ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - مهدويت از ديدگاه علامه طباطبايى
را يك آدم فيلسوف ومفسّر مىدانند. معمولًا هر چه از اين آقايان هستند و مطالبى كه دارند، بعد از فوتشان رو مىشود.
\* در يك نگاه كلى، شما در كداميك از آثار، علامه به بيان موضوع مهدويت برخورد كردهايد و شيوه بيان ايشان درباره آن چگونه است؟
\* عمدهترينش در الميزان است. همچنين در كتاب شيعه در اسلام. دو نكته جالب در آن كتاب وجود دارد. خوب اين دو مسئله را آقايان هم نوشتهاند ولى شما بيان ايشان را با بيان آنها ملاحظه كنيد، مىبينيد كه خيلى فرق دارد. ايشان تاريخ تولد امام دوازدهم (ع) را بيان مىكنند، بعد نواب خاصه را ذكر مىكنند، بعد بحثى در ظهور مهدى (ع) از نظر عمومى را بيان مىكنند. در بحث نبوت و امامت به قانون هدايت عمومى:
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ....[١]
[فطرتى است كه خداوند همه را بر آن فطرت بيافريده است.]
اشاره مىكند و بعد تمام مطالبش را بر اين فطرت بيان مىكند.
مردم فطرت را فراموش كردهاند. اين هم كه معنويت و روحانيت در انسان به وجود مىآيد، چون راه فطرت را پيدا مىكنند. راه فطرت اين است كه ببينند چه نيستند. از آن راه فطرت كه بروند، هدايت عمومى كه در همه انواع آفرينش جارى است، و نوع انسان به حكم ضرورت با نيرويى، نيروى وحى و نبوت، مجهّز است كه او را به سوى كمال انسانيّت و سعادت نوع راهنمايى مىكند. و نتيجه مىگيرند كه انسان هنوز به كمالش نرسيده است. آن زمانى است كه حضرت (ع) مىآيند و مردم را به كمال مىرسانند. خلقت انسان هم براى اين بود كه به كمال برسد. هر موجودى هم دنبال كمال است. بعد بحث در ظهور مهدى (ع) از نظر خصوصى را مطرح مىكنند و روايتى را نقل مىكنند كه پيامبر اسلام (ص) فرمودند، از نسل پيامبر (ص) خواهد بود و اگر از عمر دنيا، جز يك روز نماند، آن روز آن حضرت مىآيد و حقيقت را روشن مىكند. بعد دو تا اشكال مطرح مىكند كه مخالفين شيعه مطرح كردهاند. امام غايب (ع) بايد تاكنون نزديك به ١٢ قرن عمر كرده باشد در صورتى كه هرگز انسان عمر به اين درازى نمىكند؟ ايشان مىفرمايد كه يك محال داريم و يك مشكل.
ايشان در يك جلسه ديگرى كه (الهيات) شفا مىگفتند. فرمودند، محال به ذهن انسان نمىآيد. (اين خيلى حرف بزرگى است). مىفرمود كه شما هيچ وقت به ذهنتان نمىآيد كه سفيد و سياه يكى باشد. اين نمىشود. سياه، سياه است. ولى انسان يك زمانهايى به ذهنش مىآيد، كه مىشود من پرواز كنم و لذا اين امكان دارد و امروز مىبينيم كه پرواز مىكنند ولو با واسطه. آن زمان مىگفتند مگر مىشود وزنه چند صد تنى را در هوا نگه داشت، ولى اين به ذهن آدم مىآمد چون امكان دارد و محال نيست، لذا به ذهن مىآيد. مىفرمايد: وجود امام زمان (ع) را كه بعيد مىشماريد، محال نيست. و ما اين را معجزه مىدانيم كه خدا خواسته است كه اينطورى باشد. ديگران هم مىنويسند كه فلانى اين قدر عمر كرد. و يا حضرت نوح (ع) اين قدر عمر كرده است. در قرآن صراحتاً مىگويند كه حضرت نوح (ع) قومش را ٩٥٠ سال دعوت كرده است. و مىگويند كه قبل از دعوتش هم ايشان عمر داشته است. مخالفين شيعه اعتراض مىكنند كه وجود امام براى بيان احكام دين و حقايق دين و راهنمايى مردم است. لذا وقتى كه ظاهر نيست، چه فايدهاى دارد؟
ايشان (علامه) با يك ظرافت خاصى بيان مىكنند كه ما معتقديم و دليل هم داريم كه امام (ع) [براى انجام تمام شئون امامت] لازم نيست ظاهر باشد. چنانكه حضرت (ع) به شيخ صدوق (ره) فرمودند، كه تو فتواى خودت را بده، ما در موقع اختلاف به دردت مىخوريم.
از همه مهمتر راهنمايى معنوى و باطنى امام (ع) است.
\* مجدداً از فرصتى كه در اختيار ما گذاشتيد متشكريم.
پىنوشت:
[١]. سوره روم (٣٠)، آيه ٣٠.