ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - نسبت بين نبوت و امامت
بوده است.[١]
شيخ مفيد، اين ديدگاه را مطابق با نظر جمهور شيعه مى داند. مقدس اردبيلى (م ٩٩٣ ق.) تفاوت چندانى بين نبى و امام قائل نيست، جز مسئله تلقى وحى:
امام، شخصى است كه حاكم باشد بر خلق، از جانب خدا و به واسطه آدمى، در امور دين و دنياى ايشان؛ مثل پيغمبر (ص)، الا آن كه پيغمبر (ص) از جانب خدا، بى واسطه آدمى نقل مى كند و امام، به واسطه آدمى كه پيغمبر است ... هر فايده اى كه به وجود رسول و نبى مترتب است، بر وجود ولى و نايب نيز مترتب است ...[٢]
بنابراين، بايد گفت كه براساس همه اجزاى تعريف نبى و امام، اين دو مفهوم، نسبت تباين دارند، ولكن بر حسب برخى از اجزاى تعريف، دو ديدگاه عمده در تعريف نبوت وجود دارد:
بر حسب ديدگاه نخست، نبى بماهو نبى، همانگونه كه به امور دينى (ابلاغ وحى) مى پردازد، به امور دين نيز مى پردازد، لذا هر نبى اى لزوما ولايت و سرپرستى و تصرف در امور نيز دارد.
در ديدگاه دوم، نبى بماهو نبى، فقط مأمور ابلاغ وحى است، نه تدبير و سياست مردم، لذا برخى از انبيا، امامت به معناى سياست مدن داشته اند و برخى نه.
ديدگاه اخير، به شيخ مفيد و متقدمان شيعه متعلق است و ديدگاه نخست، از ابن ميثم بحرانى به بعد، نزد شيعه متداول شده است.
در خصوص امامت، اجماع شيعه و اهل سنت بر اين است كه پرداختن به دين و دنيا و تصرف در امور مسلمانان، در تعريف امامت اخذ مى شود، ولكن اگر همه اجزاى تعريف لحاظ شود، امام با واسطه بشرى است و با نبى كه بلاواسطه بشرى است تباين خواهد داشت، ولى اگر هسته اصلى امامت لحاظ شود؛ يعنى تصرف در امور مسلمانان و ولايت در دين و دنيا، بر حسب ديدگاه نخست، هر نبى اى امام نيز هست و بر حسب ديدگاه دوم، تنها برخى از انبيا امام هستند؛ چنان كه روشن است و شيخ مفيد بر آن اشاره كرده است، اين بحث، مبتنى بر نظريه خاصى در جهت گيرى دعوت انبياست.
پىنوشتها:
\* اين مقاله بخشى از مقاله مفصلى است كه با عنوان «امامت با روش شناختى و چيستى» در مجله تخصصى دانشگاه علوم اسلامى رضوى درج شده است.
[١]. فخرالدين طريحى، مجمع البحرين؛ شيخ صدوق، معانى الاخبار.
[٢]. ابن منظور، لسان العرب، ج ١٢، ص ٢٤ و ٢٥.
[٣]. مجمع البحرين: «يقال للطريق إمام لانه يؤم أنّ يقصد ليتبع».
[٤]. رفيعا نائينى، شجرة الهيه، نسخه خطى شماره ١٥٩، موقوفه على اصغر حكمت، كتابخانه مركزى دانشگاه تهران.
[٥]. قاضى عبدالجبار معتزلى، شرح اصول خمسه.
[٦]. لسان العرب، ج ١٢.
[٧]. تفليسى، وجوه القرآن، تحقيق مهدى محقق، ص ٢٨ و ٢٩.
[٨]. راغب اصفهانى، المفردات فى غريب القرآن، ص ٢٤.
[٩]. همان، ص ٥٣٣ و ٥٣٥.
[١٠]. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ٣، ص ٢٥٥.
[١١]. سوره مريم (١٩) آيه ٥.
[١٢]. سوره بنى اسرائيل (١١) آيه ١١.
[١٣]. سوره كهف (١٨) آيه ١٧.
[١٤]. سوره عنكبوت (٢٩) آيه ٢٢.
[١٥]. سوره انعام (٦) آيه ١٤.
[١٦]. سوره شورى (٤٢) آيه ٩.
[١٧]. سوره عنكبوت (٢٩) آيه ٤١.
[١٨]. سوره آل عمران (٣) آيه ٢٨.
[١٩]. شيخ مفيد، رسالة فى معنى المولى، نسخه خطى، كتابخانه نجفى مرعشى، مجموعه شماره ٢٤٣.
[٢٠]. مهدى بازرگان، آخرت و خدا، هدف بعثت انبياء.
[٢١]. در خصوص تبيين اين كه جهت گيرى دعوت انبيا شامل همه امور دنيوى و اخروى هست يا نه، ر. ك: احد فرامرز قراملكى، مبانى كلامى جهت گيرى دعوت انبيا، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى ١٣٧٦؛ قلمرو قيام پيامبران.
[٢٢]. شيخ طوسى، الرسائل العشر، ص ١١١- ١١٤.
[٢٣]. «رئاسة عامة دينية»: خواجه طوسى، قواعد العقائد.
[٢٤]. «رئاسة العامة الالهية»: نورى طبرسى، كفاية الموحدين.
[٢٥]. ميرزا رفيعا نائينى، شجرة الهيه، نسخه خطى شماره ١٥٩، موقوفه على اصغر حكمت، كتابخانه مركزى دانشگاه تهران.
[٢٦]. مانند قاضى عبدالجبار معتزلى.
[٢٧]. مانند علم الهدى و غالب متكلمان شيعى.
[٢٨]. گوهر مراد، ص ٢٨٩ و ٢٩٠.
[٢٩]. محمد تقى مصباح يزدى، راهنما شناسى، ص ٣٩٦- ٤١١.
[٣٠]. همان، ص ٤٠٨- ٤١٠.
[٣١]. محمدرضا حكيمى، كلام جاودانه، ص ٤٨- ٥٠.
[٣٢]. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ٤، ص ٨٤٨- ٨٥٠.
[٣٣]. مولوى، مثنوى معنوى، تصحيح نيكلسون، دفتر سوم، بيت ٨١٥.
[٣٤]. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ٤، ص ٨٤٨- ٨٥٠.
[٣٥]. شيخ طوسى، الرسائل العشر، «رسالة فى الفرق بين النبى و الامام».
[٣٦]. شيخ طوسى، الرسائل العشر، ص ١١١- ١١٤.
[٣٧]. مقدس اردبيلى، حديقة الشيعة.