايل امامت و حضور امام (ع)، در مجامع و تأليفاتشان بياورند؛ زيرا مطالبى كم اهميتتر از اين را نقل كردهاند. بنابراين، يا عالمان رجالى مذكور، اين روايت را دروغ و نادرست شمردهاند، و يا آنكه روايت را نشنيدهاند، و يا آنكه اصولًا در زمان آنها چنين روايتى هنوز ساخته نشده بوده است!
اين وضعيت، به اعتقاد اين دسته از علماى باعث ترديد جدى درباره على بن فاضل و روايت مذكور گرديده است. همچنين به عقيده اين عالمان، اين گفته على بن فاضل، در روايت مذكور، كه تصريح مىكند، از اول تا آخر روايت خويش را در حضور طيبى و گروهى از علماى حله و اطراف آن كه براى ديدار اين شيخ (تشرف يافته) آمده بودند، نقل كرده است، با اين كه هيچ فرد ديگرى جز طيبى (با كيفيتى كه بيان شد)، آنرا نقل نكرده تطابق ندارد؛ زيرا انتظار مىرفته كه مردم از نقاط مختلف براى ديدار با فردى كه بر چنين مطلب مهمى يعنى محل زندگانى امام عصر شيعيان، آگاهى يافته، و به منظور تبرك جستن به او و شنيدن و نوشتن روايت، عازم محل اقامت او گردند و به علاوه، علماء نيز به ذكر نام او و داستانش در معاجم رجالى و ساير كتب، تبرك جويند.
اشكالاتى، نيز بر محتواى اين حكايت وارد شده است، كه اين مجال اقتضاى بيان آنرا را ندارد.[١] با توجه به مطالب ياد شده اظهارنظر صريح و قطعى در مورد وجود يا عدم وجود جزيره خضرا ممكن نيست و نمىتوان به نظر نهايى در اين زمينه رسيد.
در پايان بررسى ديدگاههاى موجود در زمينه جزيره خضرا يادآورى نكتهاى را لازم مىدانيم و آن اينكه به طور كلى در مورد مطالب مرتبط با موضوع مهدويت و امام عصر (ع) و پرسشها و مسائل گوناگونى كه در اين زمينه مطرح مىشود، همواره بايد به اين نكته توجه داشت كه اولًا آيا دانستن و فهميدن اين مطلب يا موضوع خاص بر ما لازم است يا خير و ثانياً دانستن آن تأثيرى در ميزان معرفت ما نسبت به امام عصر (ع) و نزديكى بيشتر با آن حضرت مىگذارد يا خير؟ در صورتى كه مطمئن شديم دانستن مطلبى بر ما لازم است يا دانستن مطلبى بر ميزان معرفت ما اثر مىگذارد بايد به دنبال آن برويم تا به خوبى از آن آگاه شويم، اما اگر اينگونه نبود نبايد چندان در مورد دانستن آن مطلب يا موضوع خودمان را به دردسر بيندازيم و با مشغول شدن به آن از وظيفه اصلىمان در برابر امام زمان (ع) غافل شويم. علاقهمندان مىتوانند براى آشنايى بيشتر با ديدگاه قائلان به وجود جزيره خضراء به كتاب جزيره خضراء و تحقيقى پيرامون مثلث برمودا، نوشته ناجى النجار، ترجمه على اكبر مهدىپور و براى آگاهى از ديدگاه دوم، به كتاب جزيره خضراء؛ افسانه يا واقعيت؟، نوشته علامه سيدجعفر مرتضى عاملى، ترجمه محمد سپهرى و ديگر آثارى كه به صورت تحقيقى به اين موضوع پرداختهاند مراجعه كنند.
اقامتگاههاى امام زمان (ع)
در مورد اقامتگاه حجت خدا، آنچه مسلم است، اين است كه آن حضرت (ع) همه ساله در موسم حج به زيارت خانه خدا تشريف مىبرند و در مراسم حج شركت مىكنند، ولى انبوه حجاح ايشان را نمىبينند و يا مىبينند و نمىشناسند. اما در غير حج، دليل قاطعى بر اقامت آن بزرگوار، در مكان معينى نداريم،