ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - ١ تورات
زمانى.[١]
ولى به هر حال، اين خلاف ظاهر آيه است و عدول از ظاهر آيه نياز به دليل دارد، و ما در اينجا دليلى بر پذيرش اين خلاف ظاهر نداريم. همچنين دليلى بر تطبيق ذكر به لوح محفوظ وجود ندارد، بلكه ظاهر آيه برخلاف اين نظريه است.
اما بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از ذكر تورات است و دو شاهد از قرآن ذكر كرده اند:
شاهد اول: كلام خداوند است كه مى فرمايد:
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.[٢]
اگر نمى دانيد از اهل ذكر سؤال كنيد.
در اين آيه به قرينه آيات قبل، مراد از اهل ذكر علماى يهود است.
شاهد دوم اين است كه مى فرمايد:
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ، وَ ضِياءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ.[٣]
ما به موسى و هارون فرقان را عطا كرديم، در حالى كه نور و ذكرى براى متقيان است.
همچنين گفته اند مراد از زبور همان كتابى است كه به حضرت داود نازل شد. ظاهرا اين همان كتابى است كه در كتب عهد عتيق آمده و از آن به عنوان مزامير داود ياد شده، و در بردارنده مجموعه اى از مناجاتها، نيايشها، و پند و اندرزهاى حضرت داود است.
درباره اين نظريه نيز دو شاهد وجود دارد:
شاهد اول: خداوند در قرآن تصريح مى كند كه:
وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً.[٤]
ما به داود زبور را عطا كرديم.
شاهد دوم اين است كه در مزامير داود- كه در حال حاضر در دسترس است- تصريح شده كه صالحان وارث زمين خواهند شد.
بنابراين، با توجه به شواهدى كه ذكر شد، به نظر مى رسد كه مراد از ذكر تورات، و از زبور، زبور داود است.
به هر حال، آنچه در آيه هاى ديگر درباره سرانجام جهان و حكومت صالحان، متقيان و مستضعفان ذكر شد، اختصاص به قرآن ندارد و در كتب آسمانى پيشين نيز بدان وعده داده شده است، و با مراجعه به آنها به عباراتى برمى خوريم كه درباره آينده جهان و پيروزى حق بر باطل، و اجراى عدالت سخن به ميان آورده است، در اينجا نمونه هايى از اين موارد ذكر مى شود.
١. تورات
در تورات كنونى آمده است خداوند به ابراهيم وعده داده كه زمين به ذريه او مى رسد. در سفر پيدايش چنين آمده است:
و خداوند به ابرام گفت: از ولايت خود و از مولد خويش و از خانه پدر خود به سوى زمينى كه به تو نشان دهم بيرون شو، و از تو امتى عظيم پيدا كنم و تو را بركت دهم، و نام تو را بزرگ سازم، و تو بركت خواهى بود ... و از تو جميع قبايل جهان بركت خواهند يافت ... و خداوند بر ابرام ظاهر شده گفت: به ذريت تو اين زمين را مى بخشم.[٥]
و در جاى ديگر چنين آمده است:
و بعد از جدا شدن لوط از وى، خداوند به ابرام گفت: اكنون تو چشمان خود را برافراز، و از مكانى كه در آن هستى به سوى شمال و جنوب و مشرق و مغرب بنگر، زيرا تمام اين زمين را كه مى بينى به تو و ذريت تو تا به ابد خواهم بخشيد، و ذريت تو را مانند غبار زمين گردانم، چنانكه اگر كسى غبار زمين تو را تواند شمرد، ذريت تو نيز شمرده شود.[٦]
در جاى ديگر نيز آمده است:
اما من، اينك عهد من با توست، و تو پدر امتهاى بسيار خواهى بود، و نام تو بعد از اين ابرام خوانده نشود، بلكه نام تو ابراهيم خواهد بود، زيرا كه تو را پدر امتهاى بسيار گردانيدم، و تو را بسيار بارور نمايم، و امتها از تو پديد آورم، و پادشاهان از تو به وجود آيند ... اما در خصوص