ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - ريشه هاى بنيادگرايى آمريكايى
اشاره:
آقاى دكتر دن لايدينز استاد «دانشگاه اميد» ميشيگان آمريكا، از پژوهشگران برجسته علوم اجتماعى و از صاحب نظران مذاهب مسيحى، به ويژه جريانات اصول گراى آمريكايى (معروف به مسيحيت صهيونيستى) است.
متن حاضر بنا به درخواست «گروه عربى گفت وگوى اسلام و مسيحيت» براى ايراد در اجلاس بيروت در سال ٢٠٠٣ آماده شده بود، اما چون آقاى دن لايدينز به دلايلى نتوانست در اين اجلاس شركت كند آن را به صورت مكتوب به اين اجلاس ارائه نمود.
گفتنى است كه در پايان اين مقاله ملاحظات آقاى دكتر محمد سماك، دبير گروه عربى گفت وگوى اسلام و مسيحيت آمده است كه ان شاءاللّه به همراه قسمت دوم مقاله در مجله درج خواهد شد.
اين افتخار بزرگى است كه من با شما باشم و در اين ديدار تاريخى با شما هم كلام شوم. دوست دارم، سپاس بى شائبه خود را از كار بزرگى كه گروه عربى گفت وگوى اسلام و مسيحيت انجام مى دهد، ابراز كنم. در حال حاضر، ما در دهكده جهانى به سر مى بريم كه نظير آن تا كنون در تاريخ بشريت به وقوع نپيوسته است ... و اين خطرات و تهديدات بسيارى را از سوى كارشناسان امور متوجه دين و مذهب مى كند. در نتيجه، افزايش چنين ميزگردها و گفت وگوهايى را در سراسر جهان لازم است و من دعا مى كنم، گفت وگوهاى ما در اين زمان به فهم عميق تر و بهتر اين اوضاع و احوال بحرانى كمك كند.
از من خواسته شده به طور عام از «بنيادگرايى» و به ويژه از «گونه مسيحى» آن سخن گويم. بنابراين من به نشو و نما و تغيير و تحول بنيادگرايى مسيحى آمريكا و به ويژه به بنيادگرايى موجود در خاورميانه و اسلام مى پردازم. من از اين بحث ها و گفت وگوها استقبال مى كنم، اما ترس و واهمه هايى نيز در اين راه وجود دارد. من به عنوان دانشمند علوم اجتماعى در حيات مذهبى آمريكا از بنيادگرايى موجود در اين جامعه اطلاع دارم، با اين كه من جزو بنيادگرايان سنتى مسيحى نيستم، با اين حال نسبت به اين موضوع احاطه دارم.
علاوه بر اين كه من سياستمدار كار كشته و موافق رئيس جمهور آمريكا، جورج بوش نيستم، با اين كه تحليلهاى سياسى و تلاش جهت بيان انديشه ها و ايده هاى رئيس جمهور بوش بخش جدايى ناپذيرى از مقاله امروز مرا تشكيل مى دهد.
ريشه هاى بنيادگرايى آمريكايى
حيات مذهبى آمريكا فعال و متنوع است، به گونه اى كه ادعا مى شود، از هر چهار آمريكايى سه نفر مسيحى هستند. غير از آن در اين كشور سه ميليون يهودى و حدود يك ميليون مسلمان وجود دارد و با اين كه جمعيت يهوديان در دهه اخير رو به نقصان گذاشته (شاهد تقريبا كاهش ١٠% بوده است)، اما جمعيت مسلمانان رو به فزونى نهاده است. هم چنين در ايالات متحده حدود يك ميليون بودايى و يك ميليون هندو زندگى مى كنند و گفته مى شود، حدود ٣٠ ميليون نفر در آمريكا وجود دارند كه به هيچ مذهبى پايبند نيستند به عبارت ديگر آنها جزء «لا ادرى» ها هستند؛ يعنى كسانى كه به شناخت وجود خدا دست نيافته اند.
از ميان فرقه هاى مسيحى، بزرگ ترين فرقه كاتوليكها هستند كه ٥١ ميليون نفر يا يك چهارم جمعيت ايالات متحده را تشكيل مى دهند و صد ميليون نفر نيز پيرو فرقه هاى متعدد پروتستان هستند. راههاى چندى براى طبقه بندى اين فرقه ها وجود دارد، يكى از راههاى سنتى اين است كه فرقه هاى بزرگ پروتستان را به سه گروه تقسيم كنيم: ١. پروتستان هاى سنتى(Mainline Protestants) ؛ ٢. انجيلى ها يا اوانجيلى ها،(Evangelicals) ؛ و ٣. بنيادگرايان(Fundamentalists) . كليساهاى سنتى پروتستانى نيز شامل: ١. ماشيحايى ها؛ ٢. متدوديست ها (يا مكتبى ها)؛ ٣. لوترى ها؛ ٤. كليساى اصلاح طلب و ٥. اسقفى ها مى شود. غير از آن فرقه هاى ديگرى نيز وجود دارند كه اكثر مواقع در ميدان سياست و فرهنگ تاريخ آمريكا حضور