ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - صبح روشن در شب انتظار
صبح روشن در شب انتظار
جواد محدّثى
با «بصيرت» و «جهاد»، ظلمت شب ظلم را مى شكافند و رها از تعلقات، خود را براى «شهادت» در ركاب مولا، آماده مى سازند.
انتظار، درختى است كه جز «اقدام» و «اصلاح»، ميوه اى نمى دهد.
انتظار، فلسفه مقاومت است، نه عامل تسليم!
«عصر ظهور» رجعت دوباره بعثت در حرا و امامت در غدير است.
«غيبت»، دوران «انتظار» جوشش دوباره غدير عاشورايى در نينواى تاريخ است،
در بسترى از فرات ظهور وعلقمه نور!
منتظران واقعى، سلاح بر دوشان شهادت طلبند كه «استقامت»، مدال و نشانشان است و «ايمان»، ره توشه حركتشان و «توكل»، تكيه گاه هميشگى شان.
ياران مهدى (ع) را بايد در ميان سلاح بر دوشان و كفن پوشان و جان بركفان و مبارزان و سنگرنشينان و خدمتگزاران به انقلاب و تقويت كنندگان سپاه دين و حرمت گزاران به خون و خانواده شهيدان يافت، نه در ساكتان و بى تفاوتان و نه در رفاه زدگان و عافيت طلبان.
نيمه شعبان، افروختن چراغ شوق در دل شيعيان و اميد دادن به محرومان است.
ميلادى است فرخنده، كه عيد منتظران وراثت زمين براى مستضعفان و شكست سلطه جباران است.
وقتى نيمه شعبان مى رسد،
گلواژه هاى «انتظار»، «ظهور»، «فرج»، «حكومت جهانى»، «قسط و عدل»، «ديدار»، «مهدى» مى شكوفد و عطر ياد، زمان را فرا مى گيرد.
چشمها، به راه كسى دوخته است كه خورشيد جانها و اميد انسانهاست.
يادگارى است از پيامبران و امامان،
خلاصه ابراهيم است،
عصاره محمد (ص) و زنده كننده سنتهاست.
نيمه شعبان، مطلع خورشيد فروزان مهدى (ع) در ظلمت تاريخ است.
آن خورشيد پنهان، كعبه مقصود و قبله موعود امتهاست.
غيبت كبرى، دوره آزمايش است. تا منتظران راستين، از مدعيان انتظار، بازشناخته شوند و ملاك در اين بازشناسى، «شناخت تكليف» و عمل به وظيفه در عصر غيبت است.
مهدى (ع)، خورشيدى است كه در دل منتظران، اميد زيستن را همواره روشن و گرم نگاه مى دارد.
هيچ «حضور»، هم چون «غيبت» او، لحظه لحظه زمان و تاريخ را نياكنده است.
حاضرترين حاضران به گرد پاى «حضور غايبانه» اش نمى رسند.
او معناى حضور در غيبت است،
مفهوم غيبت حاضر است،
مجمع غيب و شهود است.
او «وارث» دين محمد و خط سرخ شهادت است،
او «قائم» است، ايستاده و استوار و پابرجا، تا جهانى را به قيام حق طلبانه وا دارد.
او «منتقم» است، خونخواه حادثه كربلا و انتقام گيرنده خون شهيدان و خون سيدالشهدا.
هم هادى است، هم مهدى.
راه شناسى خبير و راهبانى است بصير و راهنمايى است مطمئن و دلسوز.
او «صاحب الزمان» و «صاحب الامر» است.
زمين و زمان، امر و فرمان، جان و جهان در اختيار اوست.
سلام بر مهدى،
انتظار سبز دورانها!
آرمان مجسم عدالتخواهان،
چلچراغ روشن شبستان تاريخ،
روشنگر زمين و زمان،
مرد برگزيده اعصار
ذخيره جاويدان الهى
و ... نويد بخش صبح، در شب انتظار.