ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - منجى موعود ما
ممكن نيست. در گوشه و كنار جهان، به ويژه طى يك دو دهه گذشته و اوج گيرى آن در سالهاى اخير و همزمان با بروز خط مشى كلان سياست خارجى امريكا كه امروزه همه قدرت نظامى و اقتصادى را نيز با خود همراه ساخته است.
آيا ساخت صدها فيلم سينمايى با سرمايه هاى كلان هاليوود كه عموما موضوعاتى چون آخرالزمان، ظهور منجى، آرماگدون و ديگر مضامين مربوط به «فرهنگ موعودى» را دستمايه اصلى كار خود قرار داده اند اتفاقى ساده و يا بهانه اى براى فروش فيلمها و جلب تماشاگر مى شناسيد؟!
امروزه صدها پايگاه اطلاع رسانى موضوع پيشگوئيهاى آخرالزمان را اساس همه تحليلها و تفسيرهاى خود درباره رخدادهاى سياسى، اقتصادى، نظامى و حتى اجتماعى جهان قرار داده اند و با متمركز ساختن همه اين مباحث در حوزه جغرافياى سياسى و فرهنگى خاورميانه و به ويژه فلسطين، سعى در القاى اين معنا دارند كه ظهور حضرت عيسى (ع) نزديك است.
سياستمداران جوياى قدرت نيز همه قواى خود را مصروف به حركت درآوردن ماشين نظامى و مسلح خود در جاده اى ساخته اند كه رسانه هاى جمعى، سينماى هاليوود و تحليل گران سياسى- اجتماعى آن را هموار مى نمايند. آيا از كنار تصرف بين النهرين (عراق)، حمايت تام و تمام از دولتى كه بيت المقدس را محصور ساخته و كين ورزى با مسلمين و محور شرارت دانستن آنان به سادگى مى توان گذشت و رويكرد پيروان «مسيحيت صهيونيستى» را به موضوع پيشگوئيها، جنگ آرماگدون، ظهور عيسى (ع)، بناى هيكل سليمان و ... را مزاحى ساده فرض كرد؟!
مگر جز اين است كه امروزه برگزيده ترين اعضاى هيأت حاكمه امريكا و از جمله شخص «رئيس جمهور» در زمره هواداران جدى جريان مسيحيت صهيونيستى هستند و حتى خود را مطابق سنت اين جريان در زمره «مسيحيان دوباره تولد يافته» مى شناسند.
نگاهى ساده به برنامه هاى دائمى «كليساهاى اوانجيلى» كه با حضور دائمى مردانى چون «پت رابرتسون» و «جرى فالويل» و حمايت آنان اداره مى شوند بسيارى از قضايا را روشن مى سازد.
مى خواهم عرض كنم كه امروزه يكى از مهم ترين موضوعات و البته مشترك ميان همه ما كه از «موعود اديان» سخن به ميان مى آوريم دستمايه حركتهاى سازمان يافته سياستمداران، سرمايه داران مدينه ليبرال سرمايه دارى امريكا قرار گرفته است، چنانكه بزرگ ترين استراتژيهاى فرهنگى، اقتصادى، سياسى و حتى نظامى به اتكاء آن تنظيم شده و به اجرا درآمده است.
زمينه سازى براى ظهور منجى موعود، چنانكه همه اديان و اقوام با صميميت از آن گفت وگو مى كنند و از رحمت، شفقت، لطف، نوازش، انسان دوستى، نورانيت، نجات بخشى و ظلم ستيزى او ياد مى كنند در وظيفه كسانى وارد شده كه از خشونت، بى مهرى، كين ورزى، بحران سازى و بى عدالتى در عرصه فرهنگ و تمدن مردم به دورند. آنانكه مانند همه خستگان و مستضعفان براى فرا رسيدن منجى از آسمان دست بلند كرده و از دل و جان براى آمدنش لحظه شمارى مى كنند.
برما و همه كسانى كه به نوعى مشتاق گفت وگو از «موعود اديان» و منجى آخرالزمانيم ضرورى است كه به حقيقت دريابيم در كجاى تاريخ و در چه نقطه عطف مهمى از آن به سر مى بريم؟
ما ناگزيريم عشق به «منجى موعود» را كه تاريخ آينده همه ملتهاى صميمى، مظلوم و دردمند را مى سازد در گوش فرزندانمان بخوانيم تا اين عشق آنان را براى تاريخى كه متعلق به آنهاست مهيا كند و از گرفتار آمدن در دامهاى گسترده ابليس در امان نگه دارد.
ما ناگزيريم بدانيم «دجال»، آنتى كريست و آنكه همه امكانات، فرصتها و ادوات را وسيله نشر تباهى اخلاقى، بى عدالتى، سلطه جويى، در عصرما و در وقت ظهور منجى موعود قرار مى دهد چگونه خود را مى نماياند، و چگونه عمل مى كند؟ مبادا كه مصاديقش را از ياد ببريم. ما ناگزيريم بدانيم كه آن منجى موعود با لبخندى بر لب، دستهايى گشاده و سخاوتمند، و با چشمانى مهربان براى همراهى با همه مظلومان و مستضعفان مى آيد و نيازمند حمايت هيچ شمشير و سلاحى كه خون مظلومان و بندگان خداوند را بر تيغه خود دارد نيست. چه، همگان مى دانند كه از سياهى نور و از ظلم عدالت زاده نمى شود. ما ناگزيريم خود را براى آمدنش مهيا كنيم مبادا كه بيايد و ما را خفته ببيند. چنانكه راضى و اميدوار به اين كلام پيامبر اسلام (ص) هستيم كه فرمود:
مردى از اهل بيت من خروج مى كند و خدا بركت خود را به سبب او از آسمان نازل مى فرمايد و بركات زمين را به سبب او ظاهر مى نمايد و زمين را پر از عدل مى نمايد بعد از آنكه پر شده باشد از ظلم و جور. والسلام