ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - امامت در مكتب اهل بيت (ع)
است و بس.
مسئله دومى كه در امامت مطرح است، مسئله عصمت امام مى باشد كه در آيه ١٢٤ از سوره بقره- به هنگام سخن گفتن درباره امامت ابراهيم (ع)- بدان تصريح شده است و ما آن را به اختصار مورد بحث قرار داديم.
اينك اگر باز به قرآن رجوع كنيم اين آيه شريفه را ملاحظه خواهيم نمود:
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً.[١]
جز اين نيست كه خدا مى خواهد هرگونه پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند، و شما را كاملًا پاك و منزه گرداند.
كلمه «اهل البيت» كه در اين آيه به كار رفته است از اصطلاحات شرعى است كه به وسيله قرآن كريم وضع شده است. پيامبر اكرم (ص) نيز با قاطعيت تمام افراد اين گروه را تعيين فرموده است.[٢]
حضرتش على و فاطمه و حسن و حسين را در زير كساء خويش جمع فرمود و اين آيه را كه درباره ايشان نازل گشته بود اعلام داشت، و بدين وسيله دقيقا معين كرد كه زنان وى در شمار اهل بيت نيستند.[٣] لذا «اهل بيت» نام خاص اين گروه شد، و هر جا در اسلام سخن از اهل بيت گفته شود، اينها مقصود هستند، و همينها معصوم مى باشند. اين دومين شرط امامت بود.
در مكتب اهل بيت چنانكه ديديم امامت انتصابى است، و اين انتصاب بايد از جانب خداوند باشد؛ و پيامبر فقط وظيفه دارد كه آن را تبليغ كند، نه اين كه صاحب مقام امامت را تعيين و يا زمامدارى او را توصيه كند.
همچنان كه پيامبر اكرم نماز را تبليغ مى نمايد، و در اين كار فقط فرمانبردار خدا و پيام آور اوست؛ و حج را تبليغ مى كند و آن هم به دستور خدا است و ... و در تمام اين كارها تنها پيام آور خدا مى باشد، در مسئله امامت نيز به همين شكل است.
او امامت را از جانب خدا تبليغ مى كند و نصب و تعيين از سوى رب العالمين است. پس آنچه كه حضرت رسول (ص) درباره امامت بيان مى كند، مانند همانهايى است كه درباره نماز و حج و زكات و جهاد مى گويد، و بيان مى كند، و توضيح مى دهد.
او درباره نماز مى گويد: نماز را اينچنين بخوانيد، در ابتدا اينگونه وضو بگيريد، سوره حمد را در ركعت اول و دوم بخوانيد، در ركوع چنين كنيد، و در سجده چنان. و مى گويد كه نماز را در چند ركعت بخوانيد، يا مقارنات و مقدمات آن را چگونه به جا آوريد و ...
همانگونه كه اين موارد را پيامبر اكرم (ص) از سوى خودش نمى گويد، و از جانب خداوند بيان مى كند، و سخن او را تبليغ مى نمايد، آنچه كه در مورد مسئله امامت نيز گفته است از جانب حق تعالى مى باشد؛ «وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى».[٤]
البته احاديث و روايات بسيارى از رسول گرامى (ص) در مسئله امامت در دست داريم. اين احاديث به دو دسته متمايز تقسيم مى شود. دسته اول شامل رواياتى است كه امامت اهل بيت را به طور عموم ثابت مى كند. دسته ديگر رواياتى است كه رهبر و امام پس از پيامبر را به نام معرفى مى نمايد. بسيارى از روايات مزبور در كتب معتبر مكتب خلفا نيز ذكر شده كه براى آگاهى بيشتر، خوانندگان محترم را به كتب مفصل در اين باب به خصوص كتاب شريف الغدير، ارجاع مى دهيم.
پى نوشتها:
\* برگرفته از مجله كيهان فرهنگى، ش ١٨٣.
[١]. نهاية اللغه، ماده «خلف».
[٢]. راغب اصفهانى، مفردات، ماده «خلف».
[٣]. ر. ك: معانى الاخبار، ص ٣٧٤ و ٣٧٥؛ عيون الاخبار (چاپ نجف) ج ٢، ص ٣٦؛ من لايحضره الفقيه، تحقيق على اكبر غفارى، ج ٤، ص ٤٢٠؛ بحارالانوار، ج ٢، ص ١٥.
از مصادر مكتب خلفا ر. ك: رامهرمزى، المحدث الفاصل، باب فضل النافل عن رسول اللّه (ص)، ص ١٦٣؛ قاسمى، قواعد التحديث، باب فضل راوى الحديث، چاپ دوم، ص ٤٨؛ خطيب بغدادى، شرف اصحاب الحديث، باب كون اصحاب الحديث خلفاء الرسول، ص ٣٠؛ ابن عبدالبر، جامع بيان العلم، ج ١، ص ٥٥؛ ابونعيم، اخبار اصبهان، ج ١، ص ٨١؛ سيوطى، الفتح الكبير به نقل از: ابوسعيد، ج ١٠، ص ٢٣٣؛ متقى هندى، كنزالعمال (چاپ دوم) ج ١٠، كتاب العلم، باب آداب العلم، فصل رواية الحديث و آداب الكتابة، ص ١٢٨ و ١٣٣، ح ١٠٨٦ و ١١٢٧ و ١٨١، به نقل از: اميرالمؤمنين على (ع) و ابن عباس، قاضى عياض، الالماع، باب شرف علم الحديث و شرف اهله، ص ١١.
[٤]. آنچه كه در علم اصول فقه «حقيقت شرعى» نام مى گيرد.
٥. «ياداوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ».
[٦]. «... إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً».
[٧]. در جلد اول معالم المدرستين (اثر ديگر مؤلف) باب «مصطلحات بحث الامامة والخلافة» بحث مشروح ترى پيرامون اصطلاح خليفه آمده است.
[٨]. ر. ك: ماوردى، الأحكام السلطانية والولايات الدينية، (چاپ