ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - مهدويت و رسالت نهادهاى فرهنگى
عمر گريه كرده و دعا خوانده اين ديگر چه جور امامى است؟ آقاى امينى مىگفتند در جوابش يك صحيفه سجاديه براى او پست كردم. بعد از مدتى برايم نامه نوشت كه اگر اين امام شما پانصد سال عمر مىكرد و همين اثرش بود امام بود. اما حالا در سطح همين شهر آيا جوانان ما اصلا صحيفه را مىشناسند كه در آن چيست؟ تازه خوبهايشان مىگويند كتاب دعاست و بايد دعاهايش را بخوانيم. در لبنان چاپخانهاى دارد به نام مطبعة المزامير كه دعاهاى مرسوم مسيحىها را چاپ مىكنند. بنده در آنجا جزوه كوچكى ديدم كه روى آن نوشته بود مناجات امام زينالعابدين؛ يعنى امام زينالعابدين را از خودشان مىدانند. مناجات خمسة عشر كه اول مفاتيح آمده چه مناجاتى استحقيقتا اين مناجاتها را براى خودشان چاپ كرده بودند. جزوهاش را خودم داشتم. مناجاتى كه از نظر محتوا و آثار معنوى اينجور است. ما اين بحثها را اگر بگوييم و مطالب روايتهايى را كه راجع به حضرت مهدى (ع) است اگر اينها را آناليز و دستهبندى كنيم؛ مساوات، برابرى، برادرى، قانونگرايى، مسؤوليتپذيرى و ... اگر ما اينها را استخراج كنيم. ببينيد چه مطالبى خواهيم داشت.
با توجه به اهميت و ضرورت اين بحثها عملكرد سازمانهاى مسؤول در امور فرهنگى و به ويژه مذهبى را چگونه مىبينيد و چطور بايد مىبود؟
سؤالى است كه يك كتاب هزار صفحهاى پاسخ مىخواهد، اما اگر بخواهم اجمالا جواب بدهم بايد بگويم در بعد فرهنگى چه كردند و در بعد عملى چه. انديشمندان حسابى ما را كه كشتند. بىتعارف. باقيماندهشان هم كه كموبيش سه چهار نفرى باقى ماندند گرفتار جنگ و ديگر مسائل شدند. كه به آن كارى ندارم. اما متاسفانه در بعد انديشه حتى انديشه و حرف خوب زده نشده است. هنوز كه هنوز استحوزههاى علميه ما نمىانديشند كه ما جامعهاى ساختهايم و به همه مشكلات جامعه بايد يك پاسخى بدهيم. همين الآن طلبهاى كه تربيت مىشود اينطور تربيت نمىشود. خدا رحمت كند احمد آرام را كه مترجم الحياة استبه اخوى ما گفته بود كه حوزههاى علميه افرادى مثل آقاى بهشتى را تربيت مىكنند كه حوزهها را نگه دارند يا خير؟ سؤال عجيبى است. اخوى گفته بود: بله! اما مىپرسم: كى اقتصاد بايد درس رسمى حوزهها بشود؟ بدون نمره آوردن از اقتصاد بايد طلبه حذف شود. اما كجا تدريس مىشود؟ بنده خدا آقاى صدر كه من عقيدهام اين است كه شهيد همين كتاب اقتصادنا شد و گر نه آدم مبارزى نبود كه سينهچاك كند و با صدام جنگ كند. بارها ايشان را در نجف ديده بوديم. ايشان كشته تئورىهاى اقتصادى شد كه ضدسرمايهدارى و سلطه اختاپوسهاى داخلى و خارجى است. اگر يك تئورى طرفدار سرمايهدارى داشت صدام او را روى سرش مىگذاشت. ايشان اقتصادنا را براى طلبهها نوشتهاند. حالا بسمالله بياييد در حوزه مشهد يا قم چراغ به دست برويم به