ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٠ - كوفه
در دوران غيبت صغرى شيعيان در شهرهاى مختلفى در بلاد اسلامى مىزيستند. تراكم جمعيتى شيعيان در برخى شهرها بهگونهاى بود كه قشر غالب جمعيتى را تشكيل مىدادند و بهواسطه كثرت جمعيتشيعى و غلبه اين مذهب، آن شهر به عنوان شهرى شيعه مذهب و يا داراى گرايشهاى شيعى، شناخته و معروف مىشد، مانند شهرهاى قم و كوفه. در بسيارى از شهرها جمعيتشيعيان به صورت اقليت وجود داشتند. در گزارشهاى تاريخى پراكندهاى كه نقل شده بهوجود شيعيان در شهرهاى مختلف اشاره شده است. اينجا بهطور مختصر پراكندگى شيعيان در سرزمينهاى اسلامى را در اين عصر بررسى مىكنيم.
قم:
اين شهر مهمترين شهر شيعيان و پايگاه تشيع در ايران محسوب مىشد. سابقه تشيع در شهر قم، كه شهرى اسلامى بود و بهقولى در زمان حجاج بن يوسف ثقفى در سال ٨٣ هجرى احداث شده بود، به زمان مهاجرت عدهاى از اشعريان كوفه به شهر قم مىرسد. در اواخر قرن اول هجرى، گروهى از خاندان اشعرى، كه از ديرباز داراى گرايشهاى شيعى بودند، به شهر قم هجرت كردند و با آمدن آنها اولين بارقههاى تشيع در اين شهر درخشيد.[١] تشيع قم از چنان شهرتى برخوردار بوده كه در تمامى آثار جغرافىدانان قرن چهارم و پس از آن، بدان اشاره شده است، بلخى در المسالك و الممالك نوشته است كه «اهل قم همه مذهب تشيع دارند و اصل ايشان بيشتر از عرب است».[٢]
مقدسى نيز گفته است: «و اهل قم شيعه غاليه هستند»[٣]
آدام متز در تمدن اسلامى در قرن چهارم شهر قم را بهعنوان يكى از شهرهاى مهم شيعى ذكر كرده است.[٤]
روابط گسترده شيعيان قم با ائمه (ع) حاكى از اين است كه از نيمه قرن سوم هجرى اين شهر مهمترين مركز تشيع در فلات ايران بوده است.
روايات بسيارى از امام صادق (ع) و ساير ائمه (ع) در فضيلت قم و اهل آن بيان شده است كه مبين همين موضوع است. در روايتى امام صادق (ع) فرموده است: قم سرزمين و ما و سرزمين شيعيان ماست.[٥]
همچنين نقل شده است كه امام عسكرى (ع) براى مردم «قم» و مردم «آبه» نامه نوشته و براى آنها آرزوى هدايت الهى كردند.[٦]
در دوران امام عسكرى (ع) مكاتبات و مراودات اهل قم با امام بسيار زياد بود. معمولا گروههايى به خدمت امام مىرسيدند تا مسائل خود را بپرسند و وجوهات خود را بپردازند.[٧]
تشيع يكپارچه مردم قم در تمام ممالك شناخته شده بود و دليل عمدهاش اين بود كه هيچ شهرى در آن زمان وجود نداشت كه مردمش اين چنين بهطور كامل شيعه دوازده امامى باشند و از همينرو بود كه اين شهر پناهگاه و ماواى علويانى بود كه از ظلم و ستم حكام و امراء عباسيان گريزان بودند و به اين شهر پناه مىآوردند. نمونه بارز اين امر آمدن فاطمه معصومه دختر موسىبن جعفر (ع) و موسى مبرقع فرزند امام جواد (ع) به اين شهر بود كه مورد توجه خاص مردم اين شهر قرار گرفتند.[٨] در كتاب تاريخ قم شرح مفصلى از ساداتى كه به قم عزيمت كرده و خاندانهايى به وجود آوردند ذكر شده است. مؤلف كتاب چنين به دست مىدهد كه گويا سادات، شهر قم را حتى به طبرستان و رى نيز ترجيح مىدادند.
كوفه:
اين شهر از ديرباز به داشتن جمعيتشيعى معروف بود، سابقه تشيع شهر كوفه به دوران خلافت امام على (ع) مىرسد، اگرچه طبق شواهدى گرايشهاى شيعى پيش از آن نيز در اين شهر وجود داشت ولى دوران چند ساله اقامت امام در اين شهر اين امر را تشديد كرد، بهطورى كه در پايان قرن اول هجرى كوفه شهرى شيعى تلقى مىشد كه محل تجمع سران شيعه در عراق و مركز مخالفتبا امويان بود. در زمان امام صادق (ع) تشيع كوفه بسيار حايز اهميتبود و امام (ع) برآن تاكيد داشتند، دليل اين امر را شايد بتوان رويارويى اين شهر با شهر بصره كه داراى تمايلات شديد عثمانى بود، دانست.
مراودات و مكاتبات كوفيان با ائمه (ع) گوياى فعاليت و نشاط علمى و اجتماعى جامعه شيعى در اين شهر است كه انتقال امام جواد (ع) در اواخر عمر به بغداد و امام هادى و امام عسكرى (ع)