ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - مهدويت از ديدگاه علامه طباطبايى
\* با توجه به آنچه درباره دورانهاى مختلف، و پر شدن جهان از ظلم و جور بيان شده، اطلاق عنوان «زمان ميزان و اعتدال» به هنگامه ظهور چه معنايى مىيابد؟
\* ظهور زمانى اتفاق مىافتد كه زمين پر از ظلم و جور شده باشد. بعد از اينكه زمين پر از ظلم و جور شد، حضرت (ع) ظهور مىكند. اما اين منافاتى ندارد با اينكه بايد درك حقيقت و پيروى از آن، به تعبير علامه، حاصل شود. اگر اين حاصل نشود، كسى ايمان نمىآورد و آمدن حضرت نيز فايدهاى ندارد. معمولًا انتظار فرج را اينطور معنا مىكنند كه شما خودت را آماده كن. بله نه منِ تنها، نه صد نفر، نه هزار نفر، بلكه طبق روايات و بحثهاى علمى اين است كه حضرت زمانى تشريف مىآورند كه زمان گرگ سپرى شود، عصر ميش هم سپرى شود، تا برسد به عصر ميزان و عدل و [مقصود از] عدل، اجراى عدل نيست. عدل اين است كه مردم مقام خود را بفهمند. حقيقت اين عالم را بفهمند.
بايد توجه كنيم كه زمان روشن شدن آن حقيقت مشخص نيست. ممكن است كه به خواست خدا و با يك حادثهاى و در يك آن مقدمات ظهور فراهم شود. مقدمه ظهور، عمدهترينش آماده بودن مردم است.
\* علامه طباطبايى (ره) چه تعداد از آيات قرآن را در تفسيرشان، مربوط به امام زمان (ع) دانستهاند.
\* در چندين جا، ايشان در مورد امام زمان (ع) بحث كردهاند، اما تعدادش را به شمارش نياوردهاند. آيهاى هست در جلد ٥ الميزان در مورد اينكه خداوند مىفرمايد، بايد اين ظلمها رفع بشود و زندگى راحتى را درك كنيد. تا اين مسائل هست آن ظاهر نمىشود، تا آنجا كه مىگويد، زمانى اين چنين بود و الان هم اينچنين است. بعد آن احاديث خاصى كه در ملاحم (نشانهها) و خبرهاى آخرالزمان ذكر مىشود از سلمان پيامبر اكرم (ص) در مكه ايستاده بودند و آن حديث را بيان كردند. از همه نزديكتر به پيامبر اسلام (ص) سلمان بود. بعد سلمان مىگويد: آيا اينچنين خواهد بود؟ (كه- در آخرالزمان- امر به معروف و نهى از منكر نمىكنند) حضرت مىفرمايند، از اين هم بالاتر. نه تنها امر به معروف و نهى از منكر نمىكنند، بلكه امر به منكر و نهى از معروف مىكنند. وضع زنها و حكّام و تجارت و ارتباط بين پدر و اولاد و ... در آن حديث آمده است.
بعد حديث ديگرى از امام صادق (ع) نقل مىكنند كه آنجا هم از ظهور حضرت سؤال مىكنند، و امام مطالبى بيان مىكنند. البته من تحقيق نكردم ببينم در اين ٢٠ جلد كجاها راجع به حضرت صحبت به ميان آمدهاست. ولى جاى كار دارد.
\* بعضى از بزرگان علت تأليف آثار بزرگ خود نظير: تفسير يا ... را به رؤيا، مكاشفه يا دستورى خاص مربوط مىنمايند. اين مسئله در مورد علامه طباطبايى (ره) چطور است. و آيا از خود ايشان صحبتى در مورد اينكه تشرفى نيز به محضر حضرت (ع) داشتهاند نقل شده است؟
\* علامه طباطبايى اگر فردى را مىديدند كه قابليت داشته باشد، براى دستورات و راهنمايىها و آن چيزهايى كه از استادشان مرحوم آقاى قاضى درك كرده بودند، او را مىپذيرفتند. علامه، علاقه فراوانى به آقاى قاضى داشتند. صراحتاً خودشان در چندين جا بيان كردهاند، من هرچه دارم از ايشان دارم. براى آقاى قاضى در ميان عرفا، بالاترين مقام را قائل بودند. حتى از بعضى از آقايان هم شنيدم على الظاهر بعد از فوت آقاى قاضى هم به ايشان در ارتباط بودند. آقاى طباطبايى گويا فرموده بودند كه آقاى قاضى يقيناً امام زمان (ع) را مىديدهاند. ولى ديگران هر چه خواسته بودند [درباره خودشان] از ايشان اين مطلب را بشنوند نتوانسته بودند. آقاى حسنزاده آملى از مرحوم آشيخ محمدتقى آملى كه از شاگردان مرحوم آقاى قاضى بودند، سؤالى در مورد سير و سلوك مىپرسد، ايشان مىفرمايد: «دنيا مىخواهى برو پيش آقاى طباطبايى، آخرت مىخواهى برو پيش ايشان. علم مىخواهى برو پيش ايشان، معنويت مىخواهى برو پيش ايشان. ما آن زمان كه خدمت مرحوم آقاى قاضى بوديم، آن زمانها، ايشان صاحب كشف و كرامت بود. يعنى هنوز اينها هيچى نداشتند، آن زمان ايشان صاحب كشف و كرامت بودند».
مسئلهاى كه هست، اين است كه آقايانى كه در اين مسائل هستند، خودشان را مخفى مىكنند. شما خدمت بعضى از بزرگان برويد، مىگويند اول وقت نماز بخوانيد، صلوات بفرستيد. [كتمان مىكنند.] حقيقت هم هست و آن حقيقت هم همين است. مرحوم ملا حسينقلى همدانى هم كه دراويش سراغشان رفته بودند، راهشان نداده بودند. گفته بود، سبيلهاشون رو بزنند و بيايند. فرمود كه اگر كسى بخواهد، فقط از راه شرع مىتواند برسد. اينها [از عمومى كردن مكاشفات] مىترسند. يعنى يك جايى هستند كه نمىتوانند از آنجا غفلت كنند. قدرت و عظمت علامه اين است كه خودش را با بحث علمى مستور كرد. مردم ايشان