ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - شيعيان و حضرت صاحب الزمان (ع)
غرب و شيعيان اهل بيت (ع)
بايد اذعان داشت كه غرب و صهيونيسم هيچگاه تمايل به حفظ استقلال فرهنگى، سياسى و اقتصادى ايران نداشته و هميشه درصدد بوده اند تا با استفاده از تمامى وسايل مانع تحقق قطعى اين امر شوند زيرا، نوع باور و اعتقاد اهل تشيع را- كه هماره چشم به راه رسيدن «موعود منتظر» هستند- رو در رو با اساس و بنياد نظرى فرهنگ و تمدن خود مى بينند كه:
«سحر با معجزه پهلو نزند.»
آنان نيك دريافته اند كه شيعيان، به جهان معاصر به چشم مدينه فاضله و جهان مطلوب نمى نگرند.
شايد به واسطه همين شناخت از سرزمين و مردم ايران است كه طى يكصد و پنجاه سال اخير، به گونه هاى مختلف سعى در خدشه دار كردن موضوع «انتظار و مهدى منتظر (ع)» كرده اند و با ايجاد فرقه ها و دسته هاى متعدد، اميد به بسط تفرق و تشتت در ميان مسلمانان داشته اند. چرا كه اين باور (ظهور منجى موعود) شيعيان را به عنوان جامعه اى معترض در برابر كفر، شرك، نفاق و الحاد معرفى كرده است.
نمونه بارز اين اعتراض بزرگ در برابر استكبار، وقوع انقلاب اسلامى به رهبرى حضرت امام خمينى قدس سره بوده است. چه، شيعيان همواره در طول همه تاريخ، تابع مكتبى بودند كه جانمايه آن را اعتراض در برابر وضع نامطلوب و تلاش براى بناى وضعى مطلوب تشكيل مى داد و به آنان يادآور مى شد كه:
«افضل العبادة انتظار الفرج»[١]
انتظار، بذرى است كه در شرايط مناسب، نهال اميدوارى، ستيز با استكبار، دورى از فساد، امر به معروف، نهى از منكر، دفاع از مظلوم، سرزندگى، دورى از ياس و بالاخره فرمانبردارى از خداوند رحمان را مى پرورد.
شيعيان و حضرت صاحب الزمان (ع)
قيام مهدى موعود (ع)، بزرگترين حادثه تاريخى بشريت و سرفصل فارق ظلم و باطل از عدل و حق است چنانكه فرمود:
«اذا قام القائم (ع) ذهبت دولة الباطل»[٢]
هنگامى كه قائم به پا مى خيزد دولت باطل نابود مى شود اين قيام با استناد بر بسيارى از اخبار و حوادث مى نمايد كه، از آن ميان تحقق انقلاب اسلامى، و برخاستن مردى از قم را مى توان بشارت دهنده قريب الوقوع بودن آن جريان عظيم در عرصه هستى دانست.
«و عجل لنا ظهوره انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا»[٣]
خداوندا در ظهور حضرتش شتاب كن، اگر چه ديگران اين امر را دور مى دانند اما ما آن را نزديك مى دانيم.
اين مطلب در كنار اين كلام محكم:
«من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية»[٤]
كسى كه بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلى از دنيا رفته است ما را متذكر اين مى سازد كه عدم معرفت درباره آن حضرت ما را دچار غبنى بزرگ خواهد كرد.
غبنى كه تا مغز استخوان را مى سوزاند و دل را مى لرزاند. از آن مهمتر غم فقدان آمادگى جسمى و روحى بسيارى از مسلمانان در سرتاسر عالم است كه در ميانه زنجير طغيانگران و سلاطين خودكامه، زمينگير ماندهاند.
بديهى است كه ايجاد آمادگى منوط به شناختى ژرف درباره دين، تاريخ، روايات و اخبار مربوط به ظهور و حكمت ازمنه است،