ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - ٦ چه كسانى مصداق اين آيه هستند؟
اين خلافت در زمين، قدرت يافتن بر آبادى و اصلاح است نه بر خرابى و افساد و قدرت يافتن بر ايجاد عدل و آرامش است نه بر ظلم و غبه و قدرت يافتن بر بالا بردن نفس بشرى است نه بر پايين آوردن سطح فكر افراد حامعه به درجههاى حيوانى ...
امّا حاكمانى كه در زمين فساد مىكنند و ظلم و جور را گسترش مى دهند و به وسيله آن مردم را به درجات حيوانى تنزل مىدهند، اينها از مصاديق خليفه روى زمين نيستند؛ بلكه اينها به وسيله اين حكومتى كه بدان دست يافتهاند، مورد امتحان قرار گرفتهاند.[١]
٦. چه كسانى مصداق اين آيه هستند؟
در تعيين مصداق اين آيه، نظريههاى مختلفى وجود دارد.
بعضى از مفسران اهل سنت، اين آيه را بر خلافت خلفاى راشدين تطبيق كردهاند. زمخشرى اين آيه را واضحترين و روشنترين دليل بر مشروعيت خلافت آنها مى داند.[٢]
فخر رازى نيز با توجه به ختمين نبوّت مراد از اين استخلاف را امامت مىداند و مىگويد:
اين مطلب روشن است كه حكومتى با اين اوصافى كه در قرآن ذكر شده است بعد از پيامبر و در ايام خلافت ابوبكر و عمر و عثمان به وجود آمد. چون در ايّام آنها بود كه پيروزىهاى بزرگ نصيب مسلمين شد و تمكين و ظهور دين و امنيت حاصل شده،[٣] پس اين آيه را منطبق بر حكومت على (ع) نمى داند چون ان حضرت فقط با نمازگزارانى جنگيد كه با حكومت او مخالف بودند.
آلوسى نيز در تفسير خود همين نظريه را مى پذيرد[٤] و ظاهراً اين يك تفكّرى بود كه در بين اهل سنّت رايج بود. اما اين نظريه، ادعايى بدون دليل است و مىتوان دليل محكم بر خلاف آن اقامه كرد. زيرا اين ايه شريفه، خبر از پيروزى نهايى مسلمين و به قدرت رسيدن مؤمنان صالح و تثبيت دين همراه با امنيت كامل مىدهد و آنچه در اينجا حاكم است، عبادت خالص خداوند بدون هيچگونه شركى است. در حالى كه به طور مسلم حكومت خلفاى چهارگانه، اينگونه نبود؛ زيرا:
اوّلًا به شهادت تاريخ در زمان رسول خدا (ص) تا هنگام رحلت يك سوم اهل مدينه را منافقين تشكيل مىدادند؛ امّا بعد از رحلت پيامبر (ص) صحبتى از منافقين و كارشكنىهاى آنها نيست.
آيا يكباره همه اينها توبه كردند و به مسلمانان ملحق شدند؟ يا همه اينها با رحلت پيامبر از دنيا رفتند و مردند؟ يا اينكه با حكوت وقت سازش كردند؟
اگر احتمال سوم با واقع مطابقت داشته باشد، چگونه مىتوان ادعا كرد كه حكومت به دست مؤمنان صالح افتاده و آنها خليفه روى زمين شدهاند؟
ثانيا: يكى از خصوصيات اين حكومتى كه موعود الهى است، تبديل خوف و ترس به امنيت و آرامش است. در حالى كه به تعبير مرحوم علامه طباطبايى در زمان خلافت انها، مسلمانان در ميان دو خوف قرار داشتند: يكى دشمنان داخلى كه با حكومت مركزى عهد بسته بودند كه از فرصت استفاده نموده، پيمان خود بشكنند و به زنان و كودكان شبيخون بزنند. يكى هم دشمنان خارجى.[٥]
در روايتى است كه مفضل از امام صادق (ع) سؤال كرد:
كه نواصب گمان مىكنند كه اين آيه مربوط به زمان خلفاى اربعه مىباشد.
حضرت در مقام انكار فرمودند:
«... در زمان خلافت كداميك از اينها دينى كه مورد پسند خدا و رسولش بود حاكم شد. به گونه اى كه امر خلافت و حكومت در ميان امت گسترش يابد و خوف و ترس از قلوب مسلمين از بين برود و شك از دل آنها زدوده شود؟! در حالى كه در آن زمان گروه زيادى از مسلمانان مرتد شدند و در زمان آنها فتنهها برانگيخته شد و مسلمين با كفار در حال جنگ بودند.»[٦]
امّا در مقابل اين نظريه، عدهاى معتقدند كه اين آيه، وعدهاى براى همه امّت روى زمين است كه همه آنها تحت لواى اسلام قرار مىگيرند.
قرطبى بعد از ذكر اين نظريه، حديثى از رسول خدا (ص) نقل مىكند كه مى فرمايد:
«رؤيت فى الارض فرايت مشارقها و مغاربهاا و سيبلغ ملك امتى ما زوى لى منها»[٧]
زمين براى من گردآورى شد و تمام مشرقها و مغربهاى آن را ديدم و به زودى