ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٠ - اگر مى دانستم كجايى
اگر مىدانستم كجايى ...
... ستاره هاى آسمان را برايت گلچين و گونه هايم را فرش راه تو مى كردم.
سرخس- سحر جاويد
... به همه اقيانوسها، به همه درياها، به همه صحراها و به همه كهكشانها پلى مى بستم تا اولين باغبان گلچين گل وجود تو كردم.
مشهد- سميه شريف
... به شوق ديدارت پاى در راه مى نهادم تا اگر شده يك لحظه چهره نورانى تو را زيارت كنم و دردهاى ناگفته خود را به تو بازگو كنم.
بجستان- سيدمحمد مدنى بجستان
... دل از دنيا و ظواهر زودگذرش مى كندم و به سوى تو مى آمدم و سختيهاى راه را به جان و دل پذيرا مى شدم.
بجستان- سيدمحمد مدنى بجستان
... از ناكجاى وجود بى مقدارم تا آستان بى كران كوى تو، در ميان سيلاب اشك پلى از نياز مى زدم. پلى از انتظار، از غيبت تا ظهور.
اهواز- مژگان مصطفوى
... با شقايقها به ميهمانى ات مى آمدم و آنقدر بر در منزلت مى كوفتم تا رخسار پر مهرت را بر من ظاهر سازى.
اسدآبادهمدان- فاطمه فلاحى زوار
... تمام مسير رسيدن به تو را با عطر گلهاى صلوات و شبنمهاى عشق مى پوشاندم.
تكتم با دوست
... خويشتن خويش را به رداى سبز و آسمانى ات مى آويختم، از ديده سرشك شادى مى ريختم، الماس مهر تو را با بوسه هايم مى آميختم و به هيچ روى دامنت را از دست نمى دادم.
جواد نعيمى
... با پاى دل به سويت مى آمدم و خاك پايت را توتياى ديدگان مى كردم تا چشمهايم كه سالها انتظار مقدمت را كشيده اند نور بگيرند.
شهركرد- حميرا رضا پوريان
... بى درنگ و عاشقانه به سويت مى دويدم.
تبريز- پنبه چى
... مى آمدم و كنيز درگاهت مى شدم.
فارسان- فرشته رياحى