ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - معناى حيات اجتماعى شيعه
خود داشته باشد. جامعه شيعى بايد بداند چرا زنده است و به چه خاطر زندگى مى كند و چرا بايد به حيات اجتماعى اش ادامه دهد. اين گونه است كه جامعه شيعى زنده مى ماند و به حيات اجتماعى خود ادامه مى دهد.
معناى حيات اجتماعى شيعه
پيش از اين گفتيم كه معناى زندگى بايد ارزشمند باشد. در مقياس جوامع نيز همين امر صادق است. معناى زندگى براى برخى افراد و تمدن ها «لذت طلبى» است. برخى جوامع فقط در پى بهتر خوردن، بهتر آشاميدن، بهتر خوابيدن و بيشتر لذت بردن هستند. اين معناى زندگى شايسته حيوانات است نه انسان ها. امام على (ع) مى فرمايدك من آفريده نشده ام همانند حيواناتى كه همّشان علفشان است، خوردنى هاى لذيذ مرا به خود مشغول سازد.[١] كسى كه همش خوردن و شهوترانى كردن باشد، در دورترين حالت از خداوند قرار دارد.[٢]
واقعيت اين است كه اينها امور ارزشمندى نيستند كه بتوانند معناى زندگى انسان باشند. خداوند آفرينش را براى انسان آفريد و انسان را براى خودش. حال اگر انسان دنيا را معناى زندگى اش بداند، زيان كرده و شكست خواهد خورد. آنچه فراتر از انسان و همه آفرينش است، خداوند است. خدا عالى ترين معنا براى زندگى است؛ معنايى ارشمند بلكه ارزشمندترين، و پايدار بلكه تنها مفهوم پايدار هستى، و بى زيان بلكه سراسر خير و بركت. براى رسيدن به خدا و خدايى شدن است كه انسان به دنيا مى آيد و زندگى مى كند و به خاطر آن تلاش مى كند و در آن راه قدم مى گذارد و به همين خاطر همه سختى ها را تحمل مى كند و حتى حاضر است جان دهد. به همين جهت جامعه اسلامى و به خصوص جامعه شيعه موفق ترين جوامع در معنايابى است. لذت طلبى و قدرت طلبى نهايت معنايى است كه جوامع مادى براى خود دارند؛ مفاهيمى ناچيز و ناپايدار و پر درد. از اين رو چنين جوامعى «عاقبت» ندارند، به خلاف جامعه اسلامى كه عاقبت از آن آنان است.[٣]
خدا، معنايى است عام كه مفاهيم خرد و كلان زيادى در طول آن و زير مجموعه آن قرار مى گيرند. وقتى خدا، معناى زندگى قرار گرفت، هر آنچه خدايى باشد مى تواند به نوعى معانى جزئى ترى براى حيات فردى و اجتماعى بشر باشند. انتظار و ظهور حضرت مهدى (ع) معناى حيات براى جامعه شيعه در دوران غيبت است. بدون اين مفاهيم زندگى براى شيعه بى معنا و مفهوم است. حيات اجتماعى شيعه به عنوان يك جامعه مستقل و پويا، در گرو انديشه مهدويت شيعى است؛ اگر اين معنا از جامعه شيعى گرفته شود، هويت مستقلى نخواهد داشت. شيعه به خاطر «ظهور» زندگى مى كند و به سمت ظهور حركت مى كند و اينجاست كه مفهوم «انتظار» شكل مى گيرد. معناى حيات انتظار را به وجود مى آورد و به آن «جهت» مى دهد و آن را از ايستايى و خمودى به پويايى و تحرك تبديل مى كند. همچنين شيعه به خاطر مهدى و ظهور او همه سختى ها و ناملايمات را تحمل مى كند. مهدى و ظهور او و حضور او و دولت او، ارزش هاى والايى هستند كه مى توان به خاطر آن همه دشوارى ها را تحمل كرد. مهدى معناى بلندى است كه كشته شدن در ركابش برترين آرزوى آزادگان است. شيعه به خاطر مهدى زنده است و به خاطر مهدى زندگى مى كند و به خاطر مهدى تلاش مى كند و به خاطر مهدى همه سختى ها را تحمل مى كند و حتى حاضر است به خاطر مهدى جان خويش را فدا كند. در طول تاريخ غيبت چه رنج هايى كه شيعه متحمل شده، اما هرگز هويت و حيات اجتماعى خويش را از دست نداده است. آنچه شيعه را در ميان اين همه مشكلات زنده و بالنده نگه داشته، اين است كه مهدى معناى زندگى او است؛ در غير اين صورت، شيعه مى بايست سال ها و بلكه قرن ها پيش نابود و در فرهنگ هاى ديگر هضم شده باشد.
جالب اينجا است كه حتى در زمان ديگر معصومين نيز آنچه حيات و هويت اجتماعى شيعه را حفظ مى كرد، ظهور و انتظار مهدى (ع) بود. اين كه امامان معصوم (ع) پيش از تولد و غيبت حضرت مهدى (ع) شيعه را به ظهور او و عدالت گسترى اش نويد مى دادند، به همين جهت بوده است. نه تنها در دوران غيبت بلكه در زمان حضور ديگر معصومين (ع) نيز ياد و نام مهدى معنابخش حيات بوده است. نام و ياد مهدى اميد دل ها، قوت قلب ها، و توان بدن ها براى حركت به سوى آرمان الهى بشريت است.
پى نوشتها:
[١]. سوره مؤمنون، آيه ١١٥.
[٢]. روانشناسى شادى: ص ١٣، با كمى تلخيص و تغيير.
[٣]. انسان در جستجوى معنا، ص؟؟؟.
[٤]. نهج البلاغه، نامه ٤٥.
[٥]. خصال، شيخ صدوق، ص ٦٣٠.
[٦]. قرآن كريم: «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ (سوره اعراف، آيه ١٢٨)؛ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (سوره مجادله، آيه ٢٢).